توحید صدوق: جلسه سی ام (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

 

توحید صدوق استاد دکترفعالی جلسه سی ام 24/ 8/ 1394

در دو جلسه گذشته حدیث 18 بیان گردید. بیان شد که صحبت در باب اخلاص بسیار دشوار است. در این حدیث مقابل اخلاص، کذب است. در مقابل کذب نیز صداقت است که این نشان دهنده این است که اولین پله اخلاص، صداقت می باشد و اکنون ادامه بحث:

حدیث18: امام رضا (ع) از رسول گرامی اسلام نقل می کنند:

إِنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ کَلِمَهٌ عَظِیمَهٌ کَرِیمَهٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ قَالَهَا مُخْلِصاً اسْتَوْجَبَ الْجَنَّهَ وَ مَنْ قَالَهَا کَاذِباً عُصِمَتْ مَالُهُ وَ دَمُهُ وَ کَانَ مَصِیرُهُ إِلَى النَّارِ؛[1]اشهد ان لا اله الا اللَّه‏را سخن بزرگى دیدم که بر خداى عز و جل گرامى است هر که آن را از روى اخلاص بگوید مستحق بهشت گردد و هر که آن را از روى دروغ بگوید باینکه بمضمون آن اعتقاد نداشته باشد مال و خونش محفوظ نشود و بازگشتش بسوى آتش دوزخ خواهد بود.

صداقت یعنی مطابقت چیزی با چیزی که مراتب مختلفی دارد.

1. اولین مرتبه، صداقت زبانی است. مطابقت قول با واقعیت

2. مرتبه دوم، صدق ظاهر با درون انسان است. یعنی ظاهر با باطن هماهنگ باشد. که  اگر این کونه نباشد، نفاق پیش می آید. لذا نفاق چون بی صداقتی است، بد می باشد. فلز طلا زمانی که از معدن استخراج می گردد، عیارش 5 یا 6 است و عیار خالص آن 24 می باشد. پس میزان خلوص سنگ طلا کم است. برای خالصی طلا باید فلز آن را به درجه ذوب رساند و با فرآیندی ناخالصی آن را جدا کرد. پس خلوص یعنی کاستن از ناخالصی ها.

خداوند متعال میزانی از حد خلوص به انسانها بواسطه روحشان داده است و آنحد نصاب خلوص فطرت نامیده می‌شود.

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ؛[2]پس روی خود را با گرایش تمام به حقّ ، به سوی این دین کن ، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خدای تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار ، ولی بیشتر مردم نمی دانند.

زمین همانند یک کوره بزرگ است که در آن آتش هایی وجود دارد. شاید فلسفه برخی از مشکلات و شدائد، همانند آن کوره آتش است که انسان را به سمت خلوص پیش می برد. البته امکان دارد انسان متوجه این امر نشود. انسان بیشتر غرق در خود حادثه می شود. هدف خداوند از شدائد مؤدّب شدن انسان‌ها است. خالص شدن یعنی غیر خدا در او کم شود، یعنی از خصومت ها، کینه ها و حسادت ها کم شود. خداوند می خواهد تمام انسانها با هم رفیق و مهربان باشند.

مفهوم شناسی کلمه اخلاص

از نظر قرآن بین مخلِص و مخلَص تفاوت وجود دارد. مخلِص یعنی انسانی که عملش به لحاظ نیت خالص است. محور تلاش او نیت می باشد، یعنی عمل خدایی است و مخلَص یعنی انسانی که تمام ابعاد وجودش خالص است. هم نیت و هم عمل و  وجودش همه خالص است. لذا امکان دارد کسی عملش را از روی اخلاص انجام دهد ولی درونش کینه و ناخالصی باشد. امّا مخلَص کسی است که درونش از تمام ناپاکی ها پاک است. خداوند می‌فرماید:

وَ نَزَعْنا ما فی‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ؛[3] و هر گونه کینه ای را از سینه هایشان می زداییم.

آیه مربوط به بهشت و بهشتیان است. یعنی ما قبل از ورود به بهشت، عمیق ترین لایه های وجودشان و تمام ویژگی های غیر اخلاقی را می کَنَم و  وارد بهشت می کنم، چون بهشت جای پاکان است. پس باید بدانیم که بدون نزع خدا حتی یک کینه از وجود انسان کنده نمی شود. پس مؤمن کسی است که در او کینه و خصومتی نباشد. و این یعنی سلامت قلب.

إِلاَّ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیمٍ؛[4] مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد.

خداوند مخلَص را کاملاً تطهیر می کند.

 إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛[5] خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان [ پیامبر ] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.

إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَهٍ ذِکْرَی الدَّار؛[6]ما آنان را با موهبت ویژه ای- که یادآوریِ آن سرای بود- خالص گردانیدیم.

آنچه از آیه بدست می آید که مهمترین عاملی که می تواند درون آدمی را پاک کند، ذکر خانه آخرت است. خداوند متعال دنیا را حتی در حد یک منزل هم نمی داند. دنیا فقط پل است، راهی برای ورود به خانه می باشد. انسان فقط یک خانه دارد و آن خانه آخرت می باشد.

 


[1]. صدوق، التوحید، ص23.

[2]. روم /30.

[3]. اعراف/43.

[4]. شعراء /89.

[5]. احزاب/33.

[6]. ص/46.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.