توحید صدوق: جلسه دوم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

توحید صدوق                          استاد دکتر فعالی                              جلسه دوم 27/ 7/ 1393

به توحید از چهار منظر می‌توان نگریست؛ توحید کلامی، توحید فلسفی، توحید قرآنی و توحید عرفانی. (در جلسه پیش به توحید کلامی پرداخته شد. هم‌اکنون با نگاه فلسفی به توحید پرداخته می‌شود.)

نگاه فلسفی به توحید

مراد از فلسفه فلسفه اسلامی است نه فلسفه غرب؛ فلسفه اسلامی سه نحله بارز دارد؛ فلسفه مشاء، فلسفه اشراق و فلسفه حکمت متعالیه. پایه‌گذار فلسفه مشاء ابونصر فارابی (۲۶۰هق- ۳۳۹ هق) امّا اوج حکمت مشاء از آن بوعلی سینا است (۳۷۰هق –۴۲۸ هق). البته مراد حیات علمی اول بوعلی است. بوعلی اول، بوعلی مشاء بوده و مهمترین اثرش کتاب شفاء است. کتاب شفا شامل ده مجلد است؛ چهار جلد منطق، سه جلد طبیعیات، دو جلد ریاضیات و یک جلد آن الهیات است. مؤسس فلسفه اشراق، شیخ اشراق، ابوحفص شیخ شهاب‌الدین سهروردی که مؤلف کتاب حکمت الاشراق می‌باشد. مبدء حکمت متعالیه، صدرالدین شیرازی (980 هق – 1050 هق) و مانیفست حکمت متعالیه کتاب الأسفار الأربعه می‌باشد.

بیان مسأله توحید از نگاه فلسفه

مشائین و اشراقیین در باب توحید هر کدام دیدگاه خاصی دارند امّا حکمت متعالیه در باب توحید دیدگاه ابداعی جدیدی ندارد. لذا وقتی می گوییم توحید فلسفی یعنی توحید سینوی و توحید اشراقی؛ چون دیدگاه ملاصدرا در خصوص توحید یا تابع حکمت مشاء می‌باشد و یا از حکمت اشراق تبعیت کرده و دیدگاه مستقلی ارائه نکرده است. نتیجتاً به بررسی دو دیدگاه فلسفه مشاءِ و فلسفه اشراق در باب توحید می‌پردازیم.

1) دیدگاه فلسفه مشاء

بوعلی در باب توحید معتقد است وحدت مراتب دارد و اوج وحدت از آن ذات‌حق است. در رأس هرم هستی واجب الوجود بالذات می‌باشد. در واقع واجب الوجود بالذات در اوج وحدت و بساطت است. یعنی بسیط‌ترین‌ها وجودها، ذات‌حق است و اصطلاحاً به آن ابسط البسائط و وحدت حقه حقیقه می‌گویند. بر طبق قاعده «الواحد لایصدر عنه الا الواحد»(از واحد جز واحد صادر نمی‌شود) بدست می‌آید که از واجب بالذات فقط یک معلول صادر می‌شود نه دو معلول و یا بیشتر.

در حکمت مشاء واجب الوجود بالذات در رأس هرم می‌باشد که از آن عقل اول صادر می‌شود. از عقل اول، عقل دوم و فلک اول صادر می‌شود. از عقل دوم، عقل سوم و فلک دوم صادر می‌شود تا عقل تاسع که از آن عقل عاشر و فلک تاسع صادر می‌شود. از عقل عاشر طبیعت، جسم و ماده صادر می‌گردد. در یک کلام از نظر بوعلی توحید یعنی وحدت واجب الوجود بالذات.

2) دیدگاه فلسفه اشراق

از نظر شیخ اشراق، سهروردی در رأس هرم هستی نورالأنوار می‌باشد. از نورالأنوار، انوار طولیه اشراق می‌شود. از انوار طولیه، انوار مدبّره اشراق می‌گردد. از انوار مدبّره انوار اسپهبدیه اشراق می‌شود و از انوار اسپهبدیه عالم ظلمت اشراق می‌گردد. به انوار طولیه تا عالم ظلمت انوار واسطه گفته می‌شود. در نظر شیخ اشراق توحید یعنی وحدت نورالانوار.

مشترکات

1)       در هر دو دیدگاه نظام خلقت نظام هرمی است.

2)       باید میان واجب و پایین‌ترین درجه هستی وسائط باشد.

اختلافات

1)       در نظام سینوی دو مفهوم وجوب و امکان وجود دارد. امّا در نظام اشراقی دو مفهوم نور و ظلمت می‌باشد.

2)       ستون فقرات در نظام مشاء اصل علیّتاست. در حالیکه در اشراق،  اصل اضافه اشراقیّهمی‌باشد.

نکته

نظام هرمی که فلاسفه مشاء و اشراق به آن روی آورده‌اند از قرآن مُلهم شده است. به دلیل اینکه در آیات قرآن می‌بینیم خداوند می‌فرماید «هُوَ الَّذی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماء»(انعام/99) «هو» ناظر به خداست که مبدأ واحد است. «انزل» ناظر به افعال خداست. «السَّماءِ»ناظر به جهان است. این تعبیر صدور جهان کثیر از مبدأ واحد است. از طرف دیگر آیات ارجاع جهان کثیر به مبدأ واحد داریم. مانند آیه «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»(بقره/156). «انا لله» ناظر به بُعد نزول و «انا الیه راجعون»ناظر به بُعد صعود می‌باشد.

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.