X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

 

آخرین مطالب
پنج شنبه 19 مهر 1397
دیدار و گفتگوی حجت الاسلام و المسلمین دکتر فعالی با دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه آیت الله حسینی بوشهری
دکتر محمدتقی فعالی ریاست محترم مؤسسه فرهنگی هنری سبک‌زندگی آل‌یاسین با دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه آیت الله حسینی بوشهری دیدار و گفتگو کردند.
پنج شنبه 19 مهر 1397
سرفصل‌های رشته مطالعات سبک زندگی اسلامی در مقطع سطح سه حوزه
بیست و سومین جلسه شورای علمی مؤسسه سبک زندگی آل یاسین با حضور اعضاء تشکیل شد.
شنبه 7 مهر 1397
تعیین موضوعات کرسی های آزاد اندیشی پژوهشکده سبک‌زندگی اسلامی در سال 1397
26 موضوع کرسی‌های آزاد اندیشی پژوهشکده سبک‌زندگی اسلامی مورد تصویب کمیسیون کرسی‌های آزاداندیشی حوزه علمیه قم قرار گرفت. برخی از این موضوعات به شرح زیر است:
چهارشنبه 4 مهر 1397
اتمام ترجمه و تعلیقه کتاب «سبک‌های زندگی و خرده فرهنگ‌ها»
به گزارش اداره روابط عمومی مؤسسه سبک زندگی آل یاسین؛ کار ترجمه کتاب «سبک‌های زندگی و خرده‌فرهنگ‌ها؛ پیشینه و چشم‌انداز جدید» رو به پایان است.
سه شنبه 3 مهر 1397
دیدار مسئول بسیج جامعه زنان سپاه ناحیه امام حسین(ع) قم با کارشناسان مؤسسه آل‌یاسین
مسئول بسیج جامعه زنان سپاه ناحیه امام حسین(ع) قم سرکار خانم خلیلی با کارشناسان مؤسسه سبک‌زندگی آل‌یاسین، دیدار و گفتگو کردند.
مسئله رزق و توحید
نخستین اصل اعتقادی درباره خدا، توحید است. توحید دارای طیف گسترده‌ای است که یکی از آن‌ها توحید رازقیت است. توحید در رزق‌رسانی بدین معنا است که رازق فقط خداست. رزق همه را فقط خدا می‌دهد و تمام انسان‌ها و همه عناصر جهانِ هستی، رزق او را می‌خورند.
نویسنده: دکتر محمدتقی فعالی

نخستین اصل اعتقادی درباره خدا، توحید است. توحید دارای طیف گسترده‌ای است که یکی از آن‌ها توحید رازقیت است. توحید در رزق‌رسانی بدین معنا است که رازق فقط خداست. رزق همه را فقط خدا می‌دهد و تمام انسان‌ها و همه عناصر جهانِ هستی، رزق او را می‌خورند.

توحید در رازقیت در تمامی آیات رزق موج می‌زند. همه آیاتی که درباره رزق سخن می‌گویند توحید را پیش کشیده یکسونگری را به انسان‌ها آموزش می‌دهند. آیات مزبور به انسان‌ها می‌آموزند: بدانید همگی رزق خدا می‌خورید، از دست او بهره‌مند می‌شوید و برای روزی چشم به منبع دیگری نداشته باشید.

قرآن به ما می‌گوید:‌ همان کسی که خالق است، رازق است،[1]انسان‌ها از رزق ما می‌خورند،[2]از رزقی که ما به شما داده‌ایم انفاق کنید،[3]ما به پیامبر (ص) هم روزی می‌دهیم،[4]از فقر نترسید ما به فرزندان و شما روزی می‌دهیم،[5]خدا با لطف روزی بندگان می‌دهد،[6]اگر از انسان‌ها بپرسید چه کسی روزی شما را می‌دهد همه می‌گویند خدا،[7]این خداست که روزی هر جنبنده‌ای را در کامش می‌نهد،[8]خداوند به مردگان هم روزی می‌دهد،[9]چه کسی می‌تواند مانع روزی‌رسانی خدا شود؟[10]خداوند روزی انسان‌ها را بیش و کم می‌کند،[11]خداوند برخی را در روزی برتری می‌دهد،[12]انسان‌ها روزیِ معلوم دارند،[13]خداوند با زنده کردن زمین رزق انسان می‌دهد،[14]خداوند رزق آدمیان را نازل می‌کند،[15]خداوند رزق‌هایش را زیباسازی می‌نماید،[16]هموست که رزق آدمیان را از هر منبعی به دست آنان می‌رساند،[17]رزق خلایق صبحگاهان و شامگاهان فراهم است،[18]روزی کودکان بر عهده خداست[19]و هیچ‌کس جز خدا رازق نیست.[20]مناسب است در دو نمونه از آیات درنگ بیشتری داشته باشیم:

إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیرُ الرَّازِقِینَ؛ «راستی این خداست که بهترین روزی‌دهندگان است».[21]

در این آیه شریفه نکاتی به چشم می‌آید:[22]

lساختار جمله مزبور، نشان از حصر دارد. بدین معنا که روزی‌رسان فقط خداست.

lشاید به ذهن آید که تعبیر «رازقین» به‌صورت جمع آمده است که حکایت از رازق‌های دیگری هم دارد. به‌بیان‌دیگر مفاد آیه این است که در میان تمام رزق رسان‌ها، خدا بهترین است؛ و این مطلب با توحید رازقیت سازگار نیست.

به دو گونه می‌توان پاسخ داد؛ وجه اول اینکه مفاد دقیق آیه این است که اگر در جهان، رازق‌های دیگری جز خدا «فرض شود»، خداوند در میان آن‌ها بهترین رازق‌ها است. وجه دوم اینکه اگر هم روزی‌رسان‌های دیگری باشند، همگی «واسطه و وسیله‌اند»؛ اما خداوند رازقِ متصل و حقیقی است و از این جهت او بهترین رازق است. در هر دو صورت توحید رازقیت امری درست بوده و قابل خدشه نیست؛ زیرا یا رازق‌های دیگر مفروض‌اند پس واقعیت ندارند و یا دیگر رزق‌رسان‌ها واسطه‌اند پس اصالت و استقلالی ندارند.

lدر آیه شریفه پیش‌گفته بیان شد: خداوند بهترین روزی‌رسان‌هاست. اگر پرسیده شود که چرا او بهترین است؟ پاسخ‌هایی فرارو قرار  می‌گیرد؛ زیرا خداوند بدون منت روزی می‌دهد، زیرا روزی‌هایش پاک‌ترین است، زیرا بی‌کران و بی‌پایان رزق‌رسانی می‌کند، زیرا عطایایش به‌گونه‌ای حیرت‌آور متنوع است، چون‌که خداوند در اوج قدرت روزی می‌دهد، چون‌که رزق‌هایش زیباترین است، زیرا بدون سؤال روزی می‌دهد و چون‌که هدایایش در جهان بدون حساب جاری است.

إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ؛ «خداست که خود روزی‌بخش نیرومند استوار است».[23]

لطایفی زیبا در این آیه شریفه چشم انسان را نوازش می‌دهد:[24]

lتعبیر «رزّاق» که صیغه مبالغه بوده به‌معنای بسیار رزق‌رسان اعم از کمیّت و کیفیت است، فقط در این آیه به‌کار رفته است.

lرزّاق، بدین معنا نیست که دیگران هم رازق‌اند و او رزق بیشتری می‌دهد؛ بلکه بدین معنا است که فقط او رازق است، اما رازقیتش همراه با قلّت نیست، خداوند بسیار و بی‌انتها روزی می‌بخشد.

lبه‌راستی رزّاق بودن خداوند به چه معنا است؟ خداوند تمام نیازهای خلایق را تأمین می‌کند، خداوند در اوج بی‌نیازی، نیازِ نیازمندان را عنایت می‌کند.

lدر پایان، دو نام زیبای خدا بیان شده است؛ «ذوالقوة» به‌معنای وجود قوی است و «متین» نیز به‌معنای موجود قدرتمند و قاهر به‌کار می‌رود. این دو نام تقریباً هم‌معنا بوده ارتباطی با اسم «رزّاق» دارند؛ زیرا که خداوند از سر بی‌نیازی و قدرتمندی، رزق می‌دهد و روزی‌دهی‌اش موجب نمی‌شود که از قدرت و بی‌نیازی او کاسته شود.

جهان هستی بعد از آفرینش، تدبیر می‌شود. یکی از ابعاد مدیریت خدا، تأمین خوراک خلایق است. خالق جهان بعد از آفرینش، بسط رحمت داده به تک‌تک اجزای عالم هدیه می‌دهد. خداوند همه بندگان را طعام داده بر سر سفره برکت می‌نشاند، روزی تمام انسان‌ها از پیش مهیا شده است و آدمیان بر سر سفره آماده نشسته‌اند. احسان خداوند بهترین و زیباترین است و کل جهان و انسان را پوشش می‌دهد، خداوند با کمال قدرت و بی‌نیازی، نیازها را تأمین می‌نماید و رزق در کام انسان‌ها می‌نهد. رحمت او واسع، رزقش زیبا و هدیه‌اش بادوام است.

خداوند رزّاق و بسیار بخشنده است. این سخن، پندی مهم برای انسان در بردارد.

شاید گاهی بپنداریم که رزق بیشتر شامل ثروت و سلامتی می‌شود و از کاربرد عنوان رزق در موارد دیگر پرهیز کنیم؛ اما آخرین راهنمای بشر به ما نشان می‌دهد که رزق شمول بسیار گسترده‌ای دارد. مروری بر آیات روشنگر این حقیقت است:

وَاللّهُ جَعَلَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَکم مِّنْ أَزْوَاجِکم بَنِینَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَکم مِّنَ الطَّیبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ یکفُرُونَ؛ «و خدا برای شما از خودتان همسرانی قرار داد و از همسرانتان برای شما پسران و نوادگانی نهاد و از چیزهای پاکیزه به شما روزی بخشید آیا [بازهم] به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت خدا کفر می‌ورزند».[25]

مفسران بیان داشته‌اند که رزق در آیه شریفه پیش‌گفته شامل موارد ذیل می‌گردد:[26]خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، ازدواج، فرزندان، نوادگان، حبوبات، میوه‌ها، نان، عسل، پوشیدنی‌ها، مسکن، حیوانات و تمام امور لذت آفرین. ناگفته پیداست که برخی از موارد مزبور در آیه بیان شده است.

اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَکمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکمْ وَرَزَقَکم مِّنَ الطَّیبَاتِ ذَلِکمُ اللَّهُ رَبُّکمْ فَتَبَارَک اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ؛ «خدا [همان] کسی است که زمین را برای شما قرارگاه ساخت و آسمان را بنایی [گردانید] و شما را صورت‌گری کرد و صورت‌های شما را نیکو نمود و از چیزهای پاکیزه به شما روزی داد این است خدا پروردگار شما بلندمرتبه و بزرگ است خدا پروردگار جهانیان».[27]

رزق امور وسیعی را دربردارد نظیر خوردنی، نوشیدنی، مسکن، ازدواج، علم، گیاهان، حیوانات، گوشت، میوه، لباس، شنیدنی‌ها، جنبندگان، امور مقوی بدن، ذکر خدا، حالات خوش، روییدنی‌های زمین، آب، شیر، عسل و تمام امور لذت‌بخش.[28]

گفتنی است که هرگاه رزق با «طیبات» به‌کار رود قبل از آن از کلمه «مِن» به‌معنای بعضی استفاده شده است؛ زیرا دنیا ظرفیت تمامی روزی‌ها و نعمت‌های خداوند را ندارد. خداوند روزی‌های خویش را به دو صورت به انسان‌ها می‌رساند؛ بعضی از آن‌ها را در عالم جسم و طبیعت به دست مخلوقات می‌دهد؛ ولی تمامی رزق‌های خداوند در جهان دیگر که وسعت بی‌کران دارد در اختیار خلایق و انسان‌ها قرار خواهد گرفت.

الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَیقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقُونَ؛ «آنان که به غیب ایمان می‌آورند و نماز را بر پا می‌دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند».[29]

انفاق در محدوده رزقِ الهی صورت می‌گیرد. بدین معنا که انسان‌ها هر بخششی انجام دهند از محدوده رزق خارج نیست، آدمیان از رزق خدا می‌خورند و بخشی از آن را می‌بخشند و هیچ انسانی نمی‌تواند خارج از مملکت خدا چیزی را انفاق نماید.

رزق شمول وسیعی دارد و شامل موارد ذیل می‌شود: اموال، نیروها، بدن‌ها، مقامات، علوم، خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، پوشیدنی‌ها، صحت و عافیت، حواس ظاهری و امور لذیذ.[30]

در متون تفسیری به موارد دیگری از مصادیق رزق برمی‌خوریم:[31]زراعت، ساختار بدن، میوه‌های پاکیزه، مزه‌ها، مناظر زیبا، روغن، خرما، پدیده‌های شیرین، زیراندازها، امور معنوی، شتر، گاو، گوسفند، عقل، باران، یخ، مواد زمینی.

نکاتی به دست می‌آید:

lتمامی مصادیق مزبور را می‌توان از خلال آیات استخراج نمود؛ آیاتی نظیر، روم / 40، صافات / 41، حج / 50، اعراف / 32، بقره / 25، یونس / 31، شوری / 19، جاثیه / 16، قصص / 54 و طه / 81.

lجالب اینکه تمامی تفاسیر در باب مصادیق رزق به‌عنوان «مستلذّات» اشاره دارند. مستلذّ به معنای پدیده لذت‌بخش، محور اصلی رزق را تشکیل می‌دهد. به بیانی دیگر رزق نزد مفسرین به معنای امر لذیذ و لذت‌آفرین است. از سوی دیگر دانستیم که ملاک رزق، سوددهی و نافع بودن است. از جمع دو مطلبِ مزبور به دست می‌آید که رزق به پدیده‌ای گفته می‌شود که نافع و لذت‌بخش باشد. پس نفعی که در رزق مدّ نظر است چیزی جز لذت نیست.

از سوی دیگر امر لذیذ، پدیده‌ای است که با جسم و جان انسان ملائمت و سازگاری داشته باشد.[32]اگر غذایی لذت‌بخش است بدین دلیل است که با ذائقه ملائمت دارد، اگر از دیدن منظره‌ای لذت می‌بریم به خاطر این است که آن منظره با روان ما مناسبتی برقرار کرده است و اگر بویی لذت‌بخش را استشمام می‌کنیم به خاطر مناسبت و سازگاری با ذهن و روان ما است.

رزق‌های خداوند، حامل منافعی برای انسان بوده و سودی دربردارند. روزی‌های خداوند با جسم و جان انسان پیوند داشته و سازگار و ملائمند و از این طریق برای انسان لذت می‌آفرینند و در وجودش حالات خوشی ایجاد می‌کنند.

نتیجه جالبی به دست می‌آید و آن اینکه خداوند به انسان روزی می‌دهد تا نفع و لذتی برایش فراهم نماید و از این طریق انسان‌ها به لذایذ مادی و معنوی پاک دسترسی پیدا کنند. در این صورت، می‌توان گفت که قرآن «مکتبی لذت‌گراست» و مسئله رزق را در راستای لذایذ انسانی تبیین می‌نماید. البته قرآن سعی وافر دارد تا ذائقه بشر را از لذایذ ناپاک به سمت لذایذ پاک، الهی و ژرف تغییر دهد.

lهرگاه تمام نمونه‌ها و مصادیق پیش‌گفته را کنار یکدیگر قرار دهیم نکته‌ای جالب ذهن انسان را درگیر می‌کند: رزق شامل تمامی داده‌های خدا و اجزای جهان هستی است. خداوند به تمام عناصر هستی و موجوداتی که در اختیار قرار داده رزق می‌گوید و آن‌ها را برای بشر به‌عنوان روزی آفریده است. رزق یعنی تمامی امکانات عالم، رزق یعنی تمامی عناصر وجود و رزق یعنی هر آنچه در اختیار بشر است و با اذن او «مسخّر» انسان شده است.

تمامی امکانات عالم رزق خدا بوده برای استفاده‌ای مناسب در اختیار بشر قرار گرفته است.

هرگاه گفته می‌شود روزی، معمولاً مال یا پول به ذهن تداعی می‌شود. این در حالی است که روزی طیف گسترده‌ای دارد و ما با انواع وسیعی از رزق‌ها مواجهیم. به این نمونه‌ها توجه کنیم: هرگاه به اطراف خویش نظر می‌کنیم زمین، آب، کوه، خورشید، ماه و کهکشان‌ها را می‌بینیم که همگی رزق به‌حساب می‌آیند. انسان‌ها، همنوعان، درختان، گل‌ها، سبزه‌ها و حیوانات ثروت خدادادی محسوب می‌شوند. تک‌تک اعضای بدن و نیروهای آن به‌ویژه مغز ثروت بزرگی است. خوردنی‌ها، نوشیدنی‌ها، میوه‌ها، پوشیدنی‌ها و حیوانات نعمت‌های خدایند. جهان رنگین، محصولات پاک، مناظر زیبا، امور معنوی و بی‌کران پدیده‌هایِ لذت‌بخش، حاوی پیام نعمت‌های خدایند. تمام مصنوعات بشر ریشه در رزق خدا دارند. پس ثروت‌های الهی جهان را فراگرفته‌اند. کافی است که چشم خویش بگشاییم تا با نگاهِ ثروت بین و امکان سنج به تمام نعمت‌های بیرونی و درونی نظر کنیم. در این صورت، به این حقیقت والا پی می‌بریم که هر چه درون آدمی است و هر چیزی که خارج از وجود انسان است همه و همه نعمت، برکت و امکانی است که به اذن خدا در اختیار بشر قرار گرفت تا وی در این جهان راحت زندگی کند و با آرامش و شادی مسیر خویش را به سمت حقیقت بیابد.

همیشه و به همه‌چیز این‌گونه نگاه کنیم: امکانی است برای نیل به هدفی بلند.



[1]. روم / 40.

[2]. بقره / 172.

[3]. منافقون / 10.

[4]. طه / 132.

[5]. اسرا / 31.

[6]. شوری / 19.

[7]. سبأ / 24.

[8]. عنکبوت / 60.

[9]. آل‌عمران / 69.

[10]. اعراف / 32.

[11]. رعد / 26.

[12]. نحل / 71.

[13]. صافات / 41.

[14]. جاثیه / 5.

[15]. غافر / 13.

[16]. طلاق / 11.

[17]. نحل / 112.

[18]. مریم / 62.

[19]. بقره / 233.

[20]. حجر / 20.

[21]. حج / 58.

[22]. حسینی شیرازی، تقریب القرآن، ج3، ص618؛ شبر، جوهر الثمین، ج4، ص254؛ فیض دکنی، سواطع الالهام، ج3، ص531؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ج2، ص467؛ نخجوانی، الفواتح الالهیه، ج1، ص559؛ زمخشری، الکشاف، ج6، ص397؛ حقی بروسوی، روحالبیان، ج6، ص53.

[23]. ذاریات / 58.

[24]. حسینی شیرازی، تقریب القرآن، ج5، ص248؛ طباطبایی، المیزان، ج18، ص389؛ ابن عجیبه،البحر المدید، ج5، ص482؛ آل سعدی، تیسیر الکریم، ج1، ص981؛ تعلبی نیشابوری، الکشف و البیان، ج9، ص121.

[25]. مغنیه، المبین، ج1، ص355؛ شبر، الجوهر الثمین، ج3، ص431؛ ابن عجیبه،البحر المدید، ج3، ص148؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ج2، ص282؛ مراغی، تفسیر مراغی، ج14، ص112؛ آلوسی، روح المعانی، ج7، ص428.

[26]. نحل / 72.

[27]. غافر / 64.

[28]. حقی بروسوی، روح البیان، ج8، ص207؛ قاسمی، محاسن التأویل، ج7، ص318؛ نخجوانی، الفواتح الالهیه، ج2، ص268؛ طباطبایی، المیزان، ج17، ص346؛ مغنیه، المبین، ج1، ص626؛ حسینی شیرازی، تقریب القرآن، ج4، ص624؛.

[29]. بقره / 3.

[30]. طبرسی، مجمع البیان، ج1، ص129؛ آل سعدی، تیسیر الکریم، ج1، ص626؛ فیضی دکنی، سواطع الالهام، ج1، ص61؛ حسینی شیرازی، تقریب القرآن، ج1، ص103؛ فیض کاشانی، صافی، ج1، ص92؛ شبّر، تفسیر القرآن، ج1، ص40.

[31]. کاشانی، زبدة التفاسیر، ج3، ص575؛ طوسی، التبیان، ج6، ص503؛ لاهیجی، تفسیر لاهیجی، ج2، ص827؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ج2، ص321؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج5، ص89؛ انصاری، کشف الاسرار، ج5، ص588؛ حقی بروسوی، روح البیان، ج5، ص186؛ آلوسی، روحالمعانی، ج8، ص112.

[32]. ابن‌سینا، الاشارات و التنبیهات، ج3، ص337؛ ابن عاشور، التحریر و التنویر، ج24، ص235.