توحید صدوق: جلسه ششم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

توحید صدوق     استاد دکتر فعالی      جلسه ششم      مورخ 23/ 9 /1393

به توحید از چهار منظر می‌توان نگریست؛ توحید کلامی، توحید فلسفی، توحید قرآنی و توحید عرفانی. (در جلسات گذشته سه نوع توحید از نگاه قرآن یعنی توحید خالقیت، توحید علم و توحید ربوبیّت بحث شد و اکنون ادامه بحث در انواع توحید از نگاه قرآن)

توحید چهارم: توحید مالکیّت

در توحید مالکیت باید گفت به دلیل اینکه خالق فقط خداست پس مالک هم فقط اوست؛ زیرا مالکیت تابع خالقیت است.

ربط مالکیت و خالقیت:

مالکیت یعنی امکان تصرّف. و فقط موجودی می‌تواند  تصرف کند که خالق باشد. پس او مالک است و امکان تصرف دارد؛ زیرا او خالق است. با این بیان مشخص شد که توحید مالکیت فرعی از توحید خالقیت است.

وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَیْنَهُمَا  وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ(مائده / 18)؛ و فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو مى‏باشد از آن خداست، و بازگشت [همه‏] به سوى اوست.

 لام در «لله» لام ملکیت و مالکیت است. «المصیر» یعنی شدن های جهان و درحقیقت یعنی قوس صعود، به سمت یکی و آن ذات حق است.

توحید مالکیت یعنی مالک فقط خداست و تمامی مالکیّت­ها تکویناً و تشریعاً از آن اوست. به عبارت دیگر توحید مالکیت یعنی اینکه فقط یک مالک می­تواند تصرف کند. اجل، امد، بیش و کم رزق انسان‌ها و کلاً تمام تدبیرها در کائنات همگی یکی از جلوه‌های مالکیّت است. خدا می­دهد یا می­گیرد، قابض و شافی است؛ زیرا مالک است.

پیامدهای توحید مالکیّت

پیامد اول: بشر مالک هیچ چیز نیست.

سؤال: انسان مالک سعی و تلاش خود هست؛ زیرا قرآن فرمود « لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى»[1]‏؟ جواب: انسان مالک هست امّا مالکیتش جلوه­ای از مالکیّت و به اذن  خداست. همان که به تو داد می­تواند در لحظه از تو بگیرد.

انسان باید بداند که اولاً قدرت سعی را خدا داده و ثانیاً اگر تلاش کردی خدا تو را به آنجا رساند. در حقیقت این معنای توکل است که سعی از بنده و ترتّب نتیجه از خدا.  پس اگر تلاش کرد و به نتیجه نرسید ناراحت و نگران نباشد.

 پیامد دوم: احساس مالکیّت نداشته باشیم.

احساس تملک جویی بشر با توحید مالکیت خدا قابل جمع نیست. توضیح بیشتر: باید این نکته دانسته شود که بین واقعیت و احساس واقعیت تفاوت است، چنانکه بین موفقیت و احساس موفقیت و بین امنیت و احساس امنیت فرق است. مثلاً ممکن است شخصی موفق باشد امّا احساس موفقیت نداشته باشد. و شخصی دیگر موفق نباشد ولی احساس موفقیت داشته باشد(فرد متکبّر).

لازمه توحید مالکیت این است که تو مالک نیستی ولی احساس مالکیت نباید داشته باشی. برای روشن شدن مطلب به مثالهای ذیل توجه کنید

مثال(1): شخصی همسایه پولدارای دارد همسایه او برای چند روزی می‌خواهد به مسافرت برود.  نگهداری از منزل، ماشین و فرزندش را به همسایه خود می‌سپارد. آیا نگاه آن شخص نسبت به وسایل خانه، فرزند و منزل همسایه نگاه مالکیت است؟ خیر. نسبت به هیچ کدام نگاه مالکیت نیست بلکه احساس امانت داری دارد، پس باید خوب امانتداری کند.

شخصی مؤمن است که نگاهش به داشته­ های خود نگاه امانت باشد. این نگاه، نگاهی دینی است و با نگاه مالکیّت خدا سازگار است.

مثال(2): بدن و امکانات و داشته ­ها داده خدا و همگی امانت است و انسان فقط مالک ناداشته­ های خویش است نه داشته­ های خویش؛ زیرا خداوند فرمود:

یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ (فاطر/15)؛ اى مردم، شما به خدا نیازمندید، و خداست که بى‏نیازِ ستوده است.

مثال(3): صندوق­دار بانک فقط پول می ­گیرد و پول می ­دهد. سؤال: حسّ صندوق­دار نسبت به پول‌ها چگونه حسّی است؛ حسّ مالکیت دارد یا حس امانت است؟ در پاسخ باید گفت حس او حس امانت است.

مؤمن کسی است که حسّش نسبت به اموالش حس صندوقدار بانک ­باشد. مؤمن باید تمرین کند نگاهش را عوض کند، مهمترین تغییرها تغییر در نگاه و بینش است. مؤمن کسی است که نگاه را از مالکیّت به نگاه امانت برگرداند. روح و جسم تو هم امانت است. مهمترین حس مالکیت انسان، حس مالکیت نسبت به بدن و روح است. لحظه مرگ برای این شخص (با نگاه مالکیّت) سخت­ترین لحظات است.

یکی از مهمترین وسیله برای کاهش تملک جویی: انفاق است. تعلق با زهد تضاد دارد. بیاییم احساسات تملک جویانه خود را به احساس امانت­داربودن تغییر دهیم.

ساختار جهان: اگر به آن احساس مالکیّت داشته باشید از شما دور می­شود. و اگر به آن احساس امانت داشته باشید به شما نزدیک می­شود و خود را مسخّر شما می­کند. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید:

إنّک إن أقبلت على الدّنیا أدبرت‏.إنّک إن‏ أدبرت‏ عن‏ الدّنیا أقبلت‏[2]؛اگر به دنیا اقبال (حس تعلق) کنید ادبار (فقر) خواهد کرد و اگر ادبار (زهد) کنید اقبال (ثروتمندی)خواهد کرد.

هر کس به پول و ثروت حس تعلّق داشته باشد ثروت از او فرار خواهد کرد و هر جامعه­ای که فقیرتر باشد نشان آن است که نگاه مالکیّت در آن بیشتر است. شخص موّحد معنا ندارد فقیر باشد. این خاصیّت جهان، قانون و سنّت سلوکی است.

پیامد سوم: احساس سبکی و رهایی

زمین همانطور که جسم انسان را جذب می­کند، روح انسان را هم جذب می­ کند. زمینی که روح بشر را به خود جذب کرده وابسته می­کند. وظیفه دیگر این است که از جذب دوم جلوگیری کند. یعنی احساس تملک را به احساس امانتداری تبدیل کند. هر کس از تملک کاست، روح او از تعلّق به جسم می­کاهد.

رفتار امانتدار با مالک کاملاً فرق می­ کند. البته فقط کافیست انسان توجه کند. وقتی شما سوار ماشین می ­شوید، فقط شما استارت می­زنید بقیه کارها را ماشین انجام می­ دهد. شما کافی است استارت کائنات را بزنید، بقیه کارها را خود کائنات انجام می­دهد.

خلاصه اینکه هر کس با مالک جهان و مدبّر هم آهنگ و هم­نوا شود، خود را مالک چیزی نمی ­بیند و امانتدار می­ باشد و طبعاً جهان به او خدمت بیشتری می‌دهد.

 


[1]نجم/39.

[2]آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص266

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.