پیامدهای کودک‌آزاری و تغییرات سبک زندگی آزاردیدگان

نویسنده: عبدالرضا آتشین‌صدف

بی‌تردید آزار کودکان در همه انواع آن دارای آثار و پیامدهای منفی فراوانی است. در ادامه به‌صورت مختصر به پیامدهای جسمی و روانی کودک‌آزاری اشاره می‌شود.

 ۱) پیامدهای جسمی

 

یکی از نتایج آشکار کودک‌آزاری به‌ویژه آزار جسمی و جنسی، صدمه و جراحت است. کتک زدن کودک یکی از شایع‌ترین انواع کودک‌آزاری است که با صدمات جسمی همراه است.
عوارض جسمی آزار، به دو صورت حاد و دیررس بروز می‌کنند. اختلالات رشدی و تغییر شکل اندام‌ها در کودک می‌تواند از عوارض جسمی دیررس کودک‌آزاری باشند. پیامدهای جسمی حاد آزار نیز بی‌شمار است که از صدمات جسمی خفیف (برای مثال آثار کوفتگی) تا معلولیت‌های جسمی جدی را شامل می‌شود. به‌علاوه گاهی شدت صدمات وارده به کودک در حدی است که موجب مرگ کودک می‌شود.
به‌طورکلی، از جمله آثار ناشی از کودک‌آزاری می‌توان به این موارد اشاره کرد:
ـ کوفتگی‌ها و جراحت‌های متعدد در نقاط مختلف بدن مثل کفل، پشت، شکم و ران‌های کودک؛
ـ خون‌مردگی و کبودی و آثار به‌جامانده از ضربات کمربند، ترکه، کابل و…؛
ـ وجود خراشیدگی‌ها و زخم‌های مختلف در اندام‌ها که ناشی از ضرب‌وجرح طفل است؛
ـ بریدگی، پارگی و خون‌ریزی جلدی؛
ـ سوختگی‌ها به روش‌های متعدد از قبیل سوزاندن با سیگار، قرار دادن کودک در آب جوش و استفاده از اشیاء داغ نظیر اتو، بخاری و…؛
ـ دررفتگی و شکستگی‌های استخوانی؛
ـ صدمات به ارگان‌های داخلی و خون‌ریزی‌های داخلی مثل معده، روده‌ها، کبد و قلب که در اثر صدمات فیزیکی به شکم و قفسه سینه ایجاد می‌شوند؛
ـ صدمه به سر که یکی از خطرناک‌ترین و تهدیدآمیزترین نوع آسیب‌ها بوده و شایع‌ترین علت مرگ ناشی از آزار کودکان را تشکیل می‌دهد. رفتارهای مختلفی می‌تواند به سر آسیب وارد کنند از جمله ضربه به سر با یک شیء، مشت کوبیدن به سر، کوبیدن سر به دیوار، پرت کردن کودک به سطح سخت، گرفتن و شدید تکان دادن کودک به جلو و عقب که می‌تواند به آسیب به سر و مرگ کودک بینجامد. رفتار اخیر به «سندرم تکان دادن نوزاد» هم معروف است.
ـ از دیگر آثار بدنی، آزار جسمی و جنسی می‌توان به تورم، عفونت، ضایعات تناسلی، اختلالات بینایی و شنوایی، نقایص نورولوژیک (اسکلتی ـ عضلانی) و معلولیت نیز اشاره کرد.

۲) پیامدهای روانی

 

کودک‌آزاری بیش از همه بر ابعاد روانی کودکان و سبک زندگی آنان تأثیر می‌گذارد. این آثار و پیامدها اگرچه به‌وضوح قابل مشاهده نیستند اما گاهی سراسر زندگی کودک را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.

الف) پیامدهای روانی آزار جسمی

 

رشد اجتماعی کودک، مهم‌ترین جنبه‌ای است که در پرتو روابط مختل آسیب می‌بیند. به‌ویژه خشونت‌های خانوادگی، زمینه‌ای است برای رشد و گسترش رفتارهای اجتماعی ناسازگارانه و درک پایین از موقعیت‌های بین فردی و در نتیجه پذیرش پایین از سوی همتایان. بدین ترتیب، ناسازگاری در حیطه وسیعی از رفتارهای کودک شکل می‌گیرد. این کودکان در برقراری روابط با همسالان و دوست‌یابی دچار مشکل می‌شوند، مشکلات تحصیلی فراوان نشان می‌دهند و رفتارهای پرخاشگرانه و ضداجتماعی از خود به نمایش می‌گذارند.
کودکان در برقراری دل‌بستگی‌های مطلوب ناتوان‌اند و فقدان همدردی نسبت به دیگران و عدم شکل‌گیری وجدان در آنان دیده می‌شود. آنان ممکن است رفتارهای ناشایستی داشته باشند که بازتابی از ستمی است که تحمل کرده‌اند. ممکن است با کودکان کوچک‌تر با پرخاشگری رفتار کنند. کودکانی که بیشتر آسیب‌ دیده‌اند ممکن است حیوانات را شکنجه دهند یا بکشند و یا آتش‌افروزی کنند. آنان نسبت به کودکان آزارندیده بیشتر احتمال دارد که خودشان کودک‌آزار شوند. معمولاً کودک‌آزاری منجر به مشکلات عاطفی، شناختی و رفتاری شامل شکست در پیشرفت، رفتارهای پرخاشگرانه یا نارس مانند شب‌ادراری، مکیدن انگشت، مهارت‌های کلامی و حرکتی و ادراکی آسیب‌دیده، پیشرفت تحصیلی کم‌تر، عزت‌نفس پایین‌تر، افسردگی و حتی خودکشی می‌شود. کودکان آزاردیده معمولاً پذیرفته‌اند که سزاوار آزار هستند و این خود سرزنشی نابجا است که می‌تواند عزت‌نفس پایین‌تر و زمینه افسردگی و تنفر از خود را فراهم کند. کودکان آزاردیده در معرض خطر ایجاد ناهنجاری‌های شخصیتی و در بعضی موارد شدید، شخصیت‌های چندگانه، پراشتهایی روانی، رفتارهای خودکشی و رفتارهای بزهکارانه هستند.
اعتیاد به مواد مخدر، یکی از اقسام بزهکاری است. مطالعات نشان داده‌اند که وقوع این پدیده در دوران جوانی و بزرگ‌سالی می‌تواند متأثر از کودک‌آزاری باشد.

ب) پیامدهای روانی سوءاستفاده جنسی

 

اثرات سوء آزار بر کودکان به دو صورت کوتاه‌مدت و بلندمدت بروز می‌کنند و بسته به‌شدت، مدت استمرار و نحو آزارها می‌توانند عوارض متفاوتی در زندگی و سبک زندگی ایشان داشته باشند.

یک) تأثیرات کوتاه‌مدت:

 

اگرچه  سوء‌استفاده‌ جنسی روی برخی از کودکان تأثیری نمی‌گذارد؛ اما تحقیقات نشان‌دهنده‌ این است که کودکان تحت آزار جنسی قرارگرفته نشانه‌هایی چون ترس، اختلال استرس پس از سانحه، مشکلات رفتاری کلی، انجام رفتارهای جنسی و عزت‌نفس کم را نسبت به کودکان عادی بیشتر دارند. البته فقط دو نشانه‌ رفتارهای جنسی و اختلال استرس پس از سانحه وجه تمایز کودکانی است که از آنان سوء‌استفاده شده است.
تحقیقات نشان داده‌اند نشانه‌های اختلال استرس پس از ضربه در بسیاری از کودکانی که از آنان سوء‌استفاده جنسی شده دیده می‌شود و در پیش‌دبستانی‌ها بروز می‌کنند. اگرچه بعضی از کودکانی که از آنان سوء‌استفاده جنسی شده نشانه‌های اختلال استرس پس از ضربه فقط در مورد کودکانی مطرح می‌شود که از آنان سوءاستفاده جنسی شدید شده باشد.
بسیاری از کودکانی که از آنان سوءاستفاده شده، رفتارهای جنسی انجام نمی‌دهند. در عین حال بسیاری از کودکانی که از آن‌ها سوءاستفاده جنسی نشده، رفتارهای جنسی انجام نمی‌دهند. پس استناد به رفتار جنسی به‌عنوان شاخص سوءاستفاده جنسی می‌تواند تبعات مثبت و منفی زیادی داشته باشد؛ ولی تحقیقات اخیر نشان می‌دهند پسرها و دخترها در نشانه‌های جنسی باهم فرق دارند، به این معنا که دخترها بیشتر اضطراب جنسی پیدا می‌کنند و پسرها شهوانی‌تر می‌شوند.
سوءاستفاده جنسی تأثیرات مختلفی دارد. این قضیه نشانگر تعامل خصوصیات سوءاستفاده با کارکرد کودک و خانواده و فشارهای روانی و حمایت‌های اطرافیان است؛ بنابراین کودکانی که از آنان سوءاستفاده جنسی شده، نشانه یا نشانه‌های خاصی ندارند و شواهدی دال بر وجود «سندرم سوءاستفاده جنسی» در بین آنان وجود ندارند. کودکانی که عوامل زیر در سوءاستفاده جنسی از آنان دخالت داشته، نشانه‌های بیشتری دارند:
•    رابطه‌ نزدیک با شخص سوءاستفاده کننده
•    تعدد و طولانی بودنی روابط جنسی با سوء استفاده‌کننده
•    دخول دهانی، مقعد یا مهبلی
•    توسل به زور

 

دو) تأثیرات بلندمدت

 

مطالعات مربوط به تأثیرات بلندمدت سوءاستفاده جنسی معمولاً نشانه‌های بالینی آن‌دسته از بزرگ‌سالانی را می‌سنجند که خاطرات آزاردیدگی خود در کودکی را به یاد می‌آورند؛ این افراد مشکلات مختلفی دارند از جمله: ناکارایی جنسی، اضطراب و ترس، افسردگی، اقدام به خودکشی یا فکر کردن به خودکشی و پاسخ‌های مربوط به استرس پس از ضربه. زنان این گروه رفتارهای مخرب دیگری هم دارند (مثلاً سیگار کشیدن، زود شروع کردن مقاربت، کم انجام دادن معاینه‌ی پاپ اسمیر).
در ضمن مشکلات پزشکی و زنان و زایمان آنان بیشتر است. زنانی که از آنان استفاده جنسی شده ظاهراً استعداد دوباره‌ قربانی شدن را دارند. هرچند فعالیت جنسی زیاد و نقش میانجی را ایفا می‌کند؛ اما باید توجه داشته باشیم بسیاری از زنانی که نشان نمی‌دهند وانگهی قضیه ناکارایی خانواده معمولاً قضیه سوءاستفاده جنسی را تحت‌الشعاع قرار داده و بخش قابل‌توجهی از این اثرات منفی را توجیه می‌کند.
اطلاعات ما در مورد اثرات بلندمدت سوءاستفاده جنسی بر مردان کم‌تر است. یکی از دلایل آن هم این است که مردها کم‌تر بررسی شده‌اند.
مردانی که از آنان سوءاستفاده جنسی شده بیش از زنانی که از آنان سوءاستفاده جنسی شده دچار بحران هویت جنسی می‌شوند و گرایش‌ها هم‌جنس‌خواهانه بیشتری در سبک زندگی بروز می‌دهند، مردانی که از آنان سوءاستفاده جنسی شده مثل زنانی که از آنان سوءاستفاده جنسی شده با مشکلات مثل افسردگی، احساسات و رفتارهای خودکشی‌مدار، عزت‌نفس کم، اختلالات اضطرابی، ناکارایی جنسی و مشکلات ارتباطی مواجه‌اند.
همچنین نشان می‌دهند مردانی که در کودکی از آنان سوءاستفاده جنسی شده بیش از مردان عادی، پرخاشگری جنسی می‌کنند و سوءاستفاده‌ کننده‌ جنسی می‌شوند، هرچند تمام سوء‌استفاده‌کنندگان جنسی لزوماً در کودکی قربانی سوءاستفاده جنسی شده‌اند و بالاخره مطالعه‌ جدیدی با استفاده از روش فرا تحلیل نشان داده واکنش منفی مردها به تجارب جنسی دوران کودکی خود از واکنش‌ منفی زن‌ها کم‌تر است.

۳) پیامدهای روانی آزار عاطفی کودکان

 

پیامدهای آزار عاطفی را می‌توان در سه دسته زیر خلاصه کرد:
یک) ناسازگاری‌های بین فردی: همچون دل‌بستگی ناایمن نسبت به مراقب، رقابت اجتماعی ضعیف، دوستان اندک و مشکل با گروه هم‌سال.
دو) اختلالات شناختی: همچون مشکلات تحصیلی، پیشرفت‌های کند آموزشی، مشکل در توانایی‌های شناختی و مهارت‌های حل مسئله و عدم خلاقیت.
سه) مشکلات رفتاری و عاطفی: همچون پرخاش‌گری، رفتارهای خود تخریبی، اضطراب، شرم و احساس گناه، خشم و وابستگی بیش از حد به بزرگ‌سالان برای دریافت کمک، حمایت و توجه.
همچنین افرادی که مورد آزار عاطفی واقع شده‌اند نسبت به سایر انواع آزار به‌احتمال بیشتری در آینده، اضطراب، افسردگی، عزت‌نفس پایین، تجزیه و فروپاشی و حساسیت‌های بین فردی را نشان می‌دهند.

۴) پیامدهای روانی غفلت و بی‌توجهی

 

برخی پیامدهای ناشی از غفلت عبارت است:
یک) مشکلات اجتماعی: دل‌بستگی ضعیف میان کودک و والدین، تعاملات نامناسب بین کودک و والدین، رفتارهای ارتباطی و اجتماعی مختل، پرخاشگری فیزیکی یا کلامی، تعاملات کم با گروه همسال، دوری گزینی از اجتماع و انزوا.
دو) مشکلات شناختی: نقص در زبان بیانی و دریافتی، مشکلات تحصیلی، سطح هوشی پایین، خلاقیت پایین و فقدان مهارت‌های حل مسئله، نقص در توانایی‌های کلامی و درک مطلب.
سه) مشکلات هیجانی: بی‌تفاوتی عاطفی، اجتناب، عزت‌نفس پایین، مهارت‌های مقابله‌ای ناکارآمد، پرخاشگری کلامی و فیزیکی، مشکلات رفتاری، عاطفه منفی، مثل خشم و ناکامی و اختلال سلوک.
همچنین در مواردی، غفلت می‌تواند پیامدهای فیزیکی شدیدی مثل مرگ را به‌دنبال داشته باشد. در مواردی، غفلت موجب عدم رشد بسیار شدید در کودکان می‌شود که در آن کودک متحمل محرومیت مزمن است، حتی اگر مقدار کافی غذا وجود داشته باشد، رشد و نمو پیدا نمی‌کند. چنین کودکانی نسبت به سن خود بسیار ریزتر هستند. غالباً این کودکان رفتارهای غیرعادی در خوردن و روابط اجتماعی آشفته نشان می‌دهند.

 

پایش سبک زندگی، سال چهارم، شماره ۱۹، خرداد ۱۳۹۶، صفحات ۷۲-۷۵.

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.