توحید صدوق: جلسه نهم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

توحید صدوق، جلسه نهم، 14/ 10/ 1393

درجلسه قبل بیان شدکه انبیاء بهترین انسان‌ها بوده و این سخن« لاإله إلاالله» در میان سخنان، بهترین سخن است. هر موجودی در این جهان مختار است. البته علم، اختیار و حیات دو موجود مثل هم نیست. اختیار در مورد سنگ، آب و انسان معنایی متفاوت دارد. جهان یعنی مظهر تمام اسماء الهی و اسماء خدا در کل عالم پخش­اند و الاّ آنجایی که اسماء الهی نباشد، از خداوند نخواهد بود. امور مقدس دو وجهی‌اند. اسم مقدس همانطور که در جانب مثبت ثمر دارد، در جانب منفی هم ضرر و خسران دارد. در صورتیکه اسماء الهی با معرفت گفته شود، یاریتان خواهد نمود و درصورتیکه بخواهید از آنها سوء استفاده کنید، نابودتان خواهد کرد.

حدیث چهارم: مفضل از امام صادق (ع) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ضَمِنَ لِلْمُؤْمِنِ ضَمَاناً قَالَ قُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ ضَمِنَ لَهُ إِنْ هُوَ أَقَرَّ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ وَ لِمُحَمَّدٍ (ص) بِالنُّبُوَّهِ وَ لِعَلِیٍّ (ع) بِالْإِمَامَهِ وَ أَدَّى مَا افْتُرِضَ عَلَیْهِ أَنْ یُسْکِنَهُ فِی جِوَارِهِ قَالَ قُلْتُ فَهَذِهِ وَ اللَّهِ الْکَرَامَهُ الَّتِی لَا یُشْبِهُهَا کَرَامَهُ الْآدَمِیِّینَ‏قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) اعْمَلُوا قَلِیلًا تَتَنَعَّمُوا کَثِیرا؛خداى تبارک و تعالى از براى مؤمن چیزى را ضامن شده مفضل گفت عرض کردم که آن چیست فرمود از برایش ضامن شده که اگر او اقرار کند از برایش به پروردگارى و از براى محمد (ص) به پیغمبرى و از براى على (ع) بامامت و پیشوائى و آنچه را که بر او واجب گردانیده بجا آورد آنکه او را در همسایگى خود ساکن گرداند. مفضل گفت که عرض کردم بخدا سوگند که این نوازشى است که نوازش آدمیان بآن شباهت ندارد مفضل گفت که بعد از آن حضرت صادق (ع) فرمود که اندکى عمل کنید تا بسیار تنعم نمائید و به نعمت و ناز گذرانید.[1]

اکر کسی مؤمن باشد، خداوند ضمانت کرده  او را در جوار خود ساکن کند.

نکته

ممکن است در جوار خدا ساکن شدن، در همین دنیا اتفاق افتد. این ادّعا شواهد متعددی هم دارد مانند: آن‌که در دعا می‌خوانیم یا جلیس الذاکرین و همچنین در خطبه متّقین، درباره داشتن زندگی معنوی در دنیا، صحبت شده است. البته، زندگی فرادنیوی، مانند زندگی دنیوی، دارای أسباب و وسائلی است، امّا باید دانست که اسباب معنوی، اسباب تامّه هستند امّا أسباب دنیوی، أسباب ناقصه.

حضرت آسیه(س)، همسر فرعون، از خداوند، ساکن شدن در جوار او را خواسته است:

وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لی‏ عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّهِ وَ نَجِّنی‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ؛ و برای کسانی که ایمان آورده اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده، آن گاه که گفت: پروردگارا، پیش خود در بهشت خانه ای برایم بساز، و مرا از فرعون و کردارش نجات ده، و مرا از دست مردم ستمگر بِرَهان.[2]

همچنین خداوند در سوره فجر می‌فرماید:

یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُارْجِعی‏ إِلی‏ رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهًفَادْخُلی‏ فی‏ عِبادیوَ ادْخُلی‏ جَنَّتی؛ ای نفس مطمئنّه، خشنود و خداپسند به سوی پروردگارت بازگرد، و در میان بندگان من درآی، و در بهشت من داخل شو..[3]

اگر به این آیات ملاحظه شود، نکاتی زیبا به دست م ی­آید.

نکته اول:نفس، سه گونه است: نفس امّاره، لوّامه و مطمئنه. این آیه نشان می­دهد که  غایت سیر سلوکی بشر، نیل به نفس مطمئنه است؛ آرامش درون خانه، جامعه و جهان. بهترین ملاک برای سنجش یک خانه دینی، سفره غذاست. اگر با ذوق و شوق و آرامش انداخته شود و همه کنار آن قرار گیرند و با شادی و ذوق و شوق، جمع شوند. این خانه معنوی است و اِلاّ به همان میزان، از معنویت، دور است.

نکته دوم: حضرت آسیه(س)، دو چیز را خواسته است. طبق آیه: بهشت و جلیس خدا بودن را. طبق این آیه، خداوند، انسان دارای نفس مطمئنّه را در بهشت خود (جنّتی) داخل می­کند. این مقام (جنّتی) فوق تمام مقام­هاست. بنابراین «أن یسکنه فی جواره» مقام حضرت آسیه(س) است یعنی در بهشت، کنار خداوند است. و «جنّتی» مقام سید الشهداء است. یعنی در بهشتِ خدا بودن.

پس، هر کس که به تمام ایمان برسد و التزام به تمام فرامین الهی داشته باشد، به مقام حضرت آسیه(س) خواهد رسید.

 


[1]. صدوق، التوحید، ص18.

[2].  تحریم/11.

[3]. فجر/30-27.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.