X
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
صفحه اصلی > مقالات 

 

آخرین مطالب
پنج شنبه 19 مهر 1397
دیدار و گفتگوی حجت الاسلام و المسلمین دکتر فعالی با دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه آیت الله حسینی بوشهری
دکتر محمدتقی فعالی ریاست محترم مؤسسه فرهنگی هنری سبک‌زندگی آل‌یاسین با دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه آیت الله حسینی بوشهری دیدار و گفتگو کردند.
پنج شنبه 19 مهر 1397
سرفصل‌های رشته مطالعات سبک زندگی اسلامی در مقطع سطح سه حوزه
بیست و سومین جلسه شورای علمی مؤسسه سبک زندگی آل یاسین با حضور اعضاء تشکیل شد.
شنبه 7 مهر 1397
تعیین موضوعات کرسی های آزاد اندیشی پژوهشکده سبک‌زندگی اسلامی در سال 1397
26 موضوع کرسی‌های آزاد اندیشی پژوهشکده سبک‌زندگی اسلامی مورد تصویب کمیسیون کرسی‌های آزاداندیشی حوزه علمیه قم قرار گرفت. برخی از این موضوعات به شرح زیر است:
چهارشنبه 4 مهر 1397
اتمام ترجمه و تعلیقه کتاب «سبک‌های زندگی و خرده فرهنگ‌ها»
به گزارش اداره روابط عمومی مؤسسه سبک زندگی آل یاسین؛ کار ترجمه کتاب «سبک‌های زندگی و خرده‌فرهنگ‌ها؛ پیشینه و چشم‌انداز جدید» رو به پایان است.
سه شنبه 3 مهر 1397
دیدار مسئول بسیج جامعه زنان سپاه ناحیه امام حسین(ع) قم با کارشناسان مؤسسه آل‌یاسین
مسئول بسیج جامعه زنان سپاه ناحیه امام حسین(ع) قم سرکار خانم خلیلی با کارشناسان مؤسسه سبک‌زندگی آل‌یاسین، دیدار و گفتگو کردند.
تاریخچة مدگرایی در غرب و ایران
در جوامع ابتدایی که هنوز طبقه‌های اجتماعی شکل نگرفته بود و رقابت‌های اقتصادی وجود نداشت، زنان و مردان، بدنشان را رنگ‌آمیزی و زینت می‌کردند، اما نه برای زیبایی. در آن زمان، همة افرادی که به‌دلیل قرابت، متعلق به گروه مشخصی بودند، خود را به شکلی خاص، «نشانه‌گذاری» می‌کردند
نویسنده: سید علی آقایی

تاریخ مدگرایی را می‌توان از دو منظرِ غرب و ایران مورد بررسی قرار داد:

1) مدگرایی در غرب

در جوامع ابتدایی که هنوز طبقه‌های اجتماعی شکل نگرفته بود و رقابت‌های اقتصادی وجود نداشت، زنان و مردان، بدنشان را رنگ‌آمیزی و زینت می‌کردند، اما نه برای زیبایی. در آن زمان، همة افرادی که به‌دلیل قرابت، متعلق به گروه مشخصی بودند، خود را به شکلی خاص، «نشانه‌گذاری» می‌کردند تا بدین وسیله علاوه بر جنسیت، گروه و موقعیت کاری خود را از دورة کودکی تا پیری تعیین کنند.

با گذشت زمان و شکل‌گیری جامعة طبقاتی، این نشانه‌ها دگرگون شد و به مد ـ که نابرابری اجتماعی را نشان می‌داد ـ تبدیل شد؛ به‌گونه‌ای که لوازم آرایش و مد، نشانة تقسیم‌بندی اجتماعی میان طبقات گردید و طبقات زنان و مردانِ طبقة حاکم را از طبقات دیگر باز می‌شناساند.

این نوع مدگرایی، در دربار فرانسه و پیش از انقلاب کبیر فرانسه به اوج خود رسید؛ بدین شکل که شاهان، شاهزادگان و اشراف زمین‌دار، اعم از مردان و زنان، طبق مُدِ روز به بهترین شکل لباس می‌پوشیدند، صورت‌های خود را پودر می‌زدند، موهای‌شان را رنگ می‌کردند و از وان‌های توردار، زینت آلات، طلا و نظایر آن استفاده می‌کردند.[1]

پس از انقلاب فرانسه در سال 1789 میلادی، علی‌رغم تلاش‌های کمیتة نجات ملی جهت تغییر مدها و متناسب ساختن آن با خصلت جمهوری و طبیعت انقلاب، به‌تدریج دگرگونی ارزش‌ها و عادات فرهنگی در فرانسه ایجاد شد و پس از مدتی مدهایی با نام «شگفت‌انگیزان» و «خود آرایان» نزد تجار ثروتمند بروز کرد.[2]

شکل دیگری از مدگرایی نیز در دهة 1920 میلادی، به‌چشم می‌خورد که هنرمندان از طریق پوشش، رنگ‌ها و زیور آلات و یراق‌هایی با رنگ‌های فلاشی، تفاوت خود را ابراز می‌داشتند. در این دوران، عصبانیت جوانان اروپایی از بزرگ‌ترها و از قیود و نظم‌های اجتماعی، به تشکیل گروه‌هایی منجر شد که لباس‌های تیره می‌پوشیدند و روی بلوزهای سیاه، جمله‌هایی خشم‌آلود می‌نوشتند و شلوارهای افتاده و گشاد به تن می‌کردند. نمونه‌هایی از این دست در سایر کشورها هم دیده شده است.[3]

با این‌همه، مد و مدگرایی به شکل کنونی، قدمت چندانی ندارد و سرآغاز آن به 1960 میلادی برمی‌گردد که تحولات وسیع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهان را دربرگرفته بود.

از مهم‌ترین این تحولات، شکل‌گیری جنبش‌های ضد جنگ در ایالات متحدة آمریکا بود. در همین سال‌ها، دو گروه معروف هیپی‌ها «Hippie» و بیتل‌ها «Beetele» ظهور کردند و با روی کار آمدن پانک‌ها «Punk» در دهة هفتاد میلادی یک مثلث اعتراضی ساخته شد. اعضای این گروه‌ها برای اعتراض به اوضاع خاص آمریکا و درگیر بودن این کشور در جنگ سرد با شوروی، با پرداختن به نوع لباس خاص، آرایش موی عجیب و رفتارهای اجتماعی هنجارشکنانه، تلاش کردند تا اعتراضات اجتماعی خود را بیان کنند.

این گروه‌ها آغازگر مدهای امروزی بودند که شکل ظاهری و ایده‌هایشان مورد توجه قرار گرفت و جوانان جهان به‌عنوان مد، از آن تقلید کردند.[4]در چند دهة اخیر نیز گروه‌های اعتراضی دیگری شکل گرفتند که نوع آرایش، پوشش، رفتار و موسیقی آن‌ها به‌عنوان مد مورد توجه و تقلید قرار گرفت.[5]

2) مدگرایی در ایران

مدگرایی در ایران، مقاطع تاریخی پر فراز و فرودی را سپری کرده است که در نگاهی گذرا می‌توان آن را به شش دورة متفاوت تقسیم‌بندی کرد:

الف) ثبات فرهنگی و انتقال مد

هرچند ایران قدیم به لحاظ واقع شدن بر سر راه ابریشم همواره گذرگاه اقوام و فرهنگ های مختلف بود، ولی غنای فرهنگ اسلامی ایرانی این سرزمین مانع تقلیدپذیری اقشار مختلف جامعه از بیگانگان می‌شد. در این دوره، نه تنها به لباس‌های غربی‌ها توجهی نمی‌شد، بلکه بر کسانی که با فرهنگ ایران اسلامی آشنا می‌شدند تأثیر می‌گذاشت؛ به نحوی که در دورانی همچون صفویه ـ که می‌توان آن را عهد نگهداشتِ فرهنگ و حتی صدور آن دانست ـ کسانی همچون تاورنیه[6]، شاردن[7]، رابرت شرلی[8]، پادشاه سیام (تایلند) و... لباس ایرانی به تن می‌کردند؛ نه برای استهزا و مسخرگی، بلکه به‌دلیل آن‌که ایرانیان را مردمانی متمدن و پیشرفته، مردمانی راسخ و ثروتمند، صاحب فضیلت و هنرهای گوناگون و سنّت‌های زنده می‌دانستند.[9]

ب) سرآغاز تاثیرپذیری از مدهای غربی

با افول دوران صفویه و روی کار آمدن پادشاهان ناکارآمد و عیاش قاجاریه، روند خودباختگی و غرب‌زدگی در ایران آغاز شد و به‌دنبال آن، از نوع پوشش و آداب و رسوم غربی نیز تقلید شد.

تاریخ ورود اوّلین مد غربی به ایران به دوران فتحعلی‌شاه قاجار برمی‌گردد که پس از اشغال ناگهانی شهرهای قفقاز به‌وسیلة ارتش روسیه و عدم حمایت دولت انگلستان از ایران، فتحعلی‌شاه از دولت فرانسه استقبال کرد. همین امر، اوّلین پایه‌های غرب‌گرایی کشور را بنیان نهاد و به‌تدریج بر مهم‌ترین عنصر فرهنگی که لباس مردم ایران بود، تأثیر گذاشت.

ادامه تحصیل ایرانیان در فرنگنیز یکی دیگر از عوامل مؤثر در تاثیرپذیری ایرانیان از مدهای غربی بود. پس از انعقاد موافقت‌نامه دو جانبه بین عباس‌میرزا و «سرهارد فورد جونز»، گروه‌های متعددی از جوانان اعیان برای کسب علم روانه انگلستان شدند که این اقدام خواه‌ناخواه گامی جهت انتقال و سرایت آداب و رسوم اروپایی به جامعه ایرانی بود؛ کما‌ این‌که این افراد در دهه‌های بعد، به‌عنوان روشن‌فکر،‌ پس از بازگشت از اروپا، آداب و رسوم و فرهنگ و حتی تفکر اروپایی را در ایران تبلیغ کردند.[10]

معاشرت دایمی شاهزادگان و اعیان آن دوران با سفرای خارجی (به‌خصوص انگلستان و روسیه) نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در گسترش مدهای غربی در ایران داشت. به اعتقاد کنت دوسرسی[11]: «معاشرت دایمی شاهزادگان ایرانی با سفرای انگلستان و روسیه آن‌ها را کمابیش از آداب و رسوم آگاه ساخت.»[12]

ج) نهادینه شدن مدگرایی غربی در ایران

با توجه به وقایع مختلف 48 سال حکومت ناصرالدین‌شاه قاجار، دوران حکومت وی را می‌توان عصر پذیرش فرهنگ اروپایی و نهادینه شدن مدگرایی در ایران نامید. برخی از این جریانات که منجر به نهادینه‌شدن مدگرایی غربی در ایران گردید به شرح ذیل است:

یک) سفر ناصرالدین‌شاه به فرنگ[13]

دو) آغاز به کار مدارس خارجی در ایران

در واقع، مدارس، اوّلین پایگاه نشر فرهنگ جدید پوشاک، به سبک اروپایی بود و اوّلین دختر مسلمان ایرانی در زمان ناصرالدین‌شاه، تنها آن‌موقع توانست چادر خود را برداشته و به مدهای غربی تن دهد، که در مدرسة آمریکایی تربیت یافت.[14]

سه) تشویق به مدگرایی غربی در مطبوعات

نکتة اساسی و درخور توجه آن بود که غالب مؤسسان و بنیان‌گذاران و نویسندگان این روزنامه‌ها و نشریات، کسانی بودند که به مدرنیزه کردن ایران و نوسازی و بازسازی فرهنگی جامعه گرایش نشان می‌دادند؛ در نتیجه در روزنامه‌ها و نشریات خود، به نحوی لباس سنّتی را به سخره می‌گرفتند و حتی آگهی تبلیغاتی مربوط به دوخت لباس مدل اروپایی درج می‌کردند و مردم را به استفاده از لباس‌های مدل اروپایی ترغیب و تشویق می‌کردند.[15]

چهار) حضور زنان خارجی در ایران

از دیگر عوامل تأثیرگذار در آغاز مدگرایی غربی در ایران، می‌توان به حضور همسران سفرا، مأموران سیاسی، گردش‌گران و تجار خارجی مقیم ایران اشاره کرد که زنان دربار بر اثر مراوده و برخورد با آنان تحت‌تأثیر قرار گرفته و کم‌کم در پوشش، به تقلید از آنان پرداختند.[16]

د) اوج‌گیری مدگرایی غربی

با اتمام سلطنت قاجاریه و در نخستین سال‌های حکومت رضاخان، اوّلین حرکت منسجم برای تغییر در لباس ایرانیان، از سوی مجلس شورای ملی آغاز شد. پارلمان در 29 بهمن 1301 شمسی تصویب کرد که همة ‌کارکنان شهری، اعضای کابینه و نمایندگان مجلس، در طول ساعات کاری، باید کت و شلوار آبی رنگ بپوشند و کلاهی لبه‌دار موسوم به کلاه پهلوی بر سر کنند.[17] متخلفان با جزای نقدی سنگین مجازات می‌شدند، به‌گونه‌ای که سرپیچی‌کنندگان از این مقررات، به یک تا پنج تومان جزای نقدی یا تا هفت روز حبس محکوم می‌شدند.[18]

رضاخان در سال 1313، پس از مسافرت به ترکیه و ملاقات با آتاترک و مشاهدة مظاهر غرب، بر این باور شد که حجاب سبب عقب‌افتادگی ایران‌زمین است! از همین‌رو با فراهم کردن مقدماتی، در نهایت در دی 1314، پوششی غربی و بدون پوشش موی سر برای زنان اجباری کرد[19] که با این اقدام یکی از بزرگ‌ترین موانع حضور مدهای غربی در ایران از میان برداشته شد.

روند مدگرایی که با سلطنت رضاشاه شتاب گرفته بود در دوران محمدرضا پهلوی اوج بیشتری گرفت. لذا می‌بینیم در دوره رضاخان که شروع تسری تجدد و مدگرایی به مردم عادی بود، با ایجاد مغازه‌های خیابان جمهوری و شکل‌گیری طبقه متوسط ایرانی در سال‌های بعد، بحث مد داغ‌تر شد و مدی همچون هیپی‌گری به‌عنوان اولین مد توسط جوانان ایرانی از غرب اقتباس شد.[20]

هـ) بازگشت به مد بومی

به‌دنبال پیروزی انقلاب اسلامی و تحولات بنیادین فرهنگی در اقشار مختلف جامعه، بسیاری از مدهای غربی به فراموشی سپرده شد و جای خود را به مدهای بومی داد که برخاسته از ارزش‌های والای انسانی بود. این امر به‌ویژه در دوران جنگ تحمیلی نمودِ بیشتری پیدا کرد، به‌گونه‌ای که در طول سال‌های پس از انقلاب، ‌تنها زمانی که نوعی مدگرایی خاص و انحصاری از پوشش و گویش ایرانی اسلامی رقم خورد، دوران هشت سال دفاع مقدس بود. در این دوره، پوشش بسیجی‌های زمان جنگ و بعد از جنگ، ‌در قالب افراد حزب‌اللهی از نوع آرایش موها، نوع محاسن و نوع لباسی که می‌پوشیدند در قالب یک مد در جامعه رایج گردید.[21]

هم‌اکنون نیز با گذشت سال‌ها از دفاع مقدس،‌ می‌توان «چفیه» را یکی از نمادهای ارزشی در بین اقشار انقلابی ایران به‌عنوان مد قلمداد کرد. این نماد ارزشی را ابتدا رزمندگان دلاور بسیجی در جبهه‌ها مد کردند؛ ولی پس از استفادة‌ مُدامِ مقام معظم رهبری در دیدارهای مردمی و جلسه‌های عمومی و نیز مشاهدة مردم از رسانة ملی، عموم مردمِ با اخلاص و حزب‌اللهی ایران، به پیروی از ایشان، آن را به‌عنوان یک نماد ارزشمند از فرهنگ جبهه پذیرفتند و هنوز یاد و خاطرة ‌سلحشوری رزمندگان اسلام را با این حرکت گرامی می‌دارند. حتی امروزه نوجوانان و جوانانی که دوران جبهه و جنگ را درک نکرده‌اند، در همایش‌های ملی و راهپیمایی‌ها چفیه بر دوش دارند.[22]

و) رشد مدگرایی پس از تهاجم فرهنگی

پس از اتمام جنگ تحمیلی و آغاز جنگ نرم، کشورهای غربی به‌ویژه آمریکا، با سرمایه‌گذاری‌های کلان خود، تهاجم جدیدی را به فرهنگ جوانان این مرز و بوم آغاز کردند. در این تهاجم گسترده که از سوی مقام معظم رهبری (دام ظله) به تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی نام‌گذاری گردید، روند جدیدی در ترویج مدگرایی غربی در کشور عزیزمان پدیدار شد.

در این مقطع زمانی به‌دلیل رواج تکنولوژی ارتباطات و راه یافتن رایانه، اینترنت و امواج ماهواره‌ای به منازل و همچنین عدم توجه مسئولان فرهنگی به هشدارهای مقام معظم رهبری مبنی بر مقابله با تهاجم فرهنگی، با کمال تأسف باید اذعان کرد که مجدداً آهنگ پیروی از مدهای غربی مخصوصاً در میان دختران و پسران جوان روندی صعودی یافته است و این روند همچنان با شتابی روزافزون سیر صعودی خود را طی می‌کند.

 


[1]. برگرفته از: جوزف هنسن ـ ایولین رید ـ ماری آلیس واترز، آرایش، مد و بهره‌کشی از زنان، م‍ت‍رج‍م‌ افشنگ مقصودی، ت‍ه‍ران‌: گ‍ل‌ آذی‍ن‌‌، ۱۳۸۱، ص102-103.

[2]. نک: سید حسام‌الدّین شریعت‌پناهی، اروپایی‌ها و لباس ایرانیان، ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ق‍وم‍س‌‌، ۱۳۷۲، ص19.

[3]. نک: «مد و لباس، این بار در مجلس»، یدالله آرزمی، مجله سروش، شمارة 1233، 1383.

[4]. عمار عطارپور، «بررسی پدیده مد و مدگرایی در جامعه»، امید انقلاب، شمارة 362، دی 1384.

[5]. رفعت جاه، مریم، «هویت انسانی زن در چالش آرایش و مد»، فصل‌نامة کتاب زنان، شمارة 38، ص135.

[6]. ژان باتیست تاوِرنیه (1014 - 1100ق/ 1605-1689م)، جهان‌گرد و بازرگان معروف فرانسوی است که در عصر صفوی بارها به ایران و مشرق زمین سفر کرد. سفرنامة او در شرح وقایع دورة صفویه و وقایع دربار صفوی اهمیت بسیار دارد.

[7]. ژان شاردن (16 نوامبر 1643م - 5 ژانویة 1713م) جواهر فروش و سیّاح فرانسوی بود که کتاب ده جلدی سفرهای سِر ژان شاردن، یکی از بهترین کارهای پژوهش‌گران غربی دربارة ایران و شرق نزدیک برشمرده می‌شود.

[8]. رابرت شرلی (1581م - 13 ژولای 1628م) یک جهان‌گرد و ماجراجوی انگلیسی بود که مأموریت داشت ارتش صفویان را تعلیم دهد.

[9]. شریعت‌پناهی، اروپایی‌ها و لباس ایرانیان، ص28.

[10]. همان، ص78 ـ 88.

[11]. «کنت دوسرسی» ـ سفیر فرانسه ـ در زمان محمدشاه قاجار به منظور انجام یک مأموریت سیاسی به ایران آمده است. وی خاطرات خود را به‌صورت مکتوب در آورده است و در آن ضمن بررسی مسایل مختلف جاری در آسیای صغیر و ایران و همچنین بخش‌هایی از دو کشور عراق و سوریه امروزی، به شرح موقعیت‌های جغرافیایی، طبیعی، فرهنگی و انسانی شهرها و قریه‌های مختلف ایران همچون: «جلفا»؛ «سده»؛ «هیدج»؛ «فارسنجین»؛ «هارون آباد» و... نیز پرداخته است.

[12]. همان، ص78؛ به نقل از: کنت دوسرس ایران در 40- 1839، ص146.

[13]. ناصرالدین‌شاه سه مسافرت به اروپا کرد که به ترتیب در سال‌های 1873، 1878 و 1889 م بود. نک: شریعت‌پناهی، اروپایی‌ها و لباس ایرانیان، ص109.

[14]. همان، ص120.

[15]. همان، ص121.

[16]. دلریش، بشری، زن در دورة قاجاریه، ص223.

[17]. قاسمی، علیرضا، «لباس ملی،‌ تلاش برای تحمیل سنّت یا احیای تمدن ایرانی»، پرسمان، ‌شمارة 30، اسفند 1383.

[18]. توانا، زن در تاریخ معاصر ایران، ج1، ص253.

[19]. همان، ج1، ص260-270.

[20]. روزنامة همشهری، شمارة 3457، پنجشبنه 15 مرداد 1383.

[21]. گفت‌وگو با دکتر حسن عباسی، «مدگرایی در واقع نوعی نوگرایی است»، پرسمان. شمارة 10، تیر 1382.

[22]. بافکار، حسین، «نگاهی به پدیدة مدگرایی»، طوبی، شمارة 21، شهریور 1386.