توحید صدوق: جلسه بیستم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

توحید صدوق جلسه بیستم 23/ 1/ 1394

در جلسه قبل درجات خلوص بیان گردید و گفته شد که مخلَصین ویژگی هایی دارند که عبارتست از اینکه مخلَصین به امر خدا از سوء و فحشا و اغوای شیطان در امانند. حساب مخلَصین با خداست و تمام توصیفات مخلصین، توصیف خداوند است.

حدیث دوازدهم: حضرت علی (ع) فرمود:

 مَا مِنْ عَبْدٍ مُسْلِمٍ یَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِلَّا صَعِدَتْ تَخْرِقُ کُلَّ سَقْفٍ لَا تَمُرُّ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ سَیِّئَاتِهِ إِلَّا طَلَسَتْهَا حَتَّى تَنْتَهِیَ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ الْحَسَنَاتِ فَتَقِفَ؛ هیچ بنده مسلمان نیست که‏ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏ بگوید مگر آنکه این کلمه بالا رود در حالى که هر سقفى را بشکافد و بچیزى از گناهانش نگذرد مگر آنکه آن را محو و نابود سازد تا آنکه بمثل خود از حسنات منتهى شود و بایستد.[1]

در این حدیث یک شرط است و آن عبارتست از اینکه  اگر عبد مسلمانی قول لا اله الا الله بگوید، سه عمل برای او خواهد بود:

1.                    به آسمان صعود می­کند.

2.                    این سخن تمام بدی­های او را برطرف می­نماید.

3.                    این سخن بر خوبی­هایش عبور کرده و در آنجا سکنی خواهد گزید.

نکات

نکته اول:بیان این حدیث شریف از زبان حضرت علی (ع) نشان دهنده عظمت ذکر «لاإله إلاالله» است.

نکته دوم:این قول باید از زبان عبد مسلم بیرون بیاید.

تحلیلی در مورد مسلم:

در قرآن واژه اسلام به شکل های متعددی آمده است، اسلام، مسلم و سلام. اسلام در قرآن به دو معنا به کار رفته است؛ دین مبین اسلام( مجموعه عقاید، اخلاق و احکام) و حالت سلم و تسلیم (حالت درونی) نسبت به فرامین الهی. اگر کسی تسلیم فرامین الهی شد تحت اسم «سلام» خداوند قرار می گیرد. خداوند در بهشت و قیامت به کسانی که دارای قلب سلیم هستند سلام می­کند. سلام یعنی امیدوارم تحت پوشش اسم سلام خداوند قرار بگیرید.

مهمترین ملاک سلام، به اعتبار آیه 24 سوره رعد، صبر است. خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:

سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ؛ و به آنان می گویند: درود بر شما به [ پاداش ] آنچه صبر کردید. راستی چه نیکوست فرجام آن سرای.[2]

نکته سوم:اگر عبد مسلمی این جمله را گفت یا یک کافر این جمله را گفت چه فرقی می‌کند؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت مسلم کسی است که نسبت به احکام و فرامین الهی تسلیم باشد.

احکام خداوند بر دو نوع است؛ تشریعی و تکوینی. تشریعی یعنی احکام خمسه و تکوینی یعنی تمام حوادث و رخدادهایی که در عالم محقّق است عاماً(حوادث عمومی) و خاصاً( حوادث برای شخص شما). حالت شما نسبت به این حوادث چگونه است؟ قبول می‌کنید یا خیر.

نکته چهارم:صعود یعنی بالا رفتن و مقابل آن سقوط است. به تعبیری حرکت انسان در این جهان براساس یک حرکت عمودی است، یا بالا رونده است( الیه یصعد کلم الطیب) یا با عمل بد سقوط می کند. در مقابل صعود هبوط است. هبوط یعنی تنزّل از جنت تا زمین است که نتیجه عمل آدم و حوا بود. خداوند در قرآن کریم به این مطلب اشاره دارد.

 وَ عَصی‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوی؛ و [ این گونه ] آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت.[3]

پیامد عصیان سقوط است. سقوط­ هم دو نوع است؛ سقوط اول که هبوط (آدوم و حوا) است. و سقوط دوم که مربوط به کلّ بنی آدم می‌باشد. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ؛ در دین هیچ اجباری نیست. و راه از بیراهه بخوبی آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد ، و به خدا ایمان آورد ، به یقین ، به دستاویزی استوار ، که آن را گسستن نیست ، چنگ زده است. و خداوند شنوایِ داناست.[4]

مهمترین نعمت خدا به انسان، حق آزادی است. راه رشد از غیّ جداست. رفتن به بالا صعود است که مربوط به روح است نه به جسم. یکی از فرق‌های مهم رشد در قرآن و روانشناسی همین است که در روانشناسی، رشد منحصر در جسم و روان است ولی در قرآن رشد یعنی رشد روح.

انسان با یک عمل خوب، صعود و با یک عمل بد سقوط می‌کند. البته پاداش عمل خوب مضاعف است. وضعیت انسان در این جهان همانند نوار قلب است، تا در انتها برآیند ما کجا باشد؟


[1]. صدوق، التوحید، ص21.

[2]. رعد/24.

[3]. طه/121

[4].  بقره/256

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.