توحید صدوق: جلسه بیست و نهم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

توحید صدوق استاد دکترفعالی جلسه بیست ونهم 10/ 8/ 1394

در جلسه گذشته حدیث 18 بیان گردید و نکاتی پیرامون حدیث بیان شد، که در این جلسه ادامه نکات این حدیث شریف بیان می گردد.

حدیث18: امام رضا (ع) از رسول گرامی اسلام نقل می کنند:

إِنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ کَلِمَهٌ عَظِیمَهٌ کَرِیمَهٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ قَالَهَا مُخْلِصاً اسْتَوْجَبَ الْجَنَّهَ وَ مَنْ قَالَهَا کَاذِباً عُصِمَتْ مَالُهُ وَ دَمُهُ وَ کَانَ مَصِیرُهُ إِلَى النَّارِ؛[1]اشهد ان لا اله الا اللَّه ‏را سخن بزرگى دیدم که بر خداى عز و جل گرامى است هر که آن را از روى اخلاص بگوید مستحق بهشت گردد و هر که آن را از روى دروغ بگوید باینکه بمضمون آن اعتقاد نداشته باشد مال و خونش محفوظ نشود و بازگشتش بسوى آتش دوزخ خواهد بود.

تکمله نکته اول: کلمه “عظیم” یعنی بزرگ. خود کلام “لاإله إلا الله” عظیم است چون توصیف موجود عظیم” خدا” خودش عظیم است. چنانچه تبعیت از موجود عظیم خودش عظیم می‌باشد و مخالفت با موجود عظیم نیز، عظیم است. تهلیل، تکبیر، تحمید و تسبیح، توصیف خداوند بزرگ می‌باشند لذا این چهار توصیف هم عظیم است.

تکمله نکته دوم: “کریمه علی الله”یعنی این سخن برای خداوند با ارزش و مهم است. ملاک ارزش‌مند بودن اشیاء یا افراد چیست؟ آیا ملاک ارزشمند بودن، خداست یا انسان؟ ملاک ارزشمندی، ارزشمند بودن نزد خداوند متعال است. گاهی چیزهای نزد خدا ارزشمند هستند اما نزد بنده ارزشمند و مهم نیستند و بالعکس گاهی چیزی نزد ما مهم و ارزشمند است امّا نزد خداوند متعال ارزشمند نیست. باید ملاک ارزشمندی را با خداوند متعال تطبیق دهیم که چه چیزی نزد او ارزشمند می‌باشد، همان هم نزد ما ارزشمند باشد. هر انسانی بر اساس آن چیزی که برایش اهمیت دارد، سخن می‌گوید و رفتار می‌کند. برای مؤمن لذت بخش‌ترین چیز، لذت مناجات با خداست. خدا کند که شخصی چیزی برایش مهم باشد که نزد خدا مهم است.

نکته سوم:“من قالها مخلصاً”؛ در این حدیث مقابل اخلاص، کذب است. در مقابل کذب نیز صداقت می‌باشد که نشان دهنده این است که اولین پله اخلاص، صداقت می‌باشد. صداقت یعنی مطابقت چیزی با چیزی که مراتب مختلفی دارد؛ اولین مرتبه، صداقت زبانی است. مطابقت قول با واقعیت. مرتبه دوم، صدق ظاهر با درون انسان است. یعنی ظاهر با باطن هماهنگ باشد. که اگر این گونه نباشد، نفاق پیش می‌آید. لذا نفاق چون بی‌صداقتی است، بد می‌باشد. هر کس صداقت زبانی را کامل احراز کرد می‌تواند وارد مرحله صداقت ظاهر و باطن شود که دومین پله صداقت و رهایی از نفاق می باشد که این آغاز اخلاص می‌باشد.

همان طور که هستی به دیگران نشان بده. یعنی خودت باش. البته اظهار گناه نزد بنده‌ای دیگر نکن ولی جوری بالاتر خودت را نشان نده که آن‌گونه نیستی.

 


[1]. صدوق، التوحید، ص23.

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.