X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

forooshgah

isabk

motaleat

آخرین مطالب
چهارشنبه 20 آذر 1398
انعقاد تفاهم‌نامه همکاری میان حوزه علمیه جامعه الزهرا(س) و مؤسسه سبک زندگی آل یاسین
تفاهم‌نامه همکاری میان حوزه علمیه جامعه الزهرا(س) و مؤسسه سبک زندگی آل یاسین به امضای رؤسای دو مرکز رسید.
دوشنبه 18 آذر 1398
جلسه 105 از کلاس های زندگی معنوی
جلسه صد و پنجم از کلاس های زندگی معنوی توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد تقی فعالی در محل موسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد.
شنبه 16 آذر 1398
کرسی آزاداندیشی ارائه نظر « بررسی ابعاد سبک زندگی در بیانیه گام دوم انقلاب »
دهمین کرسی از مجموعه کرسی های آزاداندیشی سبک زندگی اسلامی با عنوان « بررسی ابعاد سبک زندگی در بیانیه گام دوم انقلاب » با حضور محققان و علاقمندان برگزار شد.
چهارشنبه 13 آذر 1398
کتاب عشق ماندگار
به گزارش اداره روابط عمومی موسسه سبک‌زندگی آل ‌یاسین؛ پروژه کتاب عشق ماندگار توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید فلاحتی به اتمام رسید.
دوشنبه 11 آذر 1398
برگزاری اجلاسیه اساتید مراکز تخصصی حوزه علمیه
به گزارش اداره روابط عمومی مرکز تخصصی آل یاسین؛ اجلاسیه اساتید مراکز تخصصی حوزه علمیه در محل سالن همایش مدرسه معصومیه برگزار شد.
اشکال، شیوه‌ها و آیین عزاداری در ایران
عزاداری به شیوه‌های مختلفی برگزار می‌شده است ازجمله: پرده‌خوانی، شمایل‌نگاری، نوحه، روضه‌خوانی، سیاه‌پوش شدن، تابوت‌واره، طشت‌گردانی و...
نویسنده: دکتر علی کیا و عبدالرضا آتشین‌صدف

اشکال، شیوه‌ها و آیین عزاداری در ایران


یکم) پرده خوانی


پرده‌خوانی، هنری از هنرهای نمایشی عامه است که به نقل واقعه های مذهبی، به ویژه واقعه عاشورا، از روی تصاویر نقاشی شده روی پرده اختصاص دارد. پرده خوانی را «شمایل‌گردانی»، «پرده داری» و «پرده گردانی» نیز می گویند.  در پرده خوانی نقالی که پرده‌خوان نامیده می‌شود، با بیانی رسا و آهنگین داستان واقعه های مجالس پرده را شرح می دهد.
پیشینه تاریخی پرده خوانی را می‌توان به نوعی نقالی همراه با موسیقی و آواز در دوره های پیش از اسلام مربوط دانست که پس از ورود اسلام به ایران، به دلیل محدودیت های موسیقی، به نوعی نقالی ملی ـ مذهبی تغییر یافته است، به ویژه در زمان صفویه که انواع نقالی مذهبی (روضه‌خوانی، پرده‌داری، صورت خوانی و سخنوری) شکل گرفت.  برخی موقعیت تاریخی پرده خوانی را حدّ فاصل گذار از برگزاری مراسم عزاداری عمومی ماه محرم در دوران صفویه به برگزاری نمایش مذهبی تعزیه در دوران قاجاریه و یکی از منابع تحول و تکامل تعزیه دانسته اند.   برخی دیگر نقوش پرده را ترجمان نمایش تعزیه در قالب هنرهای دیداری و ره‌آورد تعزیه می دانند.
پرده خوانی در عصر صفوی، با رونق گرفتن نقاشی های پرده، متداول شد  و به صورت شمایل نگاری بر روی پرده، دیوار، شیشه و کتاب در آمد. پرده خوانی در عصر قاجار رونق بیشتری یافت و پرده خوانی و شمایل‌گردانی به مجموعه آیین های مراسم سوگواری افزوده شد که در مکان های متبرکی مانند امام زاده ها و زیارتگاه ها برپا می شد. رفته رفته در تمام ایام سال پرده خوانان در محل تجمع و گذر مردم، مانند میدان ها، چهارسوها و سر گذرها، پرده می گشودند و پرده خوانی می کردند.
ساختار پرده خوانی بر دو رکنِ پرده و پرده خوان استوار است. پرده پارچه‌ای است که یک یا چند رخداد مصیبت بار خاندان پیامبر(ص) بر آن نقش بسته است. جنس پرده ها از «متقال» و «کرباس» و اندازه آنها معمولاً 5/1 در 3 متر است.  در ایام سوگواری در مساجد یا مجالس روضه‌خوانی، پرده هایی نصب می‌کردند که وقایع عاشورا را نشان می‌داد و روضه‌خوانان گاهی به تصاویر وقایع عاشورا بر روی پرده اشاره می‌کردند. تصاویر مجالس، فشرده و در کنار یکدیگر قرار دارند و از نظر موضوعی کم و بیش به یکدیگر مرتبط هستند. موضوع اصلی این نقش ها واقعه کربلا و حوادث پیش و پس از آن بوده، اما رفته‌رفته داستان های اخلاقی پندآموز مانند جوانمرد قصاب و عاق والدین نیز به آنها افزوده شده است.  معمولاً به لحاظ قداست عدد 72 و ارتباط آن با واقعه کربلا در هر پرده 72 مجلس فرعی و اصلی وجود دارد. 
نقش سیمای اولیا بر پرده متفاوت است: پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(علیه السلام) در هاله ای از نور یا در نقاب تجلّی می یابند و برخی فرزندان و یاری کنندگان ایشان بدون هاله نور و نقاب، با رنگ های متناسب باورهای مذهبی و زیبا نقش می گیرند و غالباً در مرکز پرده قرار دارند.  در مقابل، اشقیا بسیار زشت و حتی هیولا‌گونه ترسیم می شوند. اسب ها نیز با توجه به شخصیت صاحبانشان نقش می گیرند.  چهره زنان کربلا گاهی محو و گاهی زیر پوشش پنهان است. اشخاص و وقایع هر مجلس با چند کلمه و یا جمله ای کوتاه روی پرده معرفی شده اند. 
نقاشان این پرده ها با بهره گیری از باورهای عامه توسط نقش و رنگ‌ها تضاد میان اولیا و اشقیا را نشان می دادند؛ مثلاً رنگ سبز را به نشانه تقدس و رنگ سرخ را به علامت ستمگری به کار می بردند و از درختان و حیوانات همچون نمادهایی استفاده می کردند.
مراحل کار پرده خوان به ترتیب عبارت است از: پیش واقعه خوانی، مناجات و فضایل خوانی، مناقب خوانی، خطبه خوانی و نقل قصه و حدیث است. در پایان پرده خوان، با لحنی سوزناک، گریزی به صحرای کربلا می زند و به نوحه و ندبه می پردازد. گرچه پرده خوانان با نیت ثواب بردن و ثواب رساندن و تحریک احساسات مذهبی تماشاگران به پرده خوانی می پردازند، لیکن از راه پرده خوانی کسب معاش نیز می کنند. از این رو، در پایان هر مجلس پولی به رسم تبرک از مردم دریافت می-کنند. 

دوم) شمایل‌نگاری


شمایل‌نگاری مذهبی در ایران بر اساس مضامین برگرفته از تاریخ مذهبی تشیع از اواخر دوره آل بویه (320ـ448 ق) معمول بوده و در دوره صفوی در میان مردم شیعه ایران به طور چشم گیری شیوع یافت و به صورت شمایل نگاری روی دیوار و پرده و مصوّر کردن کتاب نمودار شد.
از آن زمان به بعد سنت نقاشی روی دیوار در میان تصویرگران عامه رواج بیشتری یافت. شمایل ‌گران تصاویر قدسیان و معصومان و وقایع مصیبت بار کربلا را روی دیوارهای ایوان، حرم اماکن مقدس، زیارتگاه ها، سقا خانه ها و آب انبارها نقاشی می کردند، اکنون نیز آثار فراوانی از این دسته دیوارنگاره های شمایل سازان دوره صفوی در دیوار رواق ها و ایوان های برخی از امامزادگان و مزارهای شخصیت های دینی ـ مذهبی پراکنده در شهرها و روستاهای ایران وجود دارد؛ امامزاده زید در اصفهان نمونه برجسته و گویای آن است.
از اواخر دوره صفوی به این سو، عزاداری در روز عاشورا و به نمایش درآوردن وقایع روز کربلا صورت جدی تر و واقعی تری یافت. از آن پس شیعیان ایران در دسته های عزاداری عاشورا شبیه هایی از شخصیت های مقدس مذهبی و شهیدان کربلا را در محله ها و گذرگاه ها می گرداندند. هر یک از این شبیه ها، پیاده یا سواره، روی ارابه یا چهارچرخه، شرح مصائب شهیدان و اهل‌بیت امام حسین(علیه السلام) را با سخنانی منظوم می خواندند. رفته‌رفته شبیه گردانی ها و نمایش ها بر روی وسایل رونده تحول یافت و به صورت نمایش آیینی ـ مذهبی، شبیه خوانی یا تعزیه خوانی، و میدانی یا صحنه ای در آمد.

سوم) سپاه‌پوش شدن و حضور در مجالس


در ماه‌های محرم و صفر عزاداری و سوگواری در تمام شهرهای ایران به اشکال مختلف برگزار می‌شود. پوشیدن جامه عزا، که معمولاً سیاه، کبود یا نیلی است، از شایع ترین رفتار در این مدت است. در تمام ایام این دو ماه، مردم در خانه های مسکونی و همچنین تکیه ها و حسینیه های کوچک و بزرگ با برپا کردن چادر به روضه‌خوانی، برپایی تعزیه، اطعام مساکین و... می پردازند و هر کس به نسبت توان خود به گونه ای در این مراسم و نیز تقبل هزینه های آن شرکت می جوید.

چهارم) روضه‌خوانی


عمومی کردن سوگواری امام حسین(علیه السلام) که قربانی ستم امویان گردید، به زمانی مربوط می‌شود که ایرانیان و هواخواهان علی(علیه السلام) برای ستاندن قدرت علیه خلیفه شوریده بودند. معزالدوله دیلمی در سال 351 قمری (962م) تعزیت را در سطح عمومی برقرار ساخت. ابراز همدردی و شرکت دسته‌جمعی در نمایش حزن انگیز در سرنوشت حسین(علیه السلام)، جزء لاینفک مراسم سوگواری بود.
واژه روضه‌خوانی و عنوان روضه‌خوانی در اوایل عصر صفوی پدید آمد و پیش از آن این اصطلاح وجود نداشت. روضه-خوانان در عصر صفوی کار مناقب خوانان، مداحان و مرثیه سرایان گذشته را انجام می دادند. از سوی دیگر جای قصه گویان و مقتل‌خوانان و حتی واعظان را هم گرفته بودند. از این زمان به بعد وعظ و خطابه و مرثیه سرایی در وجود روضه خوانان جمع شد و آنان با درهم آمیختن نظم و نثر مردم را به گریه وامی داشتند.

پنجم) نوحه


نوحه در لغت به معنی مویه و زنجمره و در اصطلاح ادبی شعری است که در سوگ تازه‌مرده یا امامان(علیه السلام) بخوانند. مردمی ترین شکل از شعر عاشورا نوحه است. نوحه گونه ای مرثیه است که آهنگی ویژه دارد و شناخته ترین جولانگاه آن آیین های عزاداری، به ویژه مراسم سوگواری امام حسین(علیه السلام)، است. آنکه نوحه می خواند نوحه‌خوان یا نوحه سرا نام دارد. هنگامی که نوحه‌خوان نوحه سرایی آغاز کند، نوحه گران اغلب به سینه‌زنی و گاه زنجیرزنی و حتی قمه‌زنی می پردازند.
خاستگاه یا گسترش نوحه و نوحه خوانی را باید دوره صفویه (907ـ1148 ق) دانست؛ اما تا پیش از دوره قاجاریه (1193ـ1344 ق) دیوان اشعاری که شامل نوحه های جدی باشد، یافت نمی‌شود. ارتباط نوحه با موسیقی از روضه بیشتر است؛ زیرا اشعار نوحه که برای سینه‌زنی سروده می‌شود دارای ریتم و وزن به‌خصوصی است که با آهنگ بعضی از گوشه-های آواز ایرانی اجرا می گردند و غالباً حالت تصنیف به خود می گیرند. نوحه عامل بسیار بزرگی برای نگهداری و اشاعه موسیقی ملی ما بوده است.  میرزا تقی خان امیرکبیر نیز توجه خاصی بدان معطوف کرد و حتی بعضی از شعرا را وادار نمود که اشعاری برای تعزیه بسرایند.
نوحه و نوحه سرایی در دوره پهلوی (1304ـ1357 ش) از رونق افتاد و در واقع سرکوب شد. سرکوبگری این نوع مراسم، نتیجه مخالفت رضاشاه با برگزاری این نوع آیین ها و مذهب ستیزی او بود. وی که پیش‌تر به منظور جلب توجه مردم پیشاپیش دسته های نوحه خوان و عزادار حرکت می کرد و نمایش های دینی به راه می انداخت، با به قدرت رسیدن یا به واسطه تحولی که در او پیدا شد، با نوحه خوانی و راه انداختن دسته های سینه‌زنی و زنجیرزنی به مخالفت برخاست.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛ به ویژه در سال های جنگ ایران و عراق، نوحه و نوحه خوانی دوباره شکوفا شد و بالید. این بار جولانگاه نوحه و نوحه سرایی ـ جدا از مراسم و آیین های دینی و سوگواری ـ شب های عملیات جنگی بود. مهم‌ترین هدف از برگزاری این نوع مراسم، تقویت روحیه جنگی و پالایش روح رزمندگان و ایجاد حس هم دلی با عاشوراییان بود. تعدادی از نوحه سرایان دو دهه اخیر با عنایت به رسالت خود و تأثیر شگرف نوحه ها در مخاطبان و رویکرد جدی به مفاهیم ارزشی، موجبات تطور محتوایی نوحه های عاشورایی را فراهم آورده اند.

ششم) تابوت‌واره


شیعیان جهان، به ویژه شیعیان ایران، در مراسم سالگرد شهادت شهیدان دینی خود صندوق  آرایه بندی شده ای را در دسته‌های عزا می گردانند که اگر چه تابوت نیست، اما مظهر و نمادی از تابوت شهید به شمار می آید. این تابوت های نمادین را که از آنها به «تابوت‌واره» تعبیر می‌شود، به شکل های گوناگون و شبیه به صندوق گور، ضریح و گنبد و بارگاه می سازند و در حوزه های جغرافیایی مختلف ایران به نام های نخل، حجله، شیدونه، دُغدُغه، شش گوشه، نهر علقمه، شط فرات و ... می‌نامند. برخی از این تابوت‌واره ها فقط به نواحی خاصی از ایران اختصاص دارد.

هفتم) طشت‌گردانی


از دیگر مراسم سنتی در بعضی از شهرهای ایران، ازجمله اردبیل، «طشت‌گردانی» است. در این مراسم طشت های آب را در مساجد و حسینیه ها می آورند که نشانه ای از فرات است. از سه روز مانده به محرم در مسجد جامع، مسجد اعظم و سپس در مساجد دیگر طشت هایی را بالای سر می گیرند و مسجد را دور می زنند و سپس داخل آنها آب می ریزند. مردم دست به طشت و آب آن می زنند، که به معنای نوعی بیعت با امام حسین(علیه السلام) و حمایت از حضرت عباس(علیه السلام) است. آب طشت ها را مردم در شیشه هایی برای شفا و تبرک برمی دارند. این سنت از حادثه جوانمردانه آب دادن امام حسین(علیه السلام) به سپاه حُرّ در روز بیست و هفتم ماه ذی‌الحجه گرفته شده است که آب مشک ها را در طشت ها ریختند و تمام لشکر حُرّ و اسبان آنها را سیراب کردند. نشانه‌ها و مظاهرمثل طشت آب و چند ساقه گیاه که نماد رودخانه و نخلستان است، نشان می‌دهد که در تعزیه عاشورا استفاده از سمبل‌ها رواج داشته و دارد.

هشتم) حمل عَلَم، کُتَل، بیرق، پنجه و توغ


برای دسته‌گردانی هر محله عَلَم یا علامت مخصوص به خود را داشته است که از علم های محله های دیگر متمایز بوده و هنگام عزاداری اهل محل به دنبال آن به راه می افتادند و سینه‌زنی و نوحه خوانی می کردند.
عَلَم پرچمی است که در مراسم دینی حمل می‌شود و از قطعه ای پارچه منقوش به نشانی خاص و یا رنگی خاص که معمولاً به میله ای آویخته می‌شود، تشکیل شده است. در گذشته گاهی از پوست به جای پارچه استفاده می شد. در فارسی به عَلَم نشان هم گفته می‌شود. کلماتی چون بیرق، درفش، پرچم، رایت، لوا، علامت و بند نیز در زبان‌های فارسی عربی و ترکی به همین معنا به کار رفته است. در برخی از متون تاریخی اسلام پیامبر اکرم(ص) «حامل لوا در روز رستاخیز» نامیده شده است.  امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) خود را «اهل لوا» نامیده است، که بر اهمیت و احترام پرچم یا عَلَم در میان مسلمانان دلالت دارد. 
در جنگ های صدر اسلام عَلَم کاربرد گسترده ای داشت. مسلمانان برای برافراشته نگه داشتن و حفظ لوا اهمیت بسیاری قائل بودند. معمولاً برای هر جنگ لوایی مخصوص وجود داشت و به دست کسی سپرده می شد که یا فرماندهی بر عهده او بود، یا از دیگران دلاوری بیشتری داشت و یا از فضیلت و برتری ویژه ای برخوردار بود.
حمل علم در مراسم دینی محرم از دوران آل بویه در ایران رایج شد و از دوران صفویه مراسم محرم و علم‌کشی رواج بیشتری یافته، رسمی شد و در مراسم آیینی سینه‌زنی و تعزیه مورد استفاده قرار گرفت.
کُتَل عَلَم بزرگی است که قسمت فوقانی آن را با پیراهن بی آستین مانندی می پوشانند، همانند تکیه و متکایی که بر چوب نصب شده باشد، و همراه با علامت و بیرق در مراسم عزاداری حرکت می دهند. همچنین به علامت و اسبانی که به شکل مخصوصی در روزهای عزا حرکت دهند، علم و کتل می گویند.
پنجه، پیکره و نقش دست (از مشت تا سر پنج انگشت) را از مس، برنج، نقره یا طلا می سازند و بر روی کاغذ، پارچه و چیزهای دیگر می اندازند و نماد قدرت و قداست یا طلسم یا تعویذ دفع شر و بلا به کار می برند. در میان مسلمانان پنجه فلزی یا نقش پنجه مظهر قدرت و نمادی از اولیا انگاشته می‌شود. پنجه فلزی نصب شده بر سر پرچم ها، علم ها و علامت‌های چند‌تیغه در دسته های عزاداری را عموم شیعیان مظهری از پنج تن آل‌عبا و یا نشانی از دست بریده حضرت عباس(علیه السلام) می دانند.  و مسلمانان جنوب هند آن را نمادی از دست علی(علیه السلام)، فاطمه(علیها السلام) و عباس عَلَم دار می دانند. هندیان مسلمان پنجه ای را در روز های اول، سوم، یا چهارم محرم، هنگامی که «عاشورخانه ها» را می آرایند، کنار عَلَم می گذارند و زیارت می کنند.  در دیگر کشورهای اسلامی نیز در دسته‌های عزاداری این علامت وجود دارد. 
در دربار ناصرالدین‌شاه روز سوم محرم عَلَمی به نام عَلَم شاه، که بر سر آن پنجه بزرگ از زر ناب ساخته شده بود، به اندرون می آوردند و زنان دربار در پای آن عزاداری، سینه‌زنی و نوحه خوانی می کردند. سپس گروهی عَلَم شاه را به حرکت درآورده، به تکیه دولت می بردند و مراسم عزاداری و تعزیه خوانی در پای آن اجرا می گردید.  جریده های کاشان همه دارای نشانی از دو دست فلزی یا پنج انگشت هستند. این دو دست یا پنجه را بر سربرگ های دو سوی جریده نصب کرده اند و آنها را مظهر دست های از تن جدا شده حضرت عباس(علیه السلام) می دانند.  درون جام های برنجی و مسی برخی سقاخانه ها پنجه-های فلزی نصب می‌گردد که نمادی از دو دست سقای کربلا است.
توغ به معنی عَلَم و نشان و ازجمله وسایل تزیینی دسته های عزاداری است؛   توغ پایه ای است که بر روی آن یک صندوق و بر روی صندوق، زبانه بلندی قرار دارد؛ شالی نیز بر سرِ زبانه می بندند و مانند عَلَمات، یک نفر آن را حمل می کند. در گذشته بر سر میله، به جای پرچم، منگوله ای از دم اسب یا پشم و ابریشم می آویختند و برای تعیین مکان گرد آمدن سپاه، از آن استفاده می کردند  و گاه پنجه یا گروهه ای زرین یا علامتی سه گوش یا هلال‌مانند بر سر آن نصب می شد.  این توغ را افراد معینی از ساکنان محله ها با آداب و آیین های خاص در شهر به حرکت در می آوردند که حمل آن از امتیازات هر محله محسوب می شد.  مردم عزادار در دسته های سینه‌زنی و زنجیرزنی وارد تکیه شده، به دنبال آن توغ ها با شور و هیجانی خاص، به همراه شیون و ناله حرکت می‌کردند و توغ ها را به حالت نیمه افراشته نگه می‌داشتند. این توغ ها در گیلان و مازندران عَلَم خوانده می‌شود و سر آن (سَر توغ) که بر پایه چوبین نصب شده، در روزهایی غیر از ایام محرم در صندوق نگه داری می‌شود. 
امروزه کلمه پاتوغ (پاتوق) به معنای قرارگاه، میعادگاه و محلی است که کسی در اوقات معینی به آنجا می رود و معمولاً بخشی از بیکاری خود را در آنجا می گذراند  و پاتوق دار کسی است که در پاتوق سِمَت پیشوایی دارد. در معنای محدودتر، پاتوق‌دار کارگردان عزاداری های ماه محرم است که علم و کتل و ملزومات عزاداری را نگه داری می کند و غالباً از معتمدان اهل محل است. 
پیشاپیش هر یک از دسته های سوگواری، علاوه بر مقدار زیادی عَلَم، کُتَل و بیرق، معمولاً علامت هایی نیز حرکت داده می‌شود و به دنبال آن مردم سوگوار حرکت می کنند و هم صدا با نوحه‌خوان دم می گیرند و سینه می زنند. هنگام حرکت این‌گونه دسته های عزاداری عده ای از مردم به ادای نذر خود پرداخته، با چای، نان، شیر، شله زرد و... از عزاداران پذیرایی می کنند و عده ای از افراد در معابر گلاب بر سر افراد عزادار می پاشند. بعد از برگزاری مراسم شام غریبان، سینه‌زنی و زنجیرزنی در کوچه و خیابان موقتاً تا روز اربعین و نیز روز بیست و هشتم صفر که مصادف با چهلمین روز شهادت امام حسین(علیه السلام) و رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن(علیه السلام) است، تعطیل می‌گردد؛ اما روضه‌خوانی تا پایان ماه صفر ادامه دارد.

نهم) سینه‌زنی


در عزاداری برای سید الشهداء(علیه السلام) و دیگر ائمه مظلوم همراه نوحه خوانی عزاداران بر سر و سینه می زنند که به آن سینه‌زنی می گویند. به فردی که بر سینه خود زده، عزاداری می کند «سینه زن» می گویند. این سنت در میان عرب ها رواج داشته و بعدها به صورت امروزی در آمده است. این‌گونه نوحه گری ابتدا به صورت فردی بوده، و با مرور زمان به شکل گروهی و دسته‌های سوگواری درآمده.
 دسته گردانی، سینه‌زنی و نوحه خوانی که در زمان صفویه رایج شده و توسعه پیدا کرده بود، در عصر قاجاریه با توسعه و تجمّل بیشتر در پایتخت رواج یافت. دسته گردانی در عصر قاجار به ویژه در زمان ناصرالدین‌شاه با آداب و تشریفات و تجمل بسیار برگزار می شد. دسته های روز با نقاره، موزیک جدید، علم، بیرق، و کتل و دسته های شب با طبق های چراغ زنبوری، حجله، و مشعل به راه می افتادند و در فواصل دسته، سینه زن ها با آهنگ موزون سینه می زدند.

دهم) زنجیرزنی


زنجیرزنی از سنت های عزاداری در ایران است که در پاکستان و هندوستان نیز از دیرباز رواج داشته است. مجموعه ای از حلقه های ریز متصل به هم که به دسته ای چوبی یا فلزی وصل می‌شود «زنجیر» نام دارد. در ایام عاشورا، به صورت دسته جمعی و در هیئت های عزاداری، همراه با نوحه خوانی زنجیر را بر پشت می زنند و گاهی جای آن کبود یا مجروح می‌شود؛ این مراسم غالباً با سنج‌زنی همراه است.
این شیوه عزاداری بود و به ویژه در برخی مناطق و ملت ها که تیغ هایی هم به زنجیر می بستند، در نگاه برخی غیرمسلمانان تأثیر سوء داشت. بنابراین برخی علما به حرمت زنجیر زدن و قمه زدن و خون از سر و پشت خویش جاری کردن فتوا دادند، در مقابل، علمای دیگری در پاسخ به استفتاهای مردم حکم به جواز این‌کار دادند.

یازدهم) قمه‌زنی


از مراسمی است که در بعضی از شهرستان ها و بلاد شیعی توسط برخی از عزاداران امام حسین(علیه السلام) اجرا می‌شود. این‌کار در تأسی به مجروح و شهید شدن سید الشهداء(علیه السلام) و شهیدان کربلا و اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین(علیه السلام) انجام می دهند. در این مراسم صبح روز عاشورا افراد با پوشیدن لباس سفید و بلندی همچون کفن، به صورت دسته‌جمعی، قمه بر سر می زنند تا خون از سر بر صورت و لباس سفید جاری ‌شود. بعضی برای قمه‌زنی نذر می کنند، همچنین برخی نذری را درباره کودکان خردسال انجام می دهند و بر سر آنان در حدی که از محل آن خون جاری گردد تیغ می زنند. قمه‌زنی نیز مثل زنجیرزنی و شبیه خوانی از دیرباز مورد اختلاف نظر علما و پیروان و مقلدین آنان بوده است که بر جواز یا عدم جواز آن حکم کرده‌اند.

دوازدهم) شورزدن


شور زدن از اصطلاحات خاص عزاداری و نوحه خوانی است که طی آن وقتی سینه‌زن یا زنجیرزن به اوج احساسات خود می‌رسد، آهنگ حرکات و صداها سریع تر و پرشورتر می‌شود و با کلماتی همچون «حسین حسین...» بر سر و سینه می زند. گاهی هم کسانی در این حال غش می کنند و ازخودبی‌خود می شوند. وقتی دسته های سینه زن و زنجیرزن به حال «شور» می رسند، طبل ها و سنج ها را با شدت بیشتری به صدا درمی آورند. این حالت در عزاداری های برخی شهرها رایج‌تر است.

سیزدهم) طبل‌زنی


طبل نامی عمومی است برای هر یک از سازهای کوبی. این سازها عموماً یک تنه توخالی (معمولاً مخروطی یا استوانه ای شکل) دارند و یک یا دو پوست بر یک دهنه یا دو دهنه آن کشیده شده است که با دست  یا دست های کوچک چوبی نواخته می‌شود. حد و تنوع صدای طبل بستگی به وسعت پوست و مهارت نوازنده دارد.  طبل در گذشته برای تحریک روحیه رزمی در میدان های جنگ استفاده می شد و در کربلا هم طبل جنگ نواخته می شد. در تعزیه های عاشورا، با نواختن طبل همه از برگزاری تعزیه خبردار می شدند و گرد هم می آمدند و شیپور و طبل برای جلب تماشاگر بوده است. در دسته های عزاداری نیز همراه سینه‌زنی و زنجیرزنی طبل نواخته می‌شود.

چهاردهم) سنج


سنج دو صفحه گرد از جنس مسی، روی یا برنج است که دستگیره ای در قسمت بیرونی دارد. در دسته های عزاداری و زنجیرزنی دو صفحه سنج را به هم می زنند و با صدا و آهنگ شورآفرین آن به نوحه‌خوانی می پردازند. به این وسیله «صنج» هم گفته می‌شود.

پایش سبک زندگی، سال اول، شماره 4، آبان 1393، صفحات 89-96.