توحید صدوق: جلسه بیست و ششم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

توحید صدوق استاد دکتر فعالی جلسه بیست و ششم 29/ 6/ 1394

در ادامه احادیث کتاب توحید صدوق حدیث پانزدهم مطرح شد و اکنون ادامه بحث.

حدیث 16: امام صادق(ع) فرمود:  مَنْ‏ خَتَمَ‏ صِیَامَهُ‏ بِقَوْلٍ صَالِحٍ أَوْ عَمَلٍ صَالِحٍ تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْهُ صِیَامَهُ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا الْقَوْلُ الصَّالِحُ قَالَ شَهَادَهُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ إِخْرَاجُ الْفِطْرَهِ؛[1]هر که روزه خود را بگفتار شایسته یا کردار شایسته پایان دهد خدا روزه‏اش را قبول کند باو عرض شد یا بن رسول اللَّه گفتار شایسته چیست؟ گفت شهادت به یگانگى خدا و کردار صالح اداى فطره است.

نکات

نکته اول:من ختم صیامه: یعنی هر کس روزه‌اش را با قول یا عملی پایان ببرد. صیام یک عمل خوب است و پایان بردن آن با کلمه توحید نیز عمل خوب است. چه خوب است انسان کار خوب را با کار خوب دیگری به اتمام برساند.کار خوب به تنهایی لازم است امّا کافی نیست و زمانی به کفایت می‌رسد که آن کار خوب، با کار خوب دیگری به پایان برسد. اگر کار خوب اوّل ناقص باشد با کار خوب دوم کامل می‌شود. لذا شرط کافی، اتمام کار خوب با کار خوب دیگر است. در حقیقت یکی از ویژگی‌های کار خوب، استمرار است.

نکته دوم:امام صادق(ع) میان دو امر«بقول صالح أو عمل صالح» با« أو» عطف فرموده است. در قرآن عمل صالح آمده نه قول صالح. در اینجا قول یکی از مصادیق عمل است؛ زیرا گفته‌های انسان دو نوع است: قول صالح و قول غیر صالح.

نکته سوم:عمل صالح یکی از واژه‌های کلیدی قرآن است. هر عملی باید هم حُسن فعلی و هم حُسن فاعلی داشته باشد. نسبت بین عمل هر انسانی با نیّتش چهار گونه است:

الف) عمل بد باشد و نیت هم بد باشد. مثل کسی که مال یتیمی را می‌دزد.

ب) عمل بد باشد ولی نیت خوب باشد. مانند دزدیدن مال غیر و بخشیدن به فقرا

ج) عمل خوب باشد ولی نیت بد باشد. مانند اعمالی که از روی ریا انجام شود.

د) عمل خوب باشد و نیت هم خوب باشد. یعنی عمل شخص هم حسن فعلی داشته باشد و هم حسن فاعلی داشته باشد که در اصطلاح قرآنی به چنین عملی عمل صالح گفته می‌شود.

برای سه فرض اول قرآن اصطلاحی بیان نکرده است ولی در روایات، عمل طالح ( پوچ و بی محتوا) گفته شده چون در آن قبحی وجود دارد.

نکته چهارم:در قرآن در تمامی مواردی که عمل صالح آمده است،  قبل یا بعد ازآن ایمان آمده است و علت آن این است که ایمان سازنده حُسن فاعلی عمل صالح است. در حقیقت عملی عمل صالح است که از منشأ ایمان صادر شود و ایمانی، ایمان است که منشأ صدرو عمل صالح شود.

نکته پنجم:ایمان خود یک عمل صالح است. انسانها دو دسته می‌باشند؛ انسانهایی که می توانند حق را قبول نکنند ولی حق را قبول می کنند. کاری که این گروه انجام می‌دهند تصمیم بر قبول حق و حقانیت است که یک عمل جوانحی است. دسته دوم انسانهایی هستند که حق را نمی‌پذیرند. چنین انسانهایی کافر می‌باشند.ایمان پذیرش حق می‌باشد و کفر نپذیرفتن حق است که هر دو عمل درونی می‌باشند. مهمترین عمل صالح، ایمان است و بالاترین حق در جهان، خداوند متعال می باشد.

نکته ششم:در انتهای روایت کلمه توحید« لا إله إلاالله» ذکر شده است. از این بیان  بدست می‌آید، توحید شرط قبولی روزه می‌باشد.

خداوند از انسان تنها عملی را می پسندد که در حدّ خداوند متعال باشد. مگر اینکه مخلوق کاری کند که عملش در حدّ خالق شود و آن اینکه عملش را همراه «نام خالق» کند.

یکی از شیوه‌های تتمیم و تکمیل عمل، مقارن کردن عمل با زیباترین نامهاست، و آن نام زیبای «الله» است. کلمه «الله» عمل را علو می دهد. « کَلِمَهُ اللهِ هِی العُلْیا».

 


[1]. صدوق، التوحید، ص 22.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.