زندگی معنوی جلسه 69 –17 /11/ 95
در جلسه گذشته مطرح شد که روح برنامة چهاربندی روزانه مؤمن، خودآگاهی، خودشناسی و معطوف کردن توجه از بیرون به درون است. گفته شد که انسانها در نگاه به ظواهر و اخلاقیات خود و دیگران، عکسالعمل متفاوتی دارند. در نگاه به دیگران، اول، منفیها را میبینند و دوم نقاط مثبت را آن هم اگر ببینند. اما در نگاه به خود، اول، مثبتها را دیده و دوم، منفیها را. وضعیت مطلوب، برعکس این وضعیت است. رسیدن به وضعیت مطلوب، تصمیم و تمرین میخواهد. بالا رفتن اعتماد به خدا، کاهش آلام روحی، از بین رفتن درگیریها و نزاعها برخی از نتایج وضعیت مطلوب است.
اما ادامه بحث:
در این جلسه، یک تمرین از تمرینهای معنوی که در جلسات گذشته مطرح شده بود مورد توجه قرار گرفت و متناسب با آن، نکاتی بیان شد.
تمرین: با توجه به توحید رحمانیت خدا، به چه نکاتی میتوان دست یافت؟
1. انسان چیزی برای بخشیدن ندارد چون همه چیز از خداست.
2. باور داشتن به این توحید رحمانیت، به ما آرامش میدهد. رنج و تنش نتیجه جهل ماست. موانعی که پیش میآید، حکمتهایی دارد که با نشانهها، آشکار میشود.
3. نشانهشناسی از ویژگیهای مؤمن است. در هر نشانهای یک پیام وجود دارد. اگر پیام هر رخداد را بفهمیم، میشویم نشانه شناس. در پی حوادث و رخدادهایی که برای آدمی رخ میدهد، نباید محو آن حادثه شد، بلکه باید از آن فاصله گرفت (فاصله ذهنی) و دنبال پیامهای آن حادثه بود.
4. اگر شخصی، نشانهشناس شد از نشانهها عبور میکند و به واقعیت میرسد.
5. از نشانههای فهم نشانه، این است که با یقین همراه است نه تردید و دودلی.
6. تحلیل کائناتی هر پدیده، مربوط به نشانه شناسی و استخراج نشانههای کائناتی از هر حادثه است.
7. یکی از اسماء خدا، متکلّم است. یکی از نمودها و جلوههای تکلم خدا این است که با هر حادثهای که برای فرد ایجاد میکند با او سخن میگوید.
8. نشانهشناس شدن و توجه به پیام حادثهها و رخدادها موجب میشود که آدمی، تمام جهان را پدیده و نشانه ببیند؛ یعنی عالَم میشود تماشاگه راز.
9. براساس مدل عدل، اقتضای هر خطای بشری، نابودی است. پس وجود و بقاء بشر با این همه خطا، براساس فضل و رحمت خداست. پس بودن همراه با تخفیف در عذاب، از رحمت و فضل خدا ناشی میشود.
10. در داستان خلقت آدم نیز، کیفر خدا برای ملائکه عاصین این بود که دائماً در حال توبه هستند تا از این امر رها شوند. کیفر دوم نیز این بود که باید در زمین بمانند و امور همین آدم را تدبیر کنند. سرّش این نکته، شاید و شاید و شاید این باشد که زمین و هر آنچه در آن است، فرشتگان خدا هستند و چون خدا میخواست در زمین، خلیفهای به نام آدم قرار دهد موضوع خلقت آدم را با آنها در میان گذاشت.