زندگی معنوی: جلسه شصت و یکم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

زندگی معنوی – جلسه61   14/ 9/ 95

در جلسه گذشته دو نکته از نکات مربوط به فراز «وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ» مطرح شد. نکته اول این که روح این فراز، مراقبت است؛ یعنی، انسان باید نسبت به حسن فعلی و حسن فاعلیِ آنچه برای فردا می­فرستد(عمل)، مراقبت و محافظت داشته باشد. رعایت حسن فعلی، یعنی اجتناب از محرّمات و مکروهات، و رعایت حُسن فاعلی به نیت برمی­گردد. باید بدانیم که اصلاح نیّت، به زور امکان پذیر نیست بلکه با اصلاح نفس، ارتباط دارد. نکته دوم این که «ما قَدَّمَتْ»، چیزی است که در اصطلاح کلامی یا فلسفی، به آن تجسّم عمل می­گویند. برآیند کل اعمال یک انسان در طول حیاتش، سازنده آخرین عمل وی و آخرین عمل وی، سازنده آخرت اوست و جایگاه اَبدی او را تعیین می­کند.

و اما ادامه نکات:

نکته سوم: اصل بقاء عمل

از نظر مفسرین، مصداق«ما قَدَّمَتْ»، عمل است. ظاهر آن است که عملی که در زمان، مکان و شرایط خاصّی انجام شده، تمام شده و از بین رفته است. ولی حقیقت این است که عمل از بین نمی­رود؛ بلکه باقی می­ماند و برای آخرت، ذخیره می­شود.

اصل بقاء عمل، به اصل بقاء وجود بر می­گردد. بنابراین، هر عملی که توسط انسان ایجاد شود (چه کوچک و چه بزرگ، جه درونی و چه بیرونی) باقی خواهد ماند.

نکته چهارم: اصل بازگشت عمل

بقاء اعمال انسان تا قیامت، بدان جهت است که به او بازگردد. روح آیه­ی «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون»، شامل عمل هم می­شود؛ یعنی همه چیز در این جهان، صدوری و رجوعی است. همه اعمال به صاحبانش بازمی­گردد. اما سوال این است که آیا همان اعمال باز می­گردند (عینیت میان اعمال و جزا) یا نتیجه و اثر آن­ها (علیت میان اعمال و جزا)؟ این آیه به وضوح می­فهماند که همان عمل بازمی­گردد نه نتیجه و اثر آن.

نکته پنجم: بازگشت ظاهر و بواطن اعمال به انسان

هر عملی که از انسان صادر می­شود یک ظاهر دارد و حداقل سه باطن است: باطن دنیوی، باطن برزخی و باطن اخروی. ظاهر عمل که یک امر کاملاً فیزیکی و مادی است، نه نابود می­شود، نه گم می­شود، نه فراموش می­شود و حتی بی­اذن خدا جابجا هم نمی­شود:

«وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَهٍ إِلاَّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّهٍ فی‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مُبینٍ؛[1] و کلیدهاى غیب، تنها نزد اوست. جز او [کسى‏] آن را نمى‏داند، و آنچه در خشکى و دریاست مى‏داند، و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اینکه‏] آن را مى‏داند، و هیچ دانه‏اى در تاریکیهاى زمین، و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت‏] است

نکته اصلی، این است که باطن دنیوی عمل، در همین دنیا به انسان بازمی­گردد. اما اینکه چگونه، چه زمانی و چه مکانی، به حکمت و خیرخواهی خدا بستگی دارد.

باطن دوم عمل، در برزخ و پس از مرگ به او برمی­گردد:

إِذَا مَاتَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ دَخَلَ مَعَهُ فِی قَبْرِهِ سِتَّهُ صُوَرٍ … فَیَقِفُ صُورَهٌ عَنْ یَمِینِهِ وَ أُخْرَى عَنْ یَسَارِهِ وَ أُخْرَى بَیْنَ یَدَیْهِ وَ أُخْرَى خَلْفَهُ وَ أُخْرَى عِنْدَ رِجْلَیْهِ وَ یَقِفُ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُهُنَّ فَوْقَ رَأْسِهِ … فَتَقُولُ الَّتِی عَنْ یَمِینِ الْعَبْدِ أَنَا الصَّلَاهُ وَ تَقُولُ الَّتِی عَنْ یَسَارِهِ أَنَا الزَّکَاهُ وَ تَقُولُ الَّتِی بَیْنَ یَدَیْهِ أَنَا الصِّیَامُ وَ تَقُولُ الَّتِی خَلْفَهُ أَنَا الْحَجُّ وَ الْعُمْرَهُ وَ تَقُولُ الَّتِی عِنْدَ رِجْلَیْهِ أَنَا بِرُّ مَنْ وَصَلْتَ مِنْ إِخْوَانِکَ ثُمَّ یَقُلْنَ مَنْ أَنْتَ فَأَنْتَ أَحْسَنُنَا وَجْهاً وَ أَطْیَبُنَا رِیحاً وَ أَبْهَانَا هَیْئَهً فَتَقُولُ أَنَا الْوَلَایَهُ لآِلِ مُحَمَّدٍ ص.[2]

باطن سوم عمل، در قیامت بازخواهد گشت:

«یَوْمَئذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّیُرَوْاْ أَعْمَلَهُمْ* فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ* وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ؛[3] آن روز، مردم [به حال‏] پراکنده برآیند تا [نتیجه‏] کارهایشان به آنان نشان داده شود. * پس هر که هموزن ذرّه‏اى نیکى کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید.* و هر که هموزن ذرّه‏اى بدى کند [نتیجه‏] آن را خواهد دید.»

نکته ششم: چگونگی بازگشت اعمال به انسان

اعمال انسان به صورت حوادث، به او برمی­گردد، البته جنس حوادث، با جنس آن عالَم تناسب دارد. بنابراین، بازگشت اعمال انسان در دنیا به صورت حوادث دنیوی، در برزخ به صورت حوادث برزخی (همان چهره­های زیبا یا نازیبا در قبر)، و در قیامت نیز به صورت حوادث قیامتی است؛ یعنی انسان شکل حقیقی عمل را خواهد دید.

تمرین معنوی

یک ورق بردارید و دو ستون کنید. آنچه که در شبانه­روز انجام می­دهید در یک ستون، و تمام حوادث و رخدادهای آن روز را در ستون مقابل بنویسید. در ابتدا به نظر می­رسد که رابطه­ای میان این دو ستون نباشد ولی خواهید یافت که آن حوادث با این اعمال، ارتباط دارد، آن هم نه به صورت علیّت بلکه به صورت عینیّت؛ یعنی، عین عمل ما است.

البته ارتباط دقیق میان حادثه معین با عمل معین، قضاوتی است که نیاز به علم مطلق دارد و ما این علم را نداریم. بنابراین، بایستی از این قضاوت­ها اجتناب کرد.

خلاصه این که هر آنچه آدمی می­بیند نفس عمل اوست: «وَ لَکُمْ ما کَسَبْتُم؛[4] و براى شماست آنچه به دست آورده‏اید». هر کاری که می­کنید با شما خواهند کرد، پس هر کاری که با شما انجام می­دهند، همان کاری است که شما انجام داده­اید. بنابراین، دیگر جایی برای گلایه، شکوه، نپذیرفتن، سرباززدن باقی می­ماند؟

اگر کسی می­خواهد شرایطش بهتر شود و آن گونه شود که تاکنون نبوده، باید خودش بهتر شود و به گونه­ای بشود که تاکنون نبوده است؛ یعنی خود را تغییر دهد.[5] این یعنی خرق عادات و تغییر روش­ها و [سبک­های زندگی]. به بیانی دیگر، ایجاد تنوع در رفتار و زندگی است. توضیح بیشتر آن که:

زندگی انسان شامل گذشته، حال و آینده است. گذشته، اعمالی است که انجام دادیم. زمان حال، شامل حوادث و اعمال است و آینده نیز شامل حوادث است. امروز در جایی هستیم که در گذشته ساختیم و فردا جایی خواهیم بود که امروز می­سازیم. پس تسلیم حوادث امروز باشیم؛ یعنی سهم خود را در حوادث امروزمان به رسمیت بشناسیم و بپذیریم، سهم دیگران با خودشان.

یکی از وجوه زیبایی خلقت «نظام أحسن» همین است که خدا جهان را  به گونه­ای خلق کرده که اگر کسی خوبی کند خوبی می­بیند و اگر بدی کند بدی می­بیند، ان هم در همه عوالم(دنیا، برزخ و قیامت)، و در همه سطوح (فردی، خانوادگی و جهانی).

[1]. انعام/59.

[2]. برقی، محاسن، ج1، ص288.

[3]. زلزال/6و7و8.

[4]. بقره/ 141 و 134.

[5]. رعد/11: إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم.

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.