راهکارهای مقابله و مواجهه با خیانت در سبک زندگی
نویسنده: سیدعلی آقایی
راهکارها:
اگر فردی در مقابل نامزد و یا همسر خود مرتکب خیانت شد دو گزینه برایش وجود دارد: میتواند در این رابطه با او صحبت نکند و امیدوار باشد که این امر هیچگاه برایش فاش نشود و یا اینکه به خطای خود اعتراف کند و تمام عواقب آن را را نیز بپذیرد.
اگر گزینه اول را انتخاب کرد، باید خود به تنهایی با کرده خود روبرو شود و بار رنج و عذاب آن را به تنهایی بر دوش بکشد. البته اگر یک درصد هم این احتمال وجود داشته باشد که روزی همه چیز فاش شود آنوقت اوضاع خیلی بدتر خواهد شد؛ به این خاطر که همسر نه تنها به خاطر خیانتی که شریکش انجام داده، ناراحت میشود بلکه از اینکه به او دروغ هم گفته شده، عصبانی خواهد شد.
اگر فرد قصد دارد به همسرش از خیانت بگوید، حداقل دیگر عذاب وجدان پیدا نمیکند اما باید خود را برای رویارویی با عواقب آن آماده کند. اگر از نظر احساسی به او خیانت کرده، نیازمند تلاش بیشتری است چراکه پیوند عاطفی که با یک فرد دیگر برقرار شده، کمی سختتر از بین میرود؛ اما اگر از نظر جنسی به همسر خیانت کرده و بهویژه اگر به یک شب ختم شده باشد باید بر روی این مطلب کار کند که به همسرش بقبولاند که او را ببخشد. عکسالعمل همسر خیانتدیده در برابر فرد خیانتکننده هر چه که باشد، فرد خائن باید انتظار بدترینها را داشته باشد. البته در این حالت حتی اگر فرد خیانتکننده تمام کارهایی را هم که انجام داده باشد برای همسرش بازگو کند، این احتمال وجود دارد که خیانتدیده، خیانتکننده را برای یکبار ببخشد اما فکر بخشش دوباره را باید بهطور کلی از سر بیرون کند.
اگر فردی احساس می کند که از شریک زندگی خود در حال دور شدن است، یا اگر دچار وسوسههای احساسی شده است، سعی کند پیوندهای عاطفی گذشتهاش را با شریک زندگی اش از نو تجدید کند و یا اگر از نظر جنسی احساسی رضایت نمیکند، به دنبال روشها و شیوههای جدیدی باشد تا به روابط جنسی خود حرارت بیشتری دهد. آنوقت زمانی که تلاش شریک زندگی برای بهبود رابطه را مشاهده کند، خودش هم شگفتزده خواهد شد.
در مباحث مربوط به راهکارهای مقابله با خیانت می توان در چهار حوزه سخن گفت. راهکارهای دینی، فردی، تقنینی و خارجی. البته باید توجه داشت که این راهکارها را باید از دو زاویه مورد توجه قرار داد. نخست روش پیشگیرانه و دیگری بعد درمانی مسئله خیانت که چگونگی مواجهه با آن را بدانیم.
الف) راهکارهای دینی
روش اسلام در مواجهه با این مسئله بیشتر به صورت پیشگیرانه و بازدارنده بوده است. به عبارت بهتر، اسلام تلاش کرده است تا افراد را از پیش از گرفتاری در مرداب خیانت زناشویی و رفتارهای فرازناشویی و خارج از تعهد خانوادگی، نجات دهد. این مسئله را میتوان در تأکید آموزههای اسلامی در وفاداری و اعتماد و نیز دیگر توصیههای اخلاقی برای افراد در سبک زندگی جستجو کرد. البته در این میان مجازاتهای سنگین افراد متأهل خیانتکار هم یکی دیگر از احکام بازدارنده اسلام در مقابل خیانت است که به شدت هرچه تمامتر، مجازاتهای سالب حیات را برای افراد خاطی در نظر گرفته است.
یک) اهمیّت وفادارى در اسلام
وفا در لغتنامهها در معانى وعده بهجاى آوردن و بهسر بردن دوستی و عهد و سخن بهکار مىرود. همچنین دهخدا بـه نـقل از کتاب ناظم الاطباء بیان مىدارد که وفا به معناى به سربردگى، عهد و پیمان و قول و سخن و درستى و استقامت و ثبات در عهد و پیمان و قول و سخن و دوستى و صفا و صدق و ضمانت در کار و کردار است.
از جمله رهیافتهاى دریافـت مـفهوم وفـا آگاهى از واژهى ضد آن یعنى غدر اسـت. ابـن مـنظور در اینباره مىنویسد: «وفا ضد غدر» به معناى خیانت، بىوفایى و پیمانشکنى است. بنابراین وفادارى زوجین به معناى التزام در پیمان زناشویى و پایدارى در همبستگى عاطفى و جنسى است.
۱. اهمیت وفادارى در آیات
وفادارى و پایبندى به پیمانها از منظر قرآن در آیات متعددى ذکر شده است؛ از آن جمله است:
الف- «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ…»؛ «اى کسانی که ایمان آوردهاید به همهى قراردادها و پیمانهاى خود وفا کنید.»
عقود جمع عقد است. عـقد کلمهاى عربى و مصدر باب «عقد یعقد» و در لغت به معناى بستن و گره زدن است. این واژه در مقابل کلمهى حل بـه مـعناى باز کردن آمده است و در اصطلاح فقیهان عبارت است از کلام هریک از متعاملین یا کلام یکى از آنان و عـمل دیگرى اسـت که شارع اثر منظور را بر آن مترتب کرده است.
در عقد یک طرف بر قبول امـرى که مـقبول طرف دیگر است خود را متعهد مىسازد و عقد ازدواج نیز از جملهى عقود شرعى و عرفى است که بـراى زن و شـوهر تعهداتى ایجاد مىکند تا طرفین خود را به مفاد آن پاىبند بدانند؛ لذا آیهى شریفه، مؤمنان را به وفاى همهى عقود فرا مىخواند و بر ضرورت پاىبندى به پیمانها تأکید مىورزد؛ زیرا ظاهر از الف و لام در «العقود» این اسـت که الف و لام بـراى عـموم و شمول و همهى پیمانها و عقدها را شامل مىشود.
ب- «وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولًا»؛ «به عهد و پیمـان خـود وفـا کنید که البته (در قیامت) از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.»
مفاد عهد، الزام و التـزام اسـت که الزام به جنبهى فاعلى عهد نظر دارد و التزام به جنبهى انفعالى آن ناظر است و استعمال عهد در این دو معنى بـسیاراست. در قرآن کریم دربارهى وفاى به عهد و پیمان آیات بسیارى وجود دارد.
کاربرد صیغهى امر در گزارههایى از قـرآن کریم که ما را به التزام به مفاد پیمانها فرا مىخواند از اهمیت و جایگاه برجستهى وفاى به عهد و وفادارى در تعالیم اسـلامى حـکایت دارد؛ لذا باید آن را واجب و یک الزام شرعى تلقى کرد. اشارهى آیهى شریفه مبنى بر سؤال از عهد و پیمان حاکى از این واقعیت است که پیمان منشأ مسئولیت اسـت؛ لذا اخـلاق و حقوق مـا را بـه پاىبـندى به مفاد آن فرا مىخواند.
ج- «… وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ…»؛ «مؤمنان کسانى هستند که به عهد خود وفا مىکنند.»
د- «وَالَّذینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»؛ «آنـان که اداى امانت و وفاى به عهد را رعایت مىکنند.»
زبان اِخبار بهکار گرفته شـده در آیات شریفه، که در مقام انشاء است، برتأکید مـفاد آن دلالت دارد یعنى وفادارى در پیمانها یک الزام مؤکّد شرعى است.
۲. اهمیت وفادارى در روایات
الف- امام صادق۷مىفرماید: «هرکس بـراى زوجهاش شرطى کند باید به آن وفا کند؛ زیرا المسلمون عند شروطهم إلاّ شرطا حرّم حلالا أو احلّ حراما» این روایت موثقه بوده و از اعتبار لازم برخوردار اسـت و شـرط نیز به معناى مطلق الزام و التـزام اسـت. یعـنى هـمهى مسلمانان باید به همهى الزامها و التزامهای خود پاىبند باشند مگر الزام و التزامى که حلالى را حرام یا حرامى را حلال کند.
ب- از موسى بن جعفر۷نقل شده که از آن حـضرت دربارهى مردى که با زنى ازدواج و شـرط کرده که اگر زن با او به بلادش بیاید به او صد دینار مهریه بدهد و اگر نیاید مهر او پنجاه دینار باشد، سؤال شـد، حال اگر زن ابا کند و به شهر مرد نرود مهریه چـگونه داده مىشود؟ ایشان فرمودند: «اگـر مـرد بخواهد زن را به بلاد شرک ببرد پس هیچ شرطى به نفع او و علیه زن وجود ندارد و باید صد دینار را به زن مهریه بدهد و اگر بخواهد او را به بلاد مسلمانان ببرد پس آنچه بدان شـرط کرده، عمل کند، زیرا مسلمانان به شروط خود پاىبندند.»
حدیث، اگرچه جملهى خبرى است، ولى در حقیقت در مقام انشاى حکم و بیانکنندهى این مطلب است که وفاى به شرط یک حکم تکلیفى نیست بلکه حکم وضعى و مـفاد آن نـفوذ و لزوم شرط است، بهطورى که شخص را ملزم مىکند تا به شرطى که نموده وفا کند.
این روایات مشتمل بر آموزههاى حقوقى مبنى بر لزوم وفادارى زوجین به مفاد پیمانهایشان است.
ج- امام علی۷مىفرمایند: «انّ الوفاء توأم الصّدق و ما أعرف جنة اوقى منه»؛ «به راستى که وفا همزاد راستگویى است و سپرى نـگهدارندهتر از آن نمىشناسم». در این روایت وفا عینیتبخشى و عملى ساختن تعهد و از معیارهاى صداقت به شمار آمده است.
این روایات مشتمل بر آموزههاى اخلاقى بر لزوم وفا در پیمانهاست. بر این اساس وفاى به عهد و پیمان بسیار تأکید شده و علت سـفارش معصومین (ع)بـه این مقوله استوارى نهادهاى اجتماعى و از جمله حفظ و تحکیم نهاد خانواده است.
۳. سازوکار ابراز وفادارى پس از مرگ
در آداب و سنن سبک زندگی اسلامى زن براى رعایت حرمت پیمان زناشویى و ابراز وفادارى خویشتن حتى پس از مرگ وى عده نگاه مىدارد. قرآن کریم در اینباره مىفرماید: «وَالَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَیَذَرُونَ أَزْوَاجًا یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا فَعَلْنَ فِی أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ» ؛ لذا عدهى وفات را باید سازوکار رعایت حرمت حریم نهاد نکاح و خانواده و ابراز وفادارى بهشمار آورد. اسلام براى جلوگیرى از هرگونه افراط و تفریط مدت مشخصى را براى آن تعیین کرده است که زن پس از آن مىتواند مجددا ازدواج کند. آزادى زن براى ازدواج مجدد مشروط به معروف شده است یعنى آن آزادى که در عرف پسندیده است و عقل و شرع نیز آن را تأیید کند؛ بنابراین ازدواج بعد از عده را نباید بىوفایى زوجه بهشمار آورد.
دو) عفاف
عفت از فضایل انسانى و عبارت است از حاصل شدن حالتى براى نفس آدمى که به وسـیلهى آن از غـلبه و تـسلط شهوت جلوگیرى مىشود. بنابراین عفت نیروى درونى است که آدمى را در اعمال تمایلات جنسى تعدیل کرده و از پلیدىهاى شهوت مـصون مـىدارد. از منظر قرآن کریم یکى از شاخصههاى مؤمنین عفت و پاکدامنى است. قرآن کریم عفاف زن و مرد را اینگونه بازگو مىکند:
«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ. وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا…»؛ «اى رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشمها (از نـگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از کار زشـت با زنان) محفوظ دارند «…و اى رسول به زنان مؤمن بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ بدارند و زینت وآرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر مىشود بر بیگانه آشکار نـسازند…»
براساس این آیه یکى از مهمترین شاخصههاى پارسایىِ جنسى و عفت در مردان چشم فروهشتن نسبت به زنان نامحرم و حفظ فروج از گناه جنسى و در زنان نیز چشم فروهشتن نسبت به مردان و پوشیدن روى و موى وسایر اعضاى بدن اسـت. به تعبیر دیگر، قرآن کریم یکى از سازوکارهاى کنترل غرایز را در عفت نگاه و نظر مىداند.
قرآن کریم در آیهى دیگرى عفت در بیان را اینگونه متذکر مىشود: «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا». اگرچه خطاب این آیه با زنان پیامبر است، مع الوصف مىتوان از آن دریافت که نرم سخن گفتن با نامحرم در تعلیمات اسلامى رفتار بیانى پسندیدهاى نیست. همچنین قرآن در آیهى دیگر، عـفت در پوشـش را بیان مىکند: « وَلا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ…» مصالح اجتماعى و فردى انساناقتضا دارد که روابط مرد و زن تحت کنترل و با ضوابط و معیارهایى انجام شود. با تـشکیل خـانواده نـسل انسان حفظ مىشود و زمینهى رشـد عـواطف، عـشق، محبت، فضایل انسانى فراهم مىشود. بنابراین عفت در ابعاد مختلفاز جمله سازوکارهایى است که تجربه و وفادارى زوجین در نهاد خانواده را تمهید مىکند.
علاوه بـر آیات، روایات نـیز مـتضمن آموزههاى فراوانى است که زنان ومردان مؤمن را بر پرورش فضیلت عفت رهنمون مىشود.
امام صادق۷فرمودند: «نگاه تیرى مسموم از ناحیهى شیطان است، پس هرکس آن را بهخاطر خدا ترک کند و نه به خاطر دیگرى، خداوند به او امنیت و ایمان عطا فرموده و طعم آن را مىیابد». روایت هشام از اطلاق برخوردار است و شامل زنان و مردان مىشود.
در روایت دیگرى از امام صـادق۷نقل شده است که: «هرکس نگاهش به زنى افتد سپس چـشمش را بـه آسمان بالا ببرد یا آن را ببندد، هنوز چشم بههم نزده خداوند حورالعینى را به او تزویج مىکند . در این روایت مـردان بـه پارسایى در نظر به زنان ترغیب شدهاند.
همچنین آن حضرت فرمودند: «خداوند روز قیامت با سه دسته سخن نمىگوید و ایشان را پاک نمىکند و برایشان عـذاب دردنـاکى اسـت… و آن زنى که فراش و رختخواب شوهرش را در اختیار مرد دیگرى قرار مىدهد. در روایت محمد بن مسلم به پارسـایى جـنسى زنان تأکید شده است.
تعلیمات اسلامى پارسایى در نگاه را از عوامل مهم امنیت و توسعهى ایمـان تلقى مـىکند و از نـتایج مهم آن در پیمان زناشویى، وفادارى و اعتمادسازى است.
پارسایى در نظر و فراش موجب مىشود که یک زن عفیف در اعماق قلب شوهرش جاى گیرد و یک مرد عفیف نیز متعهد همسرش مىشود. زن براى اثبات وفادارى خود به همسرش و حتى با این نگرش که ممکن است همسرش از رفتارها و نگاهها و حرف زدنهاى بىمورد او در برابر نامحرم ناراضى باشد خود را حفظ مىکند و تمام تـلاشش وقـف عشق ورزیدن به همسر مىشود. مرد نیز با این نگرش که در صورت حفظ نگاه و حریم خـود به هـمسرش وفـادار مانده، از امنیت عاطفى بهرهمند مىشود.
۱. حفظ حریم جنسى
یکى از مهمترین شاخصههاى زنان صالحه، حفظ حریم جـنسى اسـت. چـنانکه قرآن کریم مىفرماید: « فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ»؛ «زنان شایسته، زنانى خـاضعاند که در غـیاب همسر، حقوق او را که خدا براى او قرار داده، حفظ مىکنند».
در آیهى شریفه، حفظ حریم خصوصى جنسى براى شـوهر و نـگهدارى خویش از ورود دیگران در آن از مصادیق حفظ حدود الهى به شمار آمده است. حفاظت از حریم خصوصى جـنسى که حـفظ حدود الهى است از شاخصههاى وفادارى و پایدارى در سبک زندگی و پیمان زنـاشویى اسـت.
پیامـبر اکرم۹در سفارشى به امام عـلى۷مىفرمایند:
«اى على! چهار چیز کمرشکن است… و زنى که شوهرش از او نگهدارى مىکند ولى او به شـوهرش خـیانت مىکند.»
در این آمـوزه عـهدشکنى در پیمان زناشوئى خیانت و کمرشکن تلقى شـده اسـت و نیز امام على۷مىفرمایند: «الخائن لا وفاء له»؛ «خیانتکار وفا ندارد»؛ یعنى پیمانشکنى همان بىوفایى است. در جاى دیگر مىفرمایند: «غایة الخـیانة خـیانة الخلّ الودود و نقض العهود»؛ «نهایت خیانت آن اسـت که انـسان به دوست صمیمى خود خیانت کند و شکستن عهدهاست.»
یکى از مهمترین مصادیق دوست براى انـسان، هـمسر و شریک زندگى اوست. بین زن و شوهر در نـهاد خـانواده یک رفـاقت و یک دوستى پایدار برقرار اسـت که شارع مقدس اسلام نیز بـر آن تأکید فراوان فرموده است. زن در خانه و در غیاب شوهر باید حافظ حدود الهى باشد یعنى خـود را از دید نـامحرم و اجنبى محفوظ بدارد و با مردان ارتـباط نـامشروع نداشته بـاشد؛ زیرا روابـط نـامشروع با غیر شوهر شـکستن پیمان زناشویى و خیانت است.
در متون دینى، مرد نیز مکلّف به حفظ حریم جنسى است؛ یعنى نمىتواند بـا زنان دیگر روابط نامشروع برقرار کند. عـلاوه بـر آن اخـبار رسیده از پیامـبر۹و ائمـهى اطهار۸تنوعطلبى جنسى مردان را نیز نکوهش مىکند، از جمله روایتى از امام باقر۷که مىفرمایند: «إن اللّه یبغض کلّ مـطلاق ذوّاق»؛ «خداوند هر مردى را که بسیار طلاق دهد و طـعم ازدواجهاى فـراوان را بـچشد دشـمن دارد». بدین جهت باید اذعان کرد اسلام چندهمسرى ر اهم محدود کرده است و هم مشروط.
۲. پارسایى ذهنى در روابط زناشویى
یکى از عناصر باطنى وفادارى، پارسایى ذهـنى در روابط زناشویى است. مردى که زن بیگانهاى را زمان همآغوشى در نظر مىگیرد نه تنها دروغـگوست بلکه وفاى به عهد نیز ندارد؛ زیرا در عقد ازدواج وقتى بله را گفته پس فقط منظور همسر شرعىاش بوده است نه همسر ذهنى بیگانه. اسـلام نیز این فکر را حرام دانسته، زیرا قسمتى از ادراکات شهوانى و احساسهاى لذتبخش از طرف مقابل دریافت و پرداخـت نـمىشود و زنـاى ذهنى صورت مىگیرد.
از جمله روایاتى که مىتوان در این باب ذکر کرد، خبر محمد بن على بن الحسین از ابى سـعید الخـدرى در وصـیت پیامبر۹که پیامبر فرمودند: «یا على با همسرت با شهوت زنى غیر او جماع نـکن؛ زیرا مـن مىترسم اگر بین شما فرزندى پسر به وجود آید خودفروش و زنمآب یا دیوانه و ناقصالعقل بـاشد.»
سه) انجام وظایف همسرى
التزام عملى هریک از زن و شوهر به وظایف شرعى خود نشاندهندهى وجود عنصر وفادارى در آنان است. همسرى که خویش را متعهد به وظایف خود و رعایت حقوق دیگرى مىکند وفادارى خود را اثبات کرده و در استحکام نهاد خانواده نقشآفرینى مىکند.
۱. وظایف زوج
وظایفی که برعهده زوج گذاشته شده را میتوان در این موارد بهصورت خلاصه بیان کرد:
۱.۱. رعایت حسن معاشرت با همسر
۱.۲. تهیهى مسکن و خوراک و پوشاک
۱.۳. پرهیز از آزار و ظلم به همسر
۲. وظایف زوجه
برخى از وظایف زوجه که در اعتمادسازى مؤثر مىافتد، به شرح ذیل است:
۲.۱. حسن معاشرت و رفتار شایسته با شوهر
۲.۲. تمکین به حق استمتاع زوج
۲.۳. حفظ پاکدامنى در حضور و غیاب شوهر
۲.۴. ترک نکردن خانه بدون هماهنگى با شوهر
۲.۵. جلب رضایت همسر در بخشش از مال او
۲.۶. رعـایت بـهداشت و آرایش ظاهرى
چهار) اعتماد
وفادارى یکى از راههاى ایجاد اعتماد و ارتقاء سطح آن است. رابطهى زن و شوهر رابطهى وفادارى، مهرورزى و محبتپذیرى، گذشت و ایثـار، سخاوت و احسان، مودّت و مروّت، صداقت و درستى و صفا و صمیمیت است.
انسانیت و شرافت در سبک زندگی اقتضا دارد که زن و شوهر تا آخر عمر به پیمان مقدسشان وفادار بمانند، رسم مردانگى این نیست که مرد در موقع پیرى و زوال شادابىِ همسرش او را تنها بگذارد و به فکر تـجدد فـراش یا عیاشى برآید، یا زمان رفاه اقتصادى به فکر ازدواج مجدد باشد در صورتى که همسرش در فقر و تنگدستى همراه او بوده است، یا زمان بیمارى زنش به جاى معالجه و پرستارى از او، رهایش کند و به دنبال زن دیگرى باشد. همچنین رسم وفـادارى این نـیست که زن در بیمارى و سختىها شوهرش را تنها بگذارد، آیین وفادارى و عواطف اینگونه اقتضا دارد که در موقع حساس زن و مرد به داد یکدیگر برسند و از هم دلجویى و مراقبت کنند.
۱. تعریف اعتماد و اعتمادآفرینى
اعتماد در لغت مصدر باب إفتعال از ریشهى اعتمد است، «اعتمدت علیه» یعنى بر وى تکیه کردم و «اعتمدت علیه فى کذا» یعنى به او فلان کار را سـپردم و اعـتماد کردم. «اعتمد على الشىء» یعنى سنگینى خود را به روى چیزى انداختن است. اعتماد اسمى است براى هرگونه وسیلهاى که گرد مىآورى تا با اعتماد بر آن کارت را انجام دهى. اعتماد یک پدیدهى انـسانى اسـت که در سایهى به کارگیرى عناصر و مؤلفههایى در احساس، گفتار، رفتار و عمل مىتوان به آن دست یافت.
خانواده، به مـفهوم گـستردهى آن، گـروهى از اشخاص است که به دلیل ازدواج یا نسب با هم پیوند دارند و به معناى خاص و محدود آن، شامل زن و شوهر و فرزندان آنان است، گروهى که هدایت و حمایت آنان با پدر است و همبستگى میان اعـضاى آن حـقوق و تکالیفى بـه بار مىآورد که در میان سایر خویشان وجود ندارد. هـمبستگى اجـتماعى درون خانواده معلول اعتماد متقابل اعضاى آن نسبت به یکدیگر است.
چنانکه قرآن پیونـد ازدواج را مـیثاق غلیظ مىنامد: «وَأَخَذْنَ مِنکُم مِّیثَاقًا غَلِیظًا». کلمهى وثوق و ثقه بـه معناى اعتماد و اطمینان است و وثاقة یعنى مـحکم و مـواثقة یعنى معاهدهى محکم و استوار. در زندگى خانوادگى اصل این است که زن و شوهر انگیزهاى پدید آورند که موجب تـجدید جاذبه و خاطره شود و عشق و عـلاقههاى نـوبـهنو پدید آیند، قـبل از هـر چیز این ایمان و اخـلاق اسـت که عامل تضمین و تحکیم خانواده است. ایمان و اخلاق از عوامل معنوى اعتمادآفرین در مناسبات اجتماعى از جمله مـناسبات خانوادگى است.
۲. راهبردهاى عاطفى، اخلاقى و اجتماعى تـوسعهى اعـتماد در نهاد خانواده
– پرورش محبت
محبت و جذابیت متقابل، صمیمیت، وفادارى، اعـتماد و دوستى به هم گره خورده عشق قوىتر و عمیقترى را پایهگذارى مىکند، محبت بناى زندگى زوجین را استوار و روابـط را ریشـهدار مىکند و در سایهى دوستىها احساس اطمینان بیشتر مـىشود. قرآن کریم عشق و محبت را این-گونه بازگومىکند؛ «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»؛ (و یکى از آیات الهى آن است که براى شما از جـنس خودتان جفتى بیافرید که در برابر او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانى برقرار فرمود، در این امر نیز براى مردم با فکر ادلّهى علم و حکمت حق آشکار است).
– ابراز عشق و محبت
براساس سبک زندگی اسلامی و آموزههاى دینى عشق و محبت زن و شوهر یک ودیعهى الهـى تـلقى شده اسـت؛ «جعل فیکم مودة و رحمة» ولى این محبت باید به صورت آشکار ابراز شود؛ چراکه در صورت ابراز نکردن آن مـمکن است حقیقت محبت از ناحیهى دیگرى دریافت نشده و در نتیجه روابط زن وشوهر آنگونه که بایسته است شـکل نگیرد، لذا ابراز عشق تـنها وظـیفهى یک طرف نیست بلکه طرفینى است. در آموزههاى دینى بر ابراز عشق و محبت تأکید شده است چنانکه پیامبر۹مىفرمایند: «این سخن مرد به زن که «دوستت دارم» هرگز از دل زن بیرون نمىرود». پیامبر۹در داستان حولاء مىفرمایند: «اى حولاء! حق مرد بر زن این است که در خانهاش بنشیند و به همسرش اظهار عشق و محبت کند و دلسوز او باشد». بنابراین ابراز محبت در آموزههاى دینى از راهبردهاى آفرینش و تـوسعهى اعـتماد است.
– راستگویى و صداقت
صداقت همچون پل ارتباطى مؤثر موجب جلب اعتماد میان زن و شوهر و باعث میل و رغبت بیشتر طرفین براى همصحبتى با یکدیگر مىشود، زیرا اطمینان قلبى مىیابند که هیچ یک از آن دو به دیگرى دروغ نمىگوید.
بسیارى از ناهنجارىهاى رفتارى و اختلافات خانوادگى و مشاجرات میان همسران و دوستان و فامیلها و حتى تنشها و نزاعهاى سیاسى، ناشى از بىصداقتى و ناخالصى است. دروغگویى صفتی است نکوهیده بسیار ناپسند و زیانآور که روح خیانت و ناپاکى را در انسان تقویت و آتش وجـدان را در کانـون دل خـاموش مىکند. آیات و روایات بسیارى در مدح راستگویى و صـداقت وجـود دارد؛ از جـمله خداوند متعال در سوره احزاب مىفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً» ؛(اى اهل ایمان متّقى و خداترس باشید و همیشه به حق و صواب سخن بگویید). همچنین امـام على۷مىفرمایند: «یکتسب الصادق بصدقه ثـلاثا: حـسن الثقة به و المحبّة له و المهابة عنه»؛ «راستگو به سبب راستگویى خود سه نعمت به دست مىآورد؛ معتمد مردم مىشود، او را به درسـتى و صـمیمیت مىپذیرند و بـزرگى و عظمتش در دلها جاى مىگیرد.» صداقت جاذبهى میان زوجـین را نسبت به هم بیشتر مىکند، هر قدر روابط بین آنان بهتر، سالمتر و پرجاذبهتر باشد، زندگى شیرینتر و بـاصفاتر مـىشود.
– خیرخواهى
تصور خیرخواهى و دلسوز بودن هریک از زوجین اعتماد مـتقابل را بـهدنبال دارد، از اینرو است که پیامبران هنگام دعوت و گفتوگو بر خیرخواهى و دلسوز بودن خود تأکید داشـتند تـا اعـتماد مردم را به خود جلب کنند و مردم به دعوت آنان لبیک گویند.
– پرهیز از خودمحورى
غرور و خودبرتربینى و بىتوجهى به طرف مـقابل و کمتوجهى به نیازهاى او باعث سلب اعتماد مىشود، تکبر بـاعث مـىشود فرد جز خود کسى را نبیند و تنها مـنافع خـود را بـسنجد، اگر چنین صفتى در هریک از زوجین باشد عـلاقه و مـحبتشان نسبت به هم کم مىشود و از اعتماد کردن به یکدیگر پرهیز مىکنند، چراکه خود را دلسوز هم ندیده و یکدیگـر را درک نمىکنند.
– تبیین روشنگرانه رفتار
یکى از راهبردهاى دیگـر اعـتمادآفرینى این است که زوجـین هـدف خـویش را از انجام دادن اعمالشان با کلمات صمیمى بـیان کنـند، تا بتوانند با این روش راه را بر هرگونه پیشداورى و گمان ببندند. زن بـراى شوهر نماد امین بودن در امور درونـى خانه و مرد نماد امین بودن براى زن در اسرار و تأمین مصالح زندگى اوست. سلوک زندگى زن و شوهر اثباتکنندهى سـطح امـانتپذیرى هریک خواهد بود. ضرورت تنظیم مناسبات زن و شـوهر بـرپایهى امـانتپذیرى، مـعرّف جایگاه اصل امانت در نـهاد خـانواده است؛ لذا عمل، رفتار و گفتار امین، بر صحت توجیه و تفسیر مىشود.
– همفکرى و مشورت
در صورت بروز برخى اخـتلافات در نـهاد خـانواده، و ادامهى آنها پایههاى مهر و محبت فرو خواهد ریخـت. از اینرو قـرآن اصـول و راههاى دیگرى بـراى حل این اختلافات و جلوگیرى از تلاشى خانوادهها طرح کرده است یکى از این راهها همفکرى و مشورت در مسائل خانوادگى است.
اگر زوجین در مسائل خود با یکدیگر مشورت کنند و آن را با موفقیت پشت سر گذاشته و احساس کنـند یکى بدون مشورت دیگرى کارى انجام نمىدهد، به افکار هم اعتماد مىکنند و چنانچه در حل آن ناموفق بودند باز هم با کمک هم سعى در حل مشکلات مىکنند؛ لذا یکى از اصول مهم حاکم بر مناسبات خانوادگى اصل مشورت اسـت. مـشورت از سازوکارهاى اعتمادسازى در نهاد خانواده بهشمار مىآید.
– رازدارى
در آموزههاى دینـى زن و شوهر لباس یکدیگرند یعنى عیوب و اسرارهمدیگر را مىپوشانند؛ «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ». لباس بودن هریک به استوارى خانواده مىانجامد. اسرار و عیوب هریک از زن و شوهر بـه وسـیلهى دیگرى مستور مىماند یعـنى هـریک رازدار دیگرى است. در آموزههاى دینـى از رویکرد پنـهانسازى عیوب و اسرار از ناحیهى زن و شوهر مىتوان به اصل ستر یاد کرد.
– تمهید رضایتمندى و آرامشبخشى
اولین و برترین معیار و نشانهى سعادتمندى زن و شوهر احساس آرامش و رضایتمندى است. خانهاى که آرامشگاه است مناسبترین سکوى اعتلاى وجود است و همسرى که آرامشبخش اسـت، مـطلوبترین همدل و بـهترین معتمد است. این آرامش زمانى ایجاد مىشود که ارتباط متقابل همسران برپایهى محبت و مهربانى و گذشت استوار باشد. قرآن کریم در زمینهى سکونت مىفرماید: «وَمِنْ آَیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا»
خداوند در آیهى شریفه زنان را مایهى آرامش دانسته است. از مؤلفهى مایه آرامش یکدیگر بودن مىتوان به اصل امنیت و سکونت یاد کرد.
– گوش دادن به سخنان براى تعمیق ارتباط
یکى از راهبردهاى موفقیت نبى اکرم در ایجاد ارتباط با مردم گوش بودن آن حضرت بوده اسـت. قـرآن در این زمـینه مىفرماید: « وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ» در مناسبات خـانوادگى نیز هنگامى که مرد به سخنان همسر خود خوب گوش مىدهد به این معناست که براى او و حرفهایش ارزش قائل است و بـه او اهـمیت مىدهد. همسر نیز با حرف زدن با شما آرامش مىیابد، اعتماد پیدا مىکند و هر سخنى که داشته باشد در میان مىگذارد، لذا خوب گوش کردن سخنان همسر از جمله هنرهاى درک بخشى از خویشتن به اوست و در حقیقت نوعى اعتمادبخشى بـهشمار مىآید.
– پرهیز از مخفىکارى
بسیارى از زنان و شوهران بدان خاطر باهم درگیر مىشوند که اسرار و مسائل خود را از هم مخفى نگه مىدارند یا مخفىکارىهایى مىکنند که مرضى طرف مقابل نیست؛ براى مثال آمد و شد خـود و مـعاشرتهایشان با دیگران و…را مخفى مىکنند. نباید فراموش کرد اسرار به خصوص آنچه مربوط به زندگى خانوادگى است روزى برملا خواهد شد که موجب رسوایى و بدگمانى و سوءظن مىشود و بدگمانى نیز بىاعتمادى هریک از زوجین را نسبت به کسى که مخفىکارى کرده بـه دنـبال دارد.
– رعایت آداب در گفتار و رفتار و احترام متقابل به یکدیگر
حبّ ذات و علاقه به احترام یک امر غریزى است، لیکن همه کس حاضر نیست احساس درونى همسر را اشباع کند و به وى احترام بگذارد. اگر زن به شوهر احـترام بـگذارد او هم در مقابل به وى احترام گذاشته و رشتهى محبت در میانشان استوارتر و پیمانشان بادوامتر خواهد شد. احترام مىتواند گفتارى و رفتارى باشد. احترام گفتارى مانند کلمات آقا، خانم و…و احترام رفتارى مانند کمک کردن در امـور زنـدگى. زن و شوهر در تنظیم مناسبات خویش باید کرامت خود و دیگرى را حفظ کنند. کرامت انسانى در عمل بـا اجراى عدالت و دیگر اصول حفظ مىشود. رعایت آداب در گفتار و رفتار و احترام متقابل در قـالب شناسایى اصل کرامت متصور است.
– خودنگهدارى و مدارا
خانوادهاى که عنصر مدارا و ملایمت را ندارد پایدار نمىماند، مرد با اندک بداخلاقى زن در خانواده عـصبانى شـده و تـصمیم به طلاق زن مىگیرد. زن نیز با بداخلاقىهاى شوهر درخواست جدایى مىکند. روایات بـسیارى مبنى بـر ملایمت و مدارا و صبر و بردبارى زوجین نسبت به هم وجود دارد؛ از جمله آنها روایتى است که پیامبر اکرم۹مـىفرمایند: «هرگاه خداوند خانوادهاى را دوست بدارد مدارا و ملایمت را وارد آن خانواده مىکند». امام عـلى۷نیز مىفرمایند: «سلامة العیش فى المداراة»؛ «سلامت زندگى در مدارا کردن است».
– خـوشبینى (مـثبتاندیشی)
یکى از عـواملى که به ارتقاء کیفیت زندگى خانوادگى کمک مىکند حس «خوشبینى» است. خوشبینى از مـؤلفههاى شـکلدهندهى اعتماد به دیگران است، براى کسى که در میدان زندگى قرار دارد خوشبینى اطمینانبخش واعتمادآفرین است و هیچ چیز به انـدازهى حـسن ظن از رنج انبوه مشکلات نمىکاهد؛ لذا یکى از آسیبهاى اعتماد بدبینى است. در این باب امام على۷ ثمرات خـوشبینى را اینگونه بازگو مىکنند: «حسن الظّنّ راحة القلبو علامة الدین»؛ «خوشبینى سبب راحتى دل و سلامتى دین اسـت». لذا خوشبینى و مثبتاندیشى از عوامل آرامش باطنى و نشانهى دینـدارى اسـت. بدیهى است انسان خوشبین از نگرانىها رهـایى مـىیابد؛ لذا خـوشبینى از موانع گناه وارتـکاب بـه جرایم و یک روش مطلوب در پیشگیرى از فـروپاشى خـانواده است.
– پرهیز از مطلقاندیشى
بهتر است زن و شوهر در زمینهى اعتماد و اطمینان به جاى مطلقاندیشى به نسبى دیدن بـپردازند. فـرد به جاى اینکه همسرش را دروغگو خـطاب کنـد یا او را امین و مـعتمد نـداند، مـىتواند دربارهى موضوع خاص بـا همسرش صحبت کند. مطلق دیدن از عوامل پیدایش بىاعتمادى است؛ براى شوهرى که در یک مورد بهخصوص از همسرش بىاعتمادى دیده ممکن اسـت بـه این نتیجه برسد که هرگز نمىتواند به او اعـتماد کنـد. این نـوع نـگرش که مـطلقاندیشى بوده و به فـروپاشى اعـتماد مىانجامد، دشوارى و حرج را بر زندگى تحمیل مىکند..
– تلاش براى شکلدهى روابط آمیزشى موفق
یکى از عوامل ایجاد اعتماد در روابـط زوجـین بـرقرارى روابط زناشویى موفق است که دل به هم دادن و انس و الفـت و وحـدت و یکدلى را بـه هـمراه دارد و بـاعث آرامـش طرفین مىشود. اگر زن و شوهر همهى احساسات مثبت جنسى همسر خود را در آمیزش درک کنند و از آن لذت ببرند به یکدیگر اعتماد پیداکرده و در نتیجه نهاد خانواده استوار باقى مىماند.
– سپاسگزارى در قبال خدمات
وقتى زن خدمات شوهر نـسبت به خود را وظیفهى حتمى و بدیهى او مىشمارد، عجیب نیست که شوهر نیز از خدمت و محبت کردن به زنش منصرف شود. سپاسگزارى مهر و محبتها را بیشتر مىکند، چنانچه مشهور است: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق». بـا فـزونى محبت، پایههاى زندگى محکم شده، اطمینان و علاقه زیاد مىشود. عشق ورزیدن و فداکارى براى یکدیگر در خانواده و دریافت پیام سپاسگزارى از طرف مقابل موجب استحکام نهاد خانواده مىشود.
– رهایى هرگونه رابطه عاطفى دیگر
چنانچه زن و شوهرى قبل از ازدواج بـه هـر دلیلى درگیر رابطهى احساسى و عاطفى با شخص دیگرى غیر از همسر خویش شده باشند، رهایى از آن، کار دشوارى خواهد بود؛ چراکه احساسات آن دو به هم گره خـورده و یک رابـطهى عاطفى در وجودشان ریشه کرده است که جـدایى بـین آنان را دشوار مىکند و ممکن است این ارتباط حتى بعد از ازدواج فرد با همسرش ادامه یابد و هنگامى که یکى از آن دو از گذشتهى همسرش اگرچه تا آن زمان هم ادامه نیافته باشد مطلع گردد نـسبت بـه او بىاعتماد شده و هر آیینـه مـمکن است تصور کند که شریک زندگىاش هنوز در جریان آن روابط است و عشق و محبتش را نثار دیگرى مىکند؛ لذا اخلاص در محبت و عشق نسبت به همسر و رهایى از هرگونه همسبتگى عاطفى دیگر از رموز وفادارى و ازعناصر استوارى و پایدارى نهاد خانواده اسـت.
– دوشیزه بودن دختر و شرافت و مردانگى در پسر قبل از ازدواج
هنگامى که زنى تن به ازدواج مىدهد و خود را براى یک مرحلهى جدید از زندگى آماده مىکند همسرش را شریفترین مرد دنیا مىپندارد، حال چنانچه مردى قبل از ازدواج دچار لغزشى شده و مـردانگى و شـرافتش را زیرپا گذاشته و گـستاخانه خود را آلوده به روابط نامشروع با زنان و مردان ناپاک کرده باشد، زن با اطلاع از این امور نسبت به شوهر احساس انـزجار مىکند و ممکن است از تمکین او سرباز زند؛ چون نمىتواند لحظهاى به او اعـتماد کنـد و دچـار تردید مىشود که آیا هنوز شوهرش گرفتار چنین رفتارهاى ناشایستى هست یا خیر؟!
همینگونه است زمانى که مردى دخترى را به ازدواج درمـىآورد بـه این امید که بتواند از حق استمتاع خود بهره جسته و به اوج لذت جنسى برسد، امّا نـاباورانه مـتوجه مـىشود که همسرش قبل از ازدواج نتوانسته بر هواى نفس خود غلبه کند و تن به روابط نامشروع داده است؛ بـنابراین دیگر نمىتواند به او اطمینان کرده و همیشه نسبت به او مشکوک است و گمان مىکند وقتى هـمسرش قبل از ازدواج چنین عمل زشـتى را مـرتکب شده، پس بعید نیست در حال حاضر هم به روابط نامشروع ادامه دهد. بنابراین توبه از گناهان گذشته و استغفار از درگاه خداوند و وفادارى به شوهر در روابط زناشویى از جمله عوامل مؤثر در بازسازى وضعیت پیشین وساختن زندگى برپایهى پارسـایى و پاکیزگى و اعتمادآفرینى در زندگى است.
– تعاون و همکارى
زن و شوهر معاون و همراه یکدیگرند. هرکدام از آنان در سایهى محبت و صمیمیت باید در مشکلات و سختىها به یارى هم بشتابند و از امکانات وتوانایى خود براى یارى رساندن به دیگرى دریغ نورزند. امـام صـادق۷مىفرمایند: «امیر مؤمنان -که درود خداوند بر او باد – هیزم و آب مىآورد و جارو مىکرد و فاطمه۳آرد مىساخت و خمیر مىکرد و نان مىپخت»؛ لذا زوجین باید در امور خانواده بـا یکدیگـر معاضدت کنند. مراد از معاضدت در خانواده نیز تعاون در امورى است که به پویایى و نشاط محیط خانواده مىانجامد و زندگى را از طراوت و شادابى برخوردار مىکند؛ لذا تعاون زن و شوهر از مصادیق تعاون بر برّ به شمار مىآید؛ «وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَالتَّقوى». از مؤلفهى معاضدت زن و شوهر در اعتمادآفرینى مىتوان به اصل تعاون یاد کرد.
– تولید نسل
داشتن فرزند به زندگى زن و شوهر طراوت و شادابى مىبخشد و جنبههاى زیبایى زندگى را در دیدگان آنان قوىتر مىکند. تـولد فـرزند مـوجب پدید آمدن احساسات متقابل و مهر و مـحبت و شـادمانى بـراى زوجین مىشود به نحوى که آنان تمام تلاش و کوشش خود را براى زندگى بهتر و آسایش فرزند انجام مىدهند. گویى نقطهى اتصال و عشق زن و شوهر به یکدیگـر، فـرزندشان مـىشود و خواه ناخواه درون خود احساس اطمینان قلبى نسبت بـه هم و بـه زندگى پیدا مىکنند. از نبى اکرم۹نقل شده است که آن حضرت فرمودند: «تناکحوا تناسلوا…». تولید نسل یکى از مصالح نکاح بهشمار آمـده و بـه اسـتحکام نهاد خانواده کمک مىکند.
– پرهیز از مقایسه همسر با دیگران
زن و شـوهر نباید همسر خویش را با دیگران مقایسه کرده و تصور کنند که عیب شوهرشان در آن شخص نیست و آن فرد انسانى بىعیب و نقص اسـت. مـطابق وجـدان اخلاقى در مواقع ضرورى باید همسر را با خودش و باگذشتهاش مقایسه کرده و از پیشـرفتهاى دینـى، اخلاقى و علمىاش تقدیرکرده، به نحوى که این روىآورد موجب افزایش اعتماد به نفس طرف مقابل و درک او و در نتیجه افـزایش مـحبت و اعـتماد وى شود.
ب) راهکارهای فردی
راهکارهای فردی را میتوان از دو جهت مورد بررسی قرار داد. نخست از منظر فردی که قصد خیانت دارد یا خیانت کرده است و دوم از دیدگاه فرد خیانتدیده.
یک) راههای پیشِروی خائن (نفر سوم بودن ساده نیست!!!)
بودن در یک رابطه، آنطور که بقیه فکر میکنند، برای نفر سوم ساده نیست. نفر سوم در بیشتر اوقات هیجانات منفی زیادی را تجربه میکند. گاهی عصبانی است که چرا باید تجربه رابطه عاطفی خود را اینگونه شروع کند؟ گاهی مضطرب است که آیا این رابطه افشا میشود و واکنش نفر مقابل چه خواهد بود؟ گاهی احساس میکند فریب خورده است؛ زیرا خودش هم نمیدانسته که در چنین رابطه ای است.
گاهی از خودش بدش میآید که به شخص یا اشخاصی دارد آسیب میزند. گاهی گیج و آشفته است چون نمیداند درست و غلط چیست؟ گاهی خشم دارد از کسی که او را وارد رابطه کرده و حالا وابسته شده است. گاهی مستأصل است؛ چون فکر میکند چاره ای ندارد. البته همیشه اینطور نیست که فرد سوم هیجانات منفی تجربه کند. برخی مواقع هیجانات مثبت را هم تجربه میکند. هیجاناتی مانند راحتی، محبت، خوشحالی از مرکز توجه بودن، حمایت شدن، انتخاب شدن و برای اولین بار پذیرفته شدن.
چه طور نفر سوم نباشید؟
در این بین آنچه مهم است، تحلیل رابطه و تصمیم درست برای نفر سوم است. برای این کار پیشنهادهای زیر کمک کننده است:
۱. بررسی دوباره رابطه
اول باید خوب رابطهتان و خودتان را تحلیل و بررسی کنید. بهتر است با دقت در مورد این سوالات فکر کنید: چرا وارد این رابطه شدهام؟ چرا من را انتخاب کرده است؟ این رابطه ممکن است چه آسیبهایی برای من داشته باشد؟ تصمیم درست چیست؟ آیا لازم است از شخصی کمک بگیرم؟ اگر فرد مقابل مقاومت کرد یا برخورد مناسبی داشت چه باید بکنم؟ و…
۲. نه ظالم، نه مظلوم، نه ناجی
در روابط مثلثی، فردی که وارد رابطه میشود، در چرخهای از ظالم بودن، مظلوم بودن، یا ناجی بودن قرار میگیرد. زمانی میخواهد انتقام خود را از فرد، خانواده و جامعه بگیرد و برای همین، نقش ظالم را بر عهده میگیرد. نفر سوم با خود میگوید: «اگر کسی به فکر من نیست پس من هم به فکر هیچکس نخواهم بود.» زمانی هم نقش مظلوم را برعهده میگیرد و میگوید: «من که کاری نداشتم و تقصیری ندارم، به من هم ظلم شده است.»
زمانی هم با این هدف که «باید به آن خانم یا آقا کمک کنیم چون از طرف همسرش ظلم میبیند»، میخواهد نقش ناجی را برعهده گیرد. تمام این نقشها در برخورد با واقعیت نقشِ بر آب میشود و نه تنها کاری را پیش نمیبرد، بلکه فرد را دچار بحران خواهدکرد. بهترین نقشی که میتواند به عهده بگیرد، نقش یک فرد قاطع و مصمم است که بتواند سرنوشت زندگی خودش را تعیین کند.
۳. تفکر در مورد دلایل
همیشه افراد برای رابطه مثلثی خود بهانه و عذر میآورند. داستانهایی مانند این که «همسرم مریض است و نمیتواند نیازهای من را برآورده کند»؛ «همسرم آدم سردمزاجی است و رابطه عاطفی خوبی نداریم»؛ «خودش گفته میتوانی با شخص دیگری رابطه برقرار کنی و فقط منتظر انتخاب من است»؛ «بعد از اینکه با تو آشنا شدم حتما او را طلاق میدهم»؛ «من فقط نیاز به یک همدم دارم و حق من است که اگر از طرف همسرم ارضا نمیشوم، با شخص دیگری باشم» و دهها بهانه دیگر، هیچکدام توجیهکننده رابطه مثلثی، آن هم از نوع خیانت نیست. در بسیاری از موارد شاهد آن هستیم که نفر سوم با همین دلایل واهی وارد رابطه شده است و وقتی با واقعیت آشنا میشود، شوکه شده و احساس فریبخوردگی میکند.
۴. شبیه سازی موقعیت
برای تصمیمگیری در مورد قطع یا ادامه رابطه، شاید سادهترین کار این است که خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. با این کار احساس همدلی بیشتری خواهید کرد؛ مثلا از خودتان بپرسید: «اگر من ازدواج کرده بودم و بیمار بودم، آیا میپذیرفتم که همسرم با شخص دیگری ارتباط داشته باشد؟» یا در موقعیتی دیگر بپرسید: «اگر من در رابطهای بودم که متوجه میشدم همسرم با شخص دیگری رابطه عاطفی دارد چه میکردم؟» و یا سؤالاتی مشابه این، که بسته به موقعیتی که شما در آن قرار دارید، میتواند کمک کننده باشد.
۵. نفر سوم ماندن
اگر گمان میکنید که بالاخره نفر مقابل از رابطهتان خارج میشود و شما میتوانید با فردی که آشنا شدهاید یک رابطه پایدار و البته آرام داشته باشید، اشتباه میکنید. حضور نفر مقابل بهخصوص زمانی که پای فرزند در میان باشد، همیشگی است. اکثرا نفر مقابل میدان را ترک نمیکند و قصد آسیب رساندن به رابطه را دارد.
۶. دردسرهای مستمر
احتمال افشای واقعیت، ترس از طرد و قطع رابطه، واکنشهای منفی و شدید فرد مقابل، سرزنش دیگران، قضاوتهای منفی اطرافیان، مخالفتهای خانواده، احساس بدبینی و شک در رابطه، مشکلات مالی به سبب پرداخت نفقه یا مهریه، درگیری با فرزند فرد مقابل و… تنها بخشی از مشکلات احتمالی وجود اینگونه روابط است. بهتر است با در نظر گرفتن تمامی جوانب، تصمیم درستی بگیرید.
۷. واکنش های متقابل
شاید شما بعد از اینکه متوجه حضورتان در رابطه دو نفر دیگر شدید، بخواهید از رابطه خارج شوید، اما نفر مقابل در هر لحظه ممکن است به شما حمله کند. در این مواقع بهتر است کمی صبور باشید و به او حق دهید که عصبانی شود و شما را متهم و سرزنش کند. فرد مقابل از زخمی که خورده عصبانی است و در حال حاضر شما در دسترسترین فرد برای تخلیه خشم او هستید. اگر لازم است کمی به او و خودتان فرصت دهید تا بتوانید آن چه اتفاق افتاده را تحلیل کنید و اگر واکنشهای منفی دیدهاید، اجازه بدهید زمان مسائل را حل کند و در فرصت مناسب، با فرد مقابل حرف بزنید.
۸. قطع کامل رابطه
بهترین اقدام این است که رابطه خود را بعد از اطلاع از ماهیت رابطه، قطع کنید. برای این کار لازم است با معشوق خود شفاف و قاطع و محکم صحبت کنید. تصمیم خود را به صورت غیرمشروط بیان کنید. مثلا نگویید که «چون همسرت هست من میروم»؛ زیرا این شرطها باعث میشود که معشوقه فعلی شما بخواهد به گونهای شما را راضی کند و شرطها را بپذیرید، فقط به خاطر اینکه شما بمانید. تصمیم خود را میتوانید اینگونه بیان کنید: «من نمیخواهم با تو رابطهام را ادامه دهم و تصمیم من قطعی است، حتی اگر شرایط تغییر کند.» در ادامه هم بهتر است به جای حرف زدن و دلیل آوردن، تنها به اقدامات عملی مانند قطع کامل پلهای ارتباطی اقدام کنید. ممکن است فرد مقابل بعد از مدتی برگردد، بهتر است باز هم مصمم و قاطع باشید. بدانید قرار نیست که او را راضی کنید یا کاری کنید که ناراحت نشود.
۹. پذیرش مسئولیت
بعد از مشخص کردن تکلیف رابطه خود، کمی خلوت کنید و ببینید چرا وارد این رابطه شدهاید؟ در مورد رفتار خود و تصمیمتان مسئولیتپذیر باشید و دنبال مقصر نگردید. البته قرار نیست تا آخر عمر هم خودتان را سرزنش کنید. بر تحلیل رابطه و مشخص کردن نقاط کور و ضعف خود تمرکز کنید که باعث شده وارد رابطه شوید یا آن را ادامه دهید.
۱۰. تفکر پیش از ورود به جامعه مجازی
هرکس در درون خود میتواند تشخیص دهد که از فعالیت در یک شبکه مجازی به دنبال چیست؟ چرا میخواهد مثلا در فیسبوک حضور داشته باشد؟ مثلا چرا میخواهد عکسهایش را با دیگران به اشتراک بگذارد؟ این به اشتراک گذاشتن، پاسخ به کدام نیاز درونی اوست؟ شناسایی درست این نیاز به آن فرد کمک میکند که تصمیمهای قابل دفاعی برای زندگی مشترک خود بگیرد. موضوع اینجاست که بسیاری از متأهلینی که درگیر روابط عاطفی در فضای مجازی میشوند و به همسران خود خیانت میکنند، نمیخواهند با آن حفره درونی یا خلأیی که در درون خود حس میکنند، روبهرو شوند. یعنی در واقع مسئله جای دیگری است. کسی نمیخواهد در قالب رابطه زناشویی پیش برود. میخواهد روابط دیگری را هم به صورت مخفیانه تجربه کند. در درون خود نیاز به تنوعخواهی را حس میکند و پاسخ این تنوعخواهی را خواسته یا ناخواسته در فضای مجازی دنبال میکند.
پس اگر مرد یا زن متأهلی احساس میکند از رابطهای که در آن قرار گرفته لذت نمیبرد و رابطه او با همسرش پیشرونده و سازنده نیست، به جای اینکه خیانت را در پیش بگیرد که کمکی به او نخواهد کرد، اول باید ببیند چرا دنبال رابطه جایگزین میگردد؟ چرا از رابطه با همسر خود لذت نمیبرد؟ آیا به واقع همسر او مشکلی دارد؟ مشکل همسر او چیست؟ آیا نمیتواند این مشکل را با همسرش در میان بگذارد؟ چه بخشی از این چالش به خود او برمیگردد؟ آیا او میتواند رفتار خودش را تصحیح کند تا رابطه آنان سر و شکل بهتری به خود بگیرد؟
مسئله در اینجا این است که زوجهای ما چقدر واجد مهارت حل مسئله و برخورد بالغانه با چالشهایی که در زندگیشان اتفاق میافتد هستند. ما متأسفانه در این زمینه نقصانهای جدی داریم. البته هیچ رابطهای از جمله رابطه همسری، تضمین شده نیست. یعنی هیچکس نمیتواند ادعا کند من و همسرم در رابطهای قرار گرفتهایم که هیچ نقصان و کمبودی ندارد و میتوانیم تضمین بدهیم که این رابطه بدون هیچ مشکلی تا زمانی که ما حیات داریم، ادامه خواهد داشت. در واقع زوجهایی که با بخش بالغ روان خود با مسایل روبرو میشوند، پیش از هر چیز میدانند که ممکن است رابطه آنان تحت تأثیر چالشهایی قرار بگیرد. بنابراین آنان به محض این که احساس میکنند شکافی در رابطهشان ایجاد شده، بسیار سریع به فکر چارهجویی و رفع آن شکاف میافتند نه این که چون دیدند شکاف کوچکی در رابطهشان اتفاق افتاده کل رابطه را از بین ببرند. ما امروز در جامعه با زوجهایی برخورد میکنیم که بیشتر با بخش کودک و ناپخته روانشان درباره رابطه همسری، تصمیم میگیرند.
به محض اینکه خللی در رابطهشان پیش میآید به یک رابطه دیگر پناه میبرند و البته فضای مجازی این امکان را تسهیل کرده؛ چون در دسترس است. در واقع آنان میخواهند با آتشی گرم شوند که با آن آتش رابطهشان را میسوزانند، در صورتیکه زوجها اگر به بلوغ فکری و عاطفی رسیده باشند وقتی شکافی در رابطه بینشان ببینند آن شکاف را میبندند نه اینکه مساحتش را بیشتر کنند و اگر دیدند خانهشان سرد شده خانه را به آتش نمیکشند بلکه خانهشان را دوباره گرم میکنند.
چنانچه هر فرد قبل از استفاده از هر نوع فناوری جدید بتواند بر روی رفتار، گفتار و اعمال خود کنترل و نظارتی داشته باشد، میتوان گفت به مقدار قابل ملاحظهای خود را از آسیبها و خطرات پیشرو در سبک زندگی جدید محافظت کرده است.
مراجعهکنندگان فراوانی به کلینیک های روانشناسی و روانپزشکی، از این قضیه بسیار شکایت دارند. معمولا زوجین شاکی از ایناند که همسرشان مقدار ساعات زیادی را صرف گروهها و چت با افراد مختلف میکند و وقت کافی را برای او اختصاص نمیدهد. اگر همسر مورد مؤاخذه حتی وارد گروههای معقولتری مثل گروههای ادبی، خانوادگی و همکاران شود، طرف مقابل تصور میکند حتما کاسهای زیر نیمکاسه است. بنابراین توصیه میشود که اگر قرار است وارد گروههای سالمی هم شوند، حتما قانونی را اتخاذ کرده که در ساعات مشخصی گوشی خود را به دست گیرند. مثلا به اعضای گروه اعلام شود که از ساعت ۷ تا ۸ شب گروه فعال است.
دو) راه های پیشروی خیانتدیده (مواجهه با آشکار شدن خیانت)
برداشت مردان و زنان از مسئله خیانت و رابطه خارج از حیطه خانواده، متفاوت است. زنان در مقابل برملاشدن خیانت همسر، رو به افسردگی و انزوا می آورند اما مردان خشونت را در پیش گرفته و اغلب، به زندگی مشترک، پایان می دهند. با تمام این توصیفات، مراحل مختلفی را در مواجهه فرد آسیب دیده با همسر خیانت پیشه می توان پیش بینی کرد.
۱. واکنش هاى هیجانى متعارض و شدید:
نخستین واکنش فرد خیانت دیده پس از افشای خیانت همسرش، با هیجانات متعارض و شدیدی همراه است. هیجانات شدیدی چون خشم، برخورد شدید کلامی و فیزیکی با همسر از یکسو و احساس افسردگی، تردید، حماقت و حقارت از سویی دیگر، پیامدهای متعارضی را در فرد پدید می آورد. این تعارضات، فرد آسیب دیده را با خطرات جدی روبرو می کند که منجر به افسردگی و انزوا در زنان و تهور در مردان خواهد بود. همزمانی احساس خشم و حقارت، افراد را به تناسب قدرت و موقعیت اجتماعی، به واکنش وامی دارد.
اولین مرحله ای که فرد با آن درگیر میشود، غم و غصه حاصل از افشای خیانت همسرش است. مراحل آن در سبک زندگی عبارتند از:
– انکار
با پی بردن به روابط پنهانی شریک، فرد دورهای از شوک و انکار را تجربه میکند. ممکن است در این مقام توجیهی برای فرد بیوفا دست و پا کند؛ البته این واکنش طبیعی است مگر اینکه مدت زمان آن به طول بیانجامد. با طولانی شدن این دوره، فرد موردِ خیانت، همة مراحل غم و غصه را در سکوت و تنهایی طی خواهد کرد و زندگی با دروغ را خواهد گزید.
– عصبانیت
هنگامی که اثر کامل خیانت در خانه آشکار شود، خشم و ناراحتی محض بروز میکند. این عصبانیت ممکن است مستقیم متوجه فرد بی وفا یا معطوف به فرزندان، همکاران یا حتی خدا بشود. گذر از این مرحله بسیار دشوار است و اغلب به خشونت میانجامد.
– مذاکره
مذاکره بهعنوان سرآغازی برای فرآیند تصمیمگیری محسوب میشود که طرفین در آن مذاکرات پیشنهادی را بررسی میکنند. این مذاکره ممکن است با همدیگر صورت بگیرد، یا فرد با خود انجام دهد یا با فردی جاافتادهتر اتفاق بیافتد.
– افسردگی
با قبول واقعیت رابطة پنهانی شریک زندگی، به مشکلاتی در رابطه پی میبریم که حل آنها در حد امکان است. به هر تقدیر، فرد دچار غم و غصه و حسرت زندگی سابقی میشود که عاری از پیچیدگی و روابط پنهانی بود. افسردگی همچون ابر سنگینی است که بر سر فرد سایه میافکند و مانع از کارکرد او و لذت بردن از زندگی میشود. افسردگی را باید به دقت مورد نظارت قرار داد و در صورت نیاز با متخصصین مشورت کرد.
– پذیرش
این حالت هنگامی پدید میآید که کارکرد رابطة زناشویی بازگشته باشد و کلیت این ماجرا پذیرفته شود. بسیاری از افراد با ببخش طرف مقابل به این وضعیت میرسند. بخشش همچون رها شدن از احساسات منفی و ناخوشایندی است که ملازم با خیانت است و فرد را قادر میکند تا در چارچوب همان رابطة قبلی یا خارج از آن به پیش برود. البته بخشش برای برخی چالشی دشوار است و پذیرش، وابسته به توانایی بر بخشش نیست.
در این دوره، ذهن فرد آسیب دیده به جزییات خیانت مشغول می شود و به انزوا و کناره گیری از همسر خیانت کار می انجامد. این دوره دربرگیرنده اشتغالات ذهنى در مورد جزئیات خیانت، کنارهگیرى فیزیکى و عاطفى از همسر و گرفتن حمایت از دیگران براى درک و فهم علل وقوع خیانت است. کاهش واکنشهاى هیجانى و تلاش بـراى فـهم و درک علت خیانت همسر، نشاندهنده این است که شخص آسیبدیده، از مرحله اول گذر کرده است. تلاش برای جلب حمایت دیگران در کشف علل وقوع خیانت و کاهش هیاجانات شدید، نشان می دهد که فرد از مرحله سخت اول، در حال عبور است. اما بسیارى از همسران آسیبدیده از شـوهرانشان مـىخواهند که از خانه بروند و یا خودشان خانه را ترک مىکنند و حتى اگر در خانه بمانند هیچ رابطه فـیزکى یا عـاطفى بـا همسرشان نخواهند داشت. این کنارهگیرى مقطعى، امرى طبیعى است و براى اکثر افراد آسیبدیده اتـفاق مىافتد.
ارتباط با همسر در این مرحله اغلب رسمى است و معمولا از طریق واسطه صورت مىگیرد و این ارتـباط بـیشتر در زمینه مسایل مالى و امور بچهها است. اگرچه از شـدت واکنـشهاى هیجانى در این مرحله کاسته شده است اما گاهى این واکنشها عود مىکنند. در پایان این مرحله فرد تصمیم خود را در مـورد مـاندن در رابـطه یا ترک آن اتخاذ مىکند. تـعهد بـه ازدواج و خانواده، انگیزه و عامل مهمى براى شروع رابطه است.
اگر قادر به شناسایی این باشیم که دقیقاً در کجا قرار داریم، برای تخمین اینکه اکنون در مقایسه با قبل، کجا واقع شدهایم، سودمند خواهد بود. در ادامه به ذکر پیشنهادات و تکنیکهایی جهت کاستن از استرس ملازم با شوک خیانت میپردازیم. لطفاً به خاطر داشته باشید که اگر ایام بد و ناراحتی شما بیش از روزهای خوشی و راحتیتان باشد، بهترین گزینة پیشروی شما مراجعه به متخصص خواهد بود.
– نگارش دفتر خاطرات
ابتدا فراگیری نگارش خاطرات را باید پیگیر بود. گرچه قلمفرسایی دربارة احساسات همواره آسان نیست، با شروع و تداوم آن به مزایایش پی خواهید برد. تمرین کنید که مراحل پشتسر گذاشته را به قلم بیاورید؛ بگذارید که این کار، نخستین یادداشت شما از احساساتتان در سراسر آن دوره از زندگیتان باشد. هر زمان که احساساتی نظیر عصبانیت، ترس و ناراحتی دست داد، سراغ دفترچه یادداشتتان بروید و آن را ثبت کنید. خواهید دید که پس از ثبت هر احساس، آنها در ادامه اثر کمتری بر زندگی روزمره شما خواهند گذارد.
جدول ثبت احساسات
| بهعنوان نمونه، اگر احساس عصبانیت به شما دست داد و قادر به ثبت آن و علت پدیدآورندة آن بودید، احتمال کمتری میرود با کسانی که سزاواری رفتار خشمگینانه نیستند، با عصبانیت رفتار کنید. | |
|---|---|
| ۲۱ | ……………………….. |
| ۲۱ | ……………………….. |
| ۲۴ | ……………………….. |
| ۲۶ | ……………………….. |
| ۸ | ……………………….. |
به فرآیند توقف افکار وسواسی بهعنوان ابزار حذف آنها از آگاهی فرد، متوقف ساختن افکار گفته میشود. این همانند موقعیتی است که کودک دستهایش را بر گوشها گذاشته و برای نشنیدن صداهای اطراف با صدای بلند آواز میخواند. فرآیند مزبور به نحوی سنجیده نشانههای منفی را به نشانههای مثبت و خوشایند تبدیل میکند. در ادامه به چند تکنیک در این راستا اشاره میکنیم.
جایگزینی افکار و اندیشهها:
هنگام ورود افکار ناخواسته، بلافاصله آن را با افکار منطقی و سالم جایگزین کنید.
فریاد برآورید که: «بس است دیگر»:
با ورود افکار ناخواسته، بلافاصله فریاد ظاهری یا درونی بزنید که: «بس است». تا وقتی فریاد بزنید که این افکار به در بروند.
تصویر بصری:
اگر مایل به تصاویر بصری منفی هستید، آن را با تصاویر مثبت و سالم جایگزین سازید.
اکنون باید کارآیی این تکنیکها را بررسی کرد. بیشک شما مدام به رابطة پنهانی شریکتان، به عاشق شریکتان یا سایر جزئیات ناراحتکننده فکر میکنید. بسته به نوع این افکار (بصری یا شناختی بودن آنها)، آن را آگاهانه با تصویر یا تفکری جایگزین کنید که به طور خودکار لبخند را بر لب شما مینشاند.
– آرامسازی
پس از پی بردن به رابطة پنهانی شریک خود، آرامساختن خود امری فوقالعاده دشوار است. اما برای انجام بهترِ این کار خواب و استراحت بسیار مهم است. تکنیکهای آرامسازی متعدد و در دسترسی را از اینترنت یا کتابفروشیها میتوان بهدست آورد، اما برخی تکنیک های ساده و سودمند برای مواجهه با مشکل خواب چنین است:
اطمینان از راحت بودن لباس و صاف بودن جای خواب
فشار دادن عضلات پنجة پا و تا ۱۰ شماره به همین حالت
رهاسازی عضلانی پنجه پا و لذت بردن از احساس رهایی از فشار
انقباض عضلات پا و نگهداشتن آن تا ۱۰ شماره
رهاسازی عضلات پا
انجام این تکنیک برای تمام عضلات بدن
خواب راحت و عمیق
سومین مرحله پس از افشای خیانت، سرنوشت زندگی مشترک زوجین را تعیین خواهد کرد. این مرحله ممکن به بخشش و ایجاد اعتماد مجدد یا پایان زندگی مشترک زوجین منتهی شود. این مرحله، یک فرآیند طولانی مدت، سخت و فرسایشی است و تصمیم گیری به ادامه یا قطع ارتباط با فرد خیانت کننده، وابسته به شرایط روحی، روانی فرد خیانت دیده و تلاش های خیانت کننده در ایجاد اعتماد دوباره یا پایان زندگی مشترک است.
این مرحله شامل تعهد، قبول مجدد مسئولیت، اطمینانبخشى، افزایش رابطه و در نهایت، بخشش اسـت. تـعهد بـه معنى پایبندى به رابطه و راستگویى و داشتن صداقت است. صداقت یعنى اینکه هر دو نفر بـه صـراحت در مورد خواستههایشان از زندگى مشترک صحبت کنند. مرحله سوم، یک فرآیند سخت و طولانى مـدت اسـت.
به هرحال، در این مـرحله فـرد آسیبدیده نیاز دارد که همسرش به پشیمانى خود از ارتـکاب بـه خـیانت اعتراف کند و در زمان هاى مختلف از همسر خود مـعذرتخواهى نـماید. بهنظر مىرسد اعتراف به پشیمانى و معذرتخواهى، به باور مجدد و ایجاد اعتماد کمک مـىکند. دلیل اهـمیت عذرخواهى همسر در این مرحله آن است که هـمسر آسـیبدیده قبل از پذیرش عـذرخواهى هـمسر بـه زمانهایى براى بیان خشم، تغییر رفـتار و درک عـلت خیانت نیاز دارد. در طى مرحله اعتماد دوباره، هـمسر آسـیبدیده به گـامهایى که هـمسرش براى بهبود رابطه بـرمىدارد توجه مىکند. یکى از نشانههاى تعهد دوباره همسر خاطى به رابطه، جبران مافات است. در نهایت افزایش رابطه و داشتن احساس متقابل نـشاندهنده افـزایش تـعهد اسـت اما نگرانى عمده زوجهای خیانتدیده این است که مطمئن نیستند همسرشان دوباره به آنان خیانت نخواهد کرد. همچنین نـگرانی وجود دارد که آیا همسرشان مىتواند دوباره آنان را دوست داشته باشد یا خیر؟
پس از آشکار شدن رابطۀ پنهانی، یکی از این سه حادثه روی خواهد داد.
– نادیده گرفتن و انکار رابطۀ پنهانی
نزد بسیاری از افراد، رابطۀ پنهانی زندگی را به لرزه می اندازد. فکر ترک خانواده یا شریک غیرقابل قبول است و بنابراین، آسان ترین راه نادیده گرفتن آن رابطه و محبوس ساختن آن در گوشۀ ذهن است.
این تصمیم اغلب در میان زوجین کهنسال یا فرزنددار اتخاذ می شود. متأسفانه، این اقدام و بی-کنشی مایۀ رشد فرد نمی شود، چه برسد به اینکه مددکار آن رابطه باشد. شریک بی وفا گاه برای ارضاء نیازهای خود اقدام به رابطۀ خارج از چارچوب می کند و گاه نیز خود را در رابطه ای مملو از گناه و شرمساری مورد شتم و ضرب قرار می دهد. شریک دیگر نیز در تنهایی به حل و فصل این رابطۀ خارج از چارچوب می پردازد، اما آشکار و پنهان شخص بی وفا را آزار می دهد.
– خاتمۀ روابط زناشویی
طبق آمار، ۳۴ درصد روابط پس از آشکارشدن روابط پنهانی خاتمه می یابند. گاه این تصمیم از جانب فرد بی وفا برای خاتمه بخشی به زندگی موجود و بهبودبخشی و ارتقا رابطه با شریک جدید خود اتخاذ می شود. در شرایطی دیگر نیز شریک دیگر براساس باورها و ارزش هایش دست به خاتمۀ این رابطه می زند.
باورها و ارزش های ما بهعنوان اصل راهنمای زندگی محسوب می شوند. تعالیم خانواده، معلمان و همسایگان این ارزش ها را در ما تثبیت کرده است. این ارزش ها از فردی تا فرد دیگر متفاوت و به همین دلیل است که برخی از کنار خیانت به راحتی می گذرند و بعضی دیگر آسیب جدی می-بینند.
حال پرسش این است که: پس از تصمیم به پایان بخشیدن به رابطه، چه اتفاقی می افتد؟ فارغ از اینکه کدام یک از طرفین تصمیم به اتمام رابطه گرفته اند، باید دانست که زندگی شخص بهطور کلی در این مرحله زیر و رو می شود. اکنون به برخی از مشکلات این مرحله می پردازیم.
– چگونه عشق مان را به طور کامل «قطع کنیم»؟
با آشکار شدن وضعیت، ممکن است شما احساس تنفر نسبت به شریک خود داشته باشید. شما آسیب جدی دیده اید چرا که شریک شما (شمایی که عاشق اش بودید) برای راحتی و هر دلیلی که پیشتر بهخاطر آن با هم شریک شده اید، فرد دیگری را برگزیده است. آسان ترین راه ابراز تنفر نسبت به شریک است، اما این مسیر آسیب زا و تخریب گر روح است. وضعیت آنگاه وخیم تر میشود که شما تصمیم به جدایی بگیرید و هیچ شریک دیگری را اختیار نکنید. شاید ایجاد فاصله بین خود و شریک تان زندگی را آسان تر کند.
– والدگری تنها
تصمیم به پایان بخشی به رابطه زناشویی، نباید به پایان رابطه کودکان و هر دو والدین شان بیانجامد. آنان باید هر دو والد خود را بشناسند، در غیر این صورت فوق العاده آسیب خواهند دید. اندکی پس از حل و فصل این ماجرا، تحولات عظیمی رخ می دهد و فرزندان باید سازگاری با دو خانه، دو قانون و دو فرد را بیاموزند. والدی که فرزند با او زندگی می کند، وظیفۀ دشوارتری به عهده دارد؛ او نه تنها باید با هیجانات خود بلکه با هیجانات فرزندان نیز مقابله کند. طبق انتظار، کودکان نیز آثار جدایی را که مشکلات رفتاری را به بار می آورد، درک می کنند.
– ارزیابی مجدد و از سرگیری رابطه
خیانت الزاماً به پایان رابطه نمی انجامد. اما ندای بیدارباش قابل توجهی است که خطای بزرگی رخ داده است. اگر همسران موفق به شناسایی مشکل در رابطه شوند و مهارت های حل آنها را کسب کنند، مجال خوبی برای نجات از معضل شاق به دست آورده اند.
هریک از طرفین اقدامات متعددی را برای اعاده اعتماد باید انجام دهند و برای شروع، کار ضروری ای وجود دارد که هر دو طرف متعهد به انجام آن می شوند. این به معنای پایان گرفتن رابطۀ عاشقانه و تحولاتی است که در این رابطه صورت می گیرد.
درمان این رابطه اساساً مستلزم این است که هر یک از طرفین به تنهایی بر روی خود کار کنند:
فرد بی وفا باید در گام نخست انگیزه های ایجاد رابطۀ پنهانی را بررسی کند. شریک دیگر نیز باید نیازهای هیجانی و عاطفی خود را بررسی کند و از نقشی که آنها ایفا می کنند، آگاه باشد. بهعنوان نمونه، واقعاً دربارۀ این موضوع صادق باشید که آیا بیش از حد سرگرم کار بوده یا بسیار خسته و بی علاقه به امور روزمرۀ زندگی بوده اید. هرچند این فرآیند ظاهراً به صورت جستجوی فردی است که باید سرزنش بشود، طرفین باید به اندازه کافی صادق باشند تا قصورات خود را تصدیق کنند.
بسیاری از افراد مهارتهای لازم برای حل و فصل پیامدهای خیانت را (بیآنکه در مباحث ناخوشایند گرفتار شوند و پیشینة خوب را تخریب کنند) ندارند. برقراری گفتگویی سالم و مناسب در رابطة مشترک و نگاه به موضوعات از منظر فرد مقابل بسیار مهم است. بهترین راه برای انجام این کار، اختصاص زمانی منظم برای گفتن و شنیدن است. باید به این گفت و شنود ملتزم و متعهد باشیم. مسئلی مهمتر «زمانی» است که بناست دربارة رابطة پنهانیتان صحبت کنیم و نیز «نحوهای» که آسیب بیشتری به رابطه نزند.
با تداوم این ارتباط متقابل، دربارة رابطهای جدید باید گفتگو شود. این امر متضمن طراحی قوانینی برای رابطه است؛ مثلاً در جریان گذاردن شریک خود از کارها و یادآوری قوانین هنگام فراموشی. البته این قوانین ممکن است شامل زمانی باشد که با همدیگر خواهند بود و نیز قید قرارهای هفتگی و تعطیلات سالانه.
در ادامه به سیر این فرآیند اشاره میشود:
۱. تصدیق خیانت. مهم نیست که چقدر میخواهید آن را فراموش کنید؛ سعی کنید آن اتفاق را از یاد ببرید و به زندگی ادامه بدهید. آن حادثه روی داده است و باید حل و فصل شود.
۲. پایانبخشی به رابطة پنهانی. برای بازسازی رابطه باید یکبار و برای همیشه به این رابطه خاتمه بخشید. هرگونه رابطهای ناراحتی بیشتری را به دنبال خواهد داشت. این کار حتی ممکن است به انتقال خانه و تغییر شغل بیانجامد.
۳. دربارة نیازهای عاطفی و هیجانی یکدیگر صحبت کنید. کاملاً بدیهی است که نیازهای عاطفی شریک خطاکار برآورده نشده است و برای جلوگیری از تکرار این رابطة پنهانی این نیازها باید شناسایی شود. البته نیازهای عاطفی آن شریک نیز ارضا و نیز نیاز به اطمینان خاطر از عدم تکرار رابطة پنهانی برآورده نشده است.
۴. برای خودتان وقت بگذارید و با خود مهربان باشید. نیازهای یکدیگر را شناسایی کنید، سخت کار کنید و ارزشمند و محترم بودن شریک خود را نشان دهید.
۵. اعاده اطمینان. برای این کار، اجازه بدهید شریک شما هنگام تأخیر از مکانی که بودید، یا از مکان قرار ملاقاتها بعدیتان مطلع شود.
۶. دست به انجام تغییراتی بزنید. یکی از دلایل کشیده شدن به روابط پنهانی، گرفتاری در گردباد سختیهای زندگی است. الزامات و تکلیفهایی که را بار اضافی بر دوش شما میگذارند، به کنار بگذارید و سرگرمیهای لذتبخشتری را با هم تجربه کنید.
۷. ارتباط مجدد. تا میتوانید با همدیگر حرف بزنید. دربارة اولین ملاقاتتان، تولد کودکتان و دوستان قدیمی صحبت کنید. برای تعطیلات آینده و ایجاد فضایی هیجانانگیز برنامهریزی کنید.
۸. گذشت و چشمپوشی. تداوم دلخوری و عصبانیت زیانبخش است. چشمپوشی مستلزم بخشش است، اما این کار صرفاً یک تصمیمگیری است که فرد را از فشار ناراحتی و عصبانیت رها میسازد و اجازة پیشرفت زندگی را میدهد.۴. توصیه هایی برای مراقبت از خود (خیانتدیده)
نباید انتظار داشت که احساسات و آسیب های به وجود آمده طی یک شب از بین برود. در ادامه به برخی از باید و نبایدها توجه کنید:
۱. بلافاصله پس از آگاهی از ماجرا و بروز احساسات و … دست به تصمیم اساسی نزنید. اکنون وقت خاتمه بخشی به رابطه تان نیست. اکنون وقت تأمل در مورد رابطه تان و ملاحظۀ مسائلی است که در این تأمل کمک کار هستند. مددگیری از مشاوره در این مرحله بسیار کارساز است.
۲. مراقب خودتان باشید. ممکن است واکنش های جسمانی همچون مشکلات مربوط به خواب، از دست دادن وزن و عدم تمرکز را پیرو این حوادث تجربه کنید. به این واکنش ها توجه داشته باشید و در صورت تداوم با پزشک عمومی تان ملاقات کنید.
۳. هیجانات را تجربه کنید. باور کنید که هر روز یک روز متفاوت است. از خندیدن با صدای بلند لذت ببرید. گریه کردن هم خوب است. درون ریزی عواطف و احساسات مناسب نیست. اگر اشکتان سرازیر نمی شود، از آهنگ های مورد علاقه و آلبوم خانوادگی برای این کار استفاده کنید.
۴. با شریک تان درباره خیانت صحبت کنید. شما برای تصمیم گیری حق دانستن و بهدست آوردن اطلاعات دارید؛ البته به یاد داشته باشید که اطلاعات تفصیلی مفید نخواهد بود. باید دانست که شریک شما ممکن است همواره پاسخ یا دلیلی برای بی وفایی اش نداشته باشد.
۵. به نگارش یادداشت از احساسات و عواطف خود بپردازید. نوشتن یکی از شایع ترین ابزارهای درمانی مورد استفاده است.
۶. به فرزندانتان با تأکید اعلام کنید که خوب و سرحال خواهید بود. با بازگو کردن جزئیات ماجرا به آنان فشار وارد نکنید و شریک خودتان را هم نزد آنان بی اعتبار نسازید.
۷. فرد بی وفا را مدام سرزنش نکنید. این صرفاً به منزلۀ اتلاف انرژی است و چیزی را تغییر نمی-دهد.
۸. پیش از بازگوکردن ماجرا نزد دیگران خوب دربارۀ آن فکر کنید. برخی از افراد از جمله اعضای خانواده ممکن است گذشت نکنند و با اکراه به این کار تن دهند.
۹. این برهه از زمان را به تنهایی نگذرانید. با افراد خوش بین باشید و از حمایت مشاوران در صورت نیاز بهره مند شوید.
۱۰. از سر انتقام و به سرعت وارد رابطۀ با افراد دیگر نشوید. حساسیت های خود را بشناسید و از هیجانات و عواطف تان مراقبت کنید.
ج) راهبردهاى تقنینى، قضایى و فرهنگى در توسعهى اعتمادسازى
بیوفایی زناشویی در ادیان الهی و تعلیمات مذهبی، به منظور حفظ کانون گرم خانواده و برقراری پیوندهای خانوادگی و حفظ نسل و پیوندهای خونی و فامیلی، کترل و محدودیت شهوات برای شکوفایی استعدادها و ارزشهای عالی انسان و جلوگیری از آسیبهای اجتماعی و روانی افراد جامعه به شدت محکوم میشود و این محکومیت از طرف مقام قانونی، حمایت و توقیت میشود. روابط خارج از زناشویی به شدت تقبیح شده و مجازاتهای سنگینی بهخصوص برای زنان متاهل و افرادی که مبادرت به برقراری ارتباط جنسی با آنان میکنند، در نظر گرفته شده است. این روابط در آیین یهود و مسیحیت نیر محکوم شده است. حتی حدود نیمی از ایالتهای آمریکا قوانین ضد روابط نامشروع را حفظ کردهاند (اگر چه به ندرت اجرا میشود)، بر اساس این قوانین افراد دارای روابط خارج از زناشویی، از حق رأی، فرزندخواندگی و تربیت فرزندان خود منع شدهاند.
علاوه بر راهبردهاى فردی و دینی که اجراى آنها با زوجین است مىتوان به راهبردهاى تقنینى، قضایى و فرهنگى نیز اشاره کرد.
۱. قانونگذار در قـانون حـمایت از خـانواده باید با رویکرد به آموزههاى اخلاقى مؤلفههاى مؤثر در اعتمادسازى را در قانون پیشبینى کند، چنانکه قانونگذار قانون مدنى، حـسن مـعاشرت را در قانون مدنى گنجانده است.
۲. آئین دادرسى اختصاصى خانواده اقتضاء مىکند که با پیشبینى نهادهاى مشاورهاى و داورى در نـظام دادرسـى دعـاوى خانوادگى سازوکارهاى توسعهى اعتماد چون مثبتاندیشى، حسن ظن، نمایاندن ابعاد مثبت شخصیت هریک براى دیگرى از نـاحیهى نـهاد مذکور از انحلال نهاد خانواده پیشگیرى شود.
۳. با توجه به اصالت خانواده در تعالیم اجـتماعى اسـلام، در تـرسیم سیاستهاى کلى نظام به تربیت انسانهاى وفادار در نهاد خانواده توجه شده و مؤلفهى وفادارى بهعنوان یکى از ارزشها و فضیلتهاى اخـلاقى واجـتماعى و خانوادگى در متون درسى منظور شود. همچنین در فیلمنامهها و رمانها و داستانهایى که در آفرینش و اخلاق و ادبـیات خـانوادگى مـؤثرند به وفادارى و نقش آن در توسعهى اعتماد توجه جدى شود.
د) موانع و عوامل بازدارنده خارجی
موانع و عواملی چند میتواند میان فرد و هدفش (روابط خارج از ازدواج) فاصله ایجاد کرده و از مقدس بودن ازدواج دفاع کند و فرد را از درگیر شدن در روابط خارج از حیطه زناشویی باز دارد. این عوامل عبارتند از:
یک) مذهب
تحقیقات تجربی نشان داده که میزان روابط خارج از ازدواج در میان افراد مذهبی کمتر است. در حقیقت همه گروههای مذهبی روابط نامشروع جنسی را محکوم میکنند و این بهطور تلویحی اشاره بر این دارد، کسانی که وابستگی مذهبی دارند به پیامهای مذهبی مبنی بر محکومیت روابط خارج از ازدواج و تأکید بیشتر بر پایبندی به تعهدات زناشویی و خانواده توجه میکنند. حضور در محیطهای اجتماعی که زمینهساز روابط خارج از ازدواج است، را محدود و به شبکههای گروهی مثبت اجتماعی (مانند فعالیتهای خانوادگی) میپیوندند. حفظ مرزهای شخصی و قرار نگرفتن در موقعیتی که امکان فرصت داشتن روابط اینچنینی را فراهم میکند، به مثابه مانعی برای این نوع روابط عمل میکند.
افرادی که در مراسم و خدمات مذهبی بیشتر حضور دارند، حتی با وجود رضایت زناشویی پایین، احتمال کمتری وجود دارد که به روابط خارج از ازدواج روی آوردند. در حقیقت مذهب میتواند مانند یک سد عمل کند و از روابط زناشویی حمایت کرده و فرد را از روابط خارج از حیطه خانواده دور کند. میتوان اینگونه نتیجه گرفت که میان فعالیتهای مذهبی و داشتن روابط خارج از زناشویی چند ارتباط برقرار خواهد بود:
– وابستگی مذهبی با کاهش رابطه مشروع (در مقایسه با افراد غیرمذهبی) همراه است.
– میان میزان انجام اعمال مذهبی و داشتن رابطه خارج از ازدواج رابطه معکوس وجود دارد.
دو) فرزندان
داشتن فرزند نوعی سرمایهگذاری انسانی است که فرد را به خانوادهاش پایبند میکند. فرزندان مانند سدهایی در مقابل بیوفایی زناشویی هستند؛ زیرا میتوانند سرمایهگذاری فرد را در رابطه زناشویی افزایش دهند. فراهم کردن امنیت، راهنمایی و الگوهای رفتاری خوب برای بچهها، برای والدین حائز اهمیت است. زمانی که والدین در فراهم کردن آنها قصور کنند، ممکن است فرزندان ناراحتی، پریشانی و ناامیدی را تجربه کنند.
فرزندان به دو روش می توانند مانع از روابط فرازناشویی باشند:
– سرمایهگذاری در روابط زناشویی را افزایش میدهند.
– پیدا کردن فرصت و وقت گذاشتن برای داشتن روابط خارج از ازدواج را مشکل میکنند.
سه) فقدان فرصت
افرادی که فرصت بیشتری برای داشتن روابط نامشروع دارند، احتمال اینکه به این روابط روی آورند بیشتر است. داشتن روابط قوی در صورت فراهم بودن فرصت مناسب، میتواند منجر به روابط نامشروع شود. به زوجین توصیه میشود از فراهم کردن فرصتهایی برای روابط خارح از ازدواج، امتناع کنند و بر رابطه اولیه و ازدواج، متمرکز باشند.