آسیبها و صدمات خیانت در سبک زندگی
نویسنده: سیدعلی آقایی
گونهشناسی خیانتکاران!!!
عمدتاً تصور میشود که روابط پنهانی در روابطی ناسالم یا بد رخ میدهد، اما هرگز چنین نیست. هیچ فردی در قبال خیانت ایمن نیست. به اعتقاد برخی، باورها و ارزشهای مشترک مانع از شکلگیری این روابط میشود، در حالی که واقعیت چیز دیگری است و بسیاری از افراد با این ویژگیها در وهلۀ اول خواهان برقراری رابطه نبوده اما گرفتار شده-اند.
طبق تحقیقات انجامشده، روابط پنهانی در موارد زیر امکان ظهور دارد:
• در روابط سالم و ناسالم (روابط ناسالم غالباً منجر به روابط خارج از تعهد زناشویی خواهد شد، اما صمیمت زیاد در روابط سالم میان افراد هم به روابط فرازناشویی می-انجامد.)
• همسرانی که روابط عاشقانۀ کمتری دارند (این زوجها نیز احتمال بیشتری دارد برای جبران این کمبود، گرفتار روابط فرازناشویی شوند.)
• در سنین ۲۰ الی ۴۰ سال (در این سنین انگیزههای مختلفی در فرد وجود دارد تا دست به خیانت بزند که در ادامه به علل و زمینههای آن اشاره خواهیم داشت.)
• هنگامی که یکی یا هر دو زوجین ساعات طولانی مشغول کار هستند (دوری زوجین از یکدیگر، فضا را برای خیانت فراهم میکند و ممکن است هر یک از زوجین اوقات خود را با فردی دیگر پر کنند.)
• با همکاران در مراکز فعالیت (ارتباط مستمر با جنس مخالف در محل کار، افراد را مستعد به انجام اعمال فرازناشویی میکند.)
• با دوست یا عضو خانواده (صمیمیت بیش از اندازه و ارتباط زیاد با اطرافیان، افراد را به سمت خیانت سوق میدهد.)
بدین ترتیب حتی در غیرمحتملترین موارد هم امکان وقوع این نوع روابط وجود دارد. همه افراد در هر طبقهای در معرض این امرند.
میزان شیوع روابط پنهانی
برآوردهای محافظهکارانه در تحقیقات خارجی حاکی از این است که ۶۰% مردان و ۴۰درصد زنان روابط خارج از چارچوب زناشویی خواهند داشت. با در نظر گرفتن این واقعیت که این نوع روابط تنها در روابط زناشویی رخ نمیدهد بلکه در هر رابطۀ متعهدانهای امکان وقوع دارد، شواهد قاطعی وجود دارد که وقوع خیانت در حال افزایش است.
درک شیوع این روابط در جامعه به ما کمک میکند تا چشم-اندازی واقعگرایانهتر هنگام فهم چرایی بیوفایی شریکمان داشته باشیم.
آسیبها و صدمات
خیانت خواه به خاتمهی رابطۀ زناشویی بیانجامد و خواه نه، آسیبهایی جدی برجای میگذارد و تأثیرات منفی بر خیانتدیده خواهد گذاشت. فرد لطمهدیده از خیانت ممکن است به چندین ضایعه یا احساس فقدان گرفتار شود که همگی حولوحوش از دست رفتن شریک زندگی میچرخد و بزرگترین ضایعه از دست دادن خویش است. شاید تشخیص این نوع فقدان که به اشکال گوناگونی اتفاق میافتد، دشوار باشد؛ زیرا هیچکدام قابل لمس و آشکار نیستند. گرچه ظاهر فرد مانند دیگران است، اما از درون نابود میشود، گویی نقطهای نامشخص در درون فرد در حال خونریزی است. آسیبها و صدمات خیانت را میتوان در سه حوزه بررسی کرد.
الف) آسیبهای روانشناختی
آسیبهای روانشناختی را میتوان در دو حوزه مورد بررسی قرار داد. صدماتی که به فرد خیانتدیده وارد می شود و آسیبهایی که خود فرد خیانتکننده میبیند:
یک) آسیبهای ناظر به خیانتدیده:
مهمترین این ضایعات بدین شرح هستند:
۱. از دست دادن هویت
فرد خیانت دیده هویت سابق خود را از دست میدهد. اگر در گذشته فردی توانا، شوخ، سرزنده، مهربان، گرم و دارای دیگر صفات مثبت بوده، اینک عینک بدبینی و منفینگری را بر چشم خواهد گذاشت و زندگی را در کام خود و دیگران تلخ خواهد کرد.
۲. از بین رفتن حس منحصر به فرد بودن
فرد خیانت دیده اعتقاد خود بر اینکه تنها کسی است که میتواند همسرش را خوشبخت کند را از دست میدهد و این به معنای از بین رفتن حس منحصر بودن در فرد است.
۳. از دست رفتن عزت نفس
فرد به دلیل تحقیر و قربانی کردن ارزشهای بنیادیاش برای بازپسگیری همسر و اینکه به دیگران نتواند بقبولاند که در حقش ظلم شده، عزت نفس خود را هم از دست میدهد.
۴. از دست رفتن کنترل بر ذهن و جسم
خیانتدیده دچار وسواسهاس متعدد ذهنی میشود که تأثیرات فراوانی را بر جسم و بدنش میگذارد. تمرکز ذهنیاش را از دست میدهد و غالبا در حال تصویرسازی از خیانت پیشآمده است.
۵. از دست دادن حس فطری وجود نظم و عدالت در جهان
فرد خیانتدیده تا پیش از این گمان میکرده که به اندازه کافی بالغ و باتجربه است و افسار زندگیاش را در دست دارد. او فکر میکرده به قدری آسیبناپذیر است که میتواند زندگیاش را استوار نگه دارد اما با افشای خیانت همسرش، دیوار اعتقاد به نظم و عدالت در جهات برایش فرو میریزد و این اعتقاد که او انسان خوبی هست و دنیا مکانی امن و بطور معنی داری، نظاممند است، نیز رنگ می بازد.
۶. از دست رفتن ایمان و باورهای مذهبی
گاهی خیانتدیده این تصور را برای خود بهوجود میآورد که خداوند اینگونه او را تنبیه کرده است و این فکر، کمک میکند تا از باورهای دینی خود دست بکشد.
۷. از دست دادن ارتباط با دیگران و گوشهگیری
در فرد خیانتدیده احساس حقارت و شرمندگی ایجاد خواهد شد. اوضاع زمانی بدتر خواهد بود که مسئله خیانت، آشکار شده باشد و فرد تصور میکند که همه در مورد او صحبت میکنند و مثل طاعونزدهها از او گریزانند. بنابراین فرد خیانتدیده تلاش میکند با مخفی کردن خود، از شماتت و کنایههای اطرفیان در امان باشد و این ابتدای راه عزلت و انزوای فرد خواهد بود.
۸. از دست رفتن عزم و اراده
عزم و اراده فرد خیانتدیده از بین میرود. فرد تصور میکند دیگر قادر به دوست داشتن کسی نیست و وقتی توانایی و ارزشیابی خود و سبک زندگی را از دست داد، وقتی زندگی کردن به مراتب دشوارتر از زندگی نکردن شد، به سمت خودکشی کشیده خواهد شد.
دو) آسیبهای ناظر به خیانتکننده:
کسانی که قصد خیانت دارند بهتر است قبل از این کار به آخر و عاقبت آن بیاندیشند و سعی کنند منطقی فکر کنند و با این کار زندگی و آینده خود را خراب نکنند. در اینجا برخی از توصیههای روانشناسان و مشاوران در این زمینه ذکر میشود.
هر چند وقت یکبار از گوشه و کنار خبر خیانت کسی به همسرش را میشنوید. به نظر میرسد که این روزها در جوامع غربی خیانت به مسئلهای عادی تبدیل شده است و فقط مربوط به یک جنسیت یا جایگاه اجتماعی خاصی نیست. شغل ما هر چه که باشد (سیاستمدار، معلم، ورزشکار، هنرپیشه، موسیقیدان، تاجر و…) خیانتکارها در بین ما زندگی میکنند. اکنون دیگر این سوال مطرح نیست که «چه کسی خیانت کرده است؟» سوال این است که «چه کسی خیانت نکرده است؟»
تفکر «سریع و ساده» جامعه به مقدسترین بنیان خود اثر منفی گذاشته است. بسیاری از خیانتکارها سعی میکنند کار خودشان را توجیه کنند. دلایلشان برای خود آنان منطقی است؛ اما برای کسانی که هیچوقت خیانت نکردهاند، این دلایل هیچ معنا و مفهومی ندارد. مسئله خیانت تا جایی طبیعی و نرمال شده است که تقریباً هیچ فیلم و سریالی ماهوارهای نیست که حداقل یک اپیزود درباره خیانت نداشته باشد. خیانت روابط را نابود کرده و آرزوها را نقش بر آب میکند. اگر به فکر خیانت کردن به همسرتان هستید، قبل از اینکه وارد عمل شوید، این ۱۴ نکته را بخوانید.
۱. دروغگویی
به دوش کشیدن لقب «خیانتکار» به اندازه کافی سنگین است اما اگر خیانت کنید، برچسب دروغگویی هم به شما میزنند. خیانت بدون فریب دادن اتفاق نمیافتد و دروغهای مصلحتی که در ابتدای کار میگویید به دروغهایی بسیار بزرگتر تبدیل خواهند شد. جملهی: «امشب تا دیروقت سر کار میمانم» شاید تا حدی درست باشد اما لازم است تعریف جدیدی از «کار» ارائه کنید. خیانت و دروغ دست در دست هم پیش میروند.
۲. رسوایی
شاید این اتفاق امروز نیفتد. شاید فردا هم نیفتد اما بالاخره ماه پشت ابر نمیماند. اگر خوششانس باشید، داستان خیانتتان وارد اخبار و روزنامهها نشود؛ اما همین که دوستانتان بفهمند کافی است. همانها خبر خیانتتان را دهان به دهان پخش میکنند. گویی که بیلبوردی از خیانتتان در خانهتان زده باشند. خیانت زاییدهی یک تفکر اشتباه است، تفکری که ضربالمثل «مرغ همسایه غاز است» را بهخاطر میآورد. مرغ همسایه هیچوقت مال ما نبوده است، فقط تصور ماست که ممکن است از مرغ ما بهتر باشد. اما اینطور نیست. در واقع، با اینکه از دور ممکن است به نظرتان غاز برسد اما به محض اینکه به خانه همسایه بروید، پس از اندک زمانی مرغ همسایه که به نظر شما غاز بود، شبیه به مرغ خانه خودتان میشود. این اتفاق خیلی زود بعد از اینکه مچتان گرفته میشود میافتد. آنوقت همه چیز در نظرتان تغییر میکند، حتی نسبت به مرغ خودتان که ترکش کردهاید. یکدفعه نسبت به آن احساس پیدا میکنید. اما آن مرغ دیگر شما را پیش خودش نمیخواهد. فرقش اینجاست.
۳. ناامیدی اطرافیان
همه اطرافیان شما از جمله همسر، دوستان، همکاران، خانواده و فرزندان از شما ناامید میشوند و زمان زیادی طول میکشد تا ناامیدی ایجاد شده کمرنگ شود.
۴. الگوی بد
هر فردی یا یک الگوی خوب است یا یک الگوی بد. خیانت کردن نه تنها یک الگوی بد است بلکه ابرهای تردید را بههمراه خود میآورد که قسمتهای دیگر زندگیتان را هم تحتالشعاع قرار میدهد. اگر در یک جای زندگیتان خیانت کرده باشید، آیا در جای دیگر هم اینکار را میکنید؟ خیانت به همه نشان میدهد که شما راه ساده را انتخاب میکنید. به بقیه میفهماند که ارزشهای خانوادگی را بهراحتی زیر پا میگذارید. برای همه مشخص میکند که نمیخواستهاید کار سخت را انجام داده و برای مشکلی که دارید کمک بگیرید. هیچکس یک خیانتکار را تحسین نمیکند. حتی اگر یک عمر درست رفتار کرده باشید، این کار بد همه آنها را از بین میبرد.
۵. از دست دادن اعتبار اخلاقی
خیلی سخت خواهد بود که به فرزندان خود (و بقیه) بگویید چه کاری درست است وقتی میدانند که خودتان کار درست را انجام ندادهاید! نه تنها احترام دیگران را از دست خواهید داد، احترامی هم پیش خودتان باقی نمیماند. هر قضاوت اخلاقی که در آینده بکنید، با خیانتی که در گذشته کردهاید مقایسه خواهد شد. البته به این معنی نیست که نمیتوانید در آینده حرف درست بزنید، مسئله اینجاست که کسی به حرفتان گوش نخواهد داد.
۶. مشکلی دائمی به نام اعتماد
شما به تنهایی اعتماد به نفس فردی که به او قول داده بودید همیشه دوستش بدارید را برای همیشه نابود میکنید. هر رابطه دیگری که بعد از شما داشته باشد، برای ایجاد اعتماد دچار مشکل خواهد بود. اگر این کافی نیست، باید بگوییم که دنیای فرزندان خویش را هم نابود میکنید و باعث میشوید که ثبات هر رابطه معناداری برای آنان زیر سؤال برود.
۷. سبک زندگی غیراستاندارد
شغل شما هرچه که باشد، ممکن است آن را از دست بدهید. بسیاری از خیانتکاران خانهشان را از دست میدهند. خیلیها با هزینههای سنگین دادگاه و مهریه و طلاق روبهرو میشوند. هر چکی که مینویسید، نادان بودنتان را به شما یادآوری میکند.
۸. ساختن دوباره زندگی به سختی
حتی اگر از نظر مالی وضعیتتان دچار مشکل نشود، اما خواهید دید که سالهای زیادی طول میکشد تا از نظر احساسی التیام پیدا کنید. ساختن دوباره دوستیها سالها زمان خواهد برد. ساختن دوباره شخصیتتان و ساختن دوباره اعتماد هم همینطور. حتی سالها طول خواهد کشید که بتوانید خودتان را ببخشید.
۹. از دست دادن روابط
روابط زیادی را از دست خواهید داد. دوستانی که سالهاست با آنان رابطه دارید شما را ترک خواهند کرد. دوستان صمیمی که بارها و بارها به آنان کمک کردهاید هم دیگر در کنارتان نخواهند بود. اعضای خانوادهتان هم از شما فاصله میگیرند. آدم خیانتکار در انتها تنها میماند.
۱۰. احتمال ابتلا به بیماریهای مقاربتی
بیماریهایی که از طریق رابطهجنسی منتقل میشوند در میان کسانی که از نظر جنسی بیقیدند متداولتر است. اما شما اطمینان دارید که همسرتان این بیماریها را ندارد. اگر اینطور فکر کنید که همه بهجز همسرتان مبتلا به یک بیماری مقاربتیاند، هیچوقت دست به خیانت نخواهید زد.
۱۱. فکر کردن به رفتار مشابه
دزدها دوست دارند جیب دیگران را بزنند اما از اینکه کسی جیبشان را بزند خوششان نمیآید. اگر همه ما با این قانونی طلایی زندگی میکردیم که: «با دیگران همانطور رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود.»، بیشتر مشکلات زندگی یکشبه حل میشد. به این کار از این دیدگاه نگاه کنید که برای خودتان اتفاق افتاده باشد. مشکل اینجاست که این چیزها نیازمند فکر کردن است و فکر کردن آخرین چیزی است که یک خیانتکار به سراغش میرود.
۱۲. پشیمانی
در همان لحظه، خیانت ممکن است به نظرتان منطقی بیاید. حس خوبی دارد و حتی به نظرتان کار درستی میآید. اما یادتان باشد احساسات گول میزنند. خیلی زود بعد از آن چشمهایتان باز شده و از اینکه سیب ممنوع را خوردهاید پشیمان میشوید. به اندازه کافی پشیمانی در زندگیمان نداریم؟ چرا یک پشیمانی دیگر به آنها اضافه کنیم، آنهم این نوع پشیمانی که تمام آنچه با تلاش برای خودتان ساختهاید را نابود میکند. شاید خانهتان عالی و ایدآل نباشد اما بهتر از زندگی کردن در چادر است.
۱۳. ضرر بیش از منفعت
هیچکس در بستر مرگ از اینکه خیانت نکرده است پشیمان نیست. هیچکس دفتر وکیلش را با لبخند روی لب بهخاطر تجربهای که داشته است ترک نکرده است. هیچکس از اینکه بهخاطر خیانت دوستان خود را از دست میدهد خوشحال نشده است. چیزهایی که از دست میدهید، نابودتان میکند. درد و رنج آن غیرقابل تحمل است. حتی امپراطوریها هم ممکن است بهخاطر چند لحظه خوشی و لذت موقتی نابود شوند. واقعاً ارزشش را ندارد.
ب) صدمات اجتماعی
خیانتکاران بسیاری تصور میکنند که اگر همسرانشان پی به خیانت آنان ببرند، میتوانند تخریبی را که متوجه ازدواجشان کردهاند، بازسازی کنند. آنان احساس میکنند که فقط کافی است بخواهند که همسرشان آنان را ببخشد و پیش خود نگه دارد. ممکن است این اتفاق بیفتد، اما همیشه هم آنقدرها ساده نیست. بعضی از عواقب زیر بعد از کشف خیانت میتواند در ازدواج، خانه و خانواده ماندگار و طولانیمدت باشد:
۱. ناکارآیی خانواده
خانواده بهعنوان یکی از نهادهای مهم اجتماعی، کارآمدی خود را از دست خواهد داد. عدم توجه به مسائل خانواده و عدم پایبندی یکی از مهمترین پیامدهای خیانت زناشویی خواهد بود.
۲. شکایت دادگاهی
مشکلات مربوط به شکایت خیانتدیده از همسرش و حضور مستمر و خسته کننده در دادگاه یکی دیگر از مشکلات اجتماعی است که زوجین را با آن مواجه خواهد کرد.
۳. طلاق
پس از شکایت همسر خیانتدیده، مشکلات بعدی همچون طلاق و جدایی میان زوجین اتفاق خواهد افتاد که به نوبه خود میتواند مشکلات بسیاری را به همراه داشته باشد.
۴. تغییرات مالی جدی به علت طلاق
همبستگی مالی میان زوجین گاهی به قدری قوی و شدید است که در صورت جدایی آنان از یکدیگر، ممکن است آسیبهایی جدی به بنیان اقتصادی هر یک از طرفین بزند؛ بنابراین یکی دیگر از تبعات طلاق بر اثر خیانت، ممکن است از دست دادن امکانات مالی برای زوجین باشد.
۵. جدایی و دور شدن اعضای خانواده و دوستان
رسوایی اخلاقی فرد خیانتکننده و حقارت پیشآمده برای فرد خیانتدیده، ممکن است به جدایی از دوستان و آشنایان منجر شود. ممکن است افراد بر اثر همین مسئله، به گروهها یا افرادی ملحق شوند که پیش از این، شأن خود را بالاتر از رفاقت با این دسته از افراد میدانستند.
۶. احتمال نوشتن پایان مرگبار برای زندگی خود و همسر
خیانت، گاهی پایانی مرگبار برای زندگی افراد پدید میآورد. ممکن است فرد خیانتدیده، بر اثر رنجی که از خیانت همسرش متحمل شده، دست به اعمالی بزند که حیات فرد خیانتکننده یا حتی فرزندانش را هم به خطر بیاندازد.
۷. بچهدار شدن خارج از ازدواج
روابط جنسی خارج از زناشویی ممکن است که فرد را با مشکلی چون فرزند ناخواسته مواجه کند. این مسئله به خودی خود برای افرادی که به صورت مخفیانه خیانت میکنند چالشزا خواهد بود و مشکلات عدیدهای را برای از بین بردن فرزند یا نگهداری آن، برای افراد بهوجود خواهد آورد.
۸. هزینههایی که هدر میرود
هزینههای خارج از زندگی زناشویی هم یکی دیگر از مشکلات خیانت است. فردی که خیانت میکند، پول و وقت خود را که باید صرف همسر و فرزندانش کند، خرج خیانت خود میکند و بازخوردهای این ولخرجی در مال و زمان را در مشکلات تربیتی و اخلاقی فرزندانش باید جستجو کرد.
۹. زندگی پنهانی و مخفیانه
زندگی مخفی و پنهان از همسر، یکی دیگر از مشکلات خیانت است که فرد خائن، به همراه شریکش در خیانت، در زندگی متوسل به دروغ و مخفیکاری میشوند تا مسئله خیانت عیان نشود.
۱۰. تهدید یا تلفنهای آزاردهنده
تهدیدهای آزاردهنده شریکِ خیانت در زمان آشکار نبودن خیانت و نیز تهدیدهای همسر خیانتکننده پس از آشکار شدن خیانت، مشکلات فراوانی را برای فرد خیانتکننده پدید خواهد آورد که نمود آن را میتوان در رفتارهای اجتماعی فرد یافت.
۱۱. خشونت جدی و خطر بازداشت و زندانی شدن
خیانت عاملی است که افراد را بسیار رنجور میکند و عدم تحمل افراد گاهی منجر به رفتارهای خشن میشود. برای رفتارهای خشن هم بر اساس قانون، مجازاتهای مختلفی در نظر گرفته شده و ممکن است به بازداشت و زندانی شدن بیانجامد.
پایش سبک زندگی، سال سوم، شماره ۱۴، مرداد ۱۳۹۵، صفحات ۸۰-۸۶.