توحید صدوق: جلسه هشتم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

توحید صدوق استاد دکتر فعالی جلسه هشتم مورخ 7/ 10/ 1393

به توحید از چهار منظر می‌توان نگریست؛ توحید کلامی، توحید فلسفی، توحید قرآنی و توحید عرفانی. (در جلسات گذشته پنج نوع توحید از نگاه قرآن یعنی توحید خالقیت، توحید علم، توحید ربوبیّت، توحید مالکیّت و توحید رحمان بحث شد و اکنون ادامه بحث در باب اول از کتاب توحید صدوق (ره)).

ادامه بحث

کتاب توحید صدوق از 67 باب تشکیل شده است. باب اول این کتاب «باب ثواب الموحدّین و العارفین» می‌باشد. محور این باب همانطور که از نامش مشخص است موحدّین است و تعداد احادیثی که در این باب ذکر شده 20 حدیث است. تمام این احادیث معتبر می‌باشند؛ زیرا ناقل آن شیخ صدوق (ره) است که از جهت علماء رجال مورد تایید می‌باشد.

باب اول: حدیث اول

پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:

مَا قُلْتُ وَ لَا قَالَ الْقَائِلُونَ قَبْلِی مِثْلَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ؛[1]نه من و هیچ نبی قبلی من نگفته مگر «لا اله الاّ الله».

کلمه «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» اصل توحید است. اگر گفته شود یک پیامبر خدا «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»گفت و به آسمان رفت یا بیمار را شفا داد و یا از دریا رد شد، گزافه نیست. اینها بهترین انسان‌ها و اکمل موجودات بوده کامل‌ترین آنها پیامبر خاتم (ص) است. ایشان فرمود که نه من و هیچ نبی قبلی من نگفته مگر لا اله الاّ الله.

نتیجه اینکه انبیاء بهترین انسان‌ها بوده  این سخن در میان سخنان، بهترین سخن است.

باب اول: حدیث دوم

امام صادق(ع) از رسول خدا (ص) نقل می‌فرماید:

خَیْرُ الْعِبَادَهِ قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ؛[2]بهترین عبادت­ها گفتن لا اله اللهاست.

در ذیل این روایت نکاتی قابل توجه است.

نکته اول: منظور از عبادت در کلام رسول خدا (ص)  مقرِّب بوده، بهترین مقرِّب «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»می‌باشد. پس سبب صعود انسان است.

نکته دوم: منظور از عبادت به دلیل « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»[3] (لیعرفون) معرفت است. بهترین جمله‌ای که معرفت از او فهمیده می‌شود، جمله «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»می‌باشد.

نکته سوم: عبادت صعود بخش است. آدمی می­تواند با تهلیل بالا و بالاتر رود تا به قرب الی الله رسیده جلیس خدا شود.

جلیس بودن دو گونه است؛ انسان جلیس خدا می­شود. دیگری اینکه خدا جلیس انسان می­شود.

نکته چهارم: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»ذکر بوده خداوند جلیس ذاکرین است. پس خداوند هم جلیس انسان می­شود. به عبارتی  «جلیس الذاکرین» یعنی لحظه‌ای توجه به خدا، او در کنار و پهلو به پهلو شماست.

یکی از بهترین ذکرها ذکر لا اله الاّ الله است، خصوصاً این که وقتی می­گوید کسی متوجه نمی­شود.

نکته پنجم: از آنجا که «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»و مرگ هر دو معرفت می‌باشند. پس میّت کسی است که به «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»معرفت پیدا نموده، بصیر می‌گردد. نتیجه اینکه او به خاطر بصیر بودنش از انسان زنده جلوتر است.

نکته ششم: تهلیل، تکبیر، تحمید و تسبیح اذکار معروف هستند. تسبیح با مقام انسان بیشتر سازگاراست. پس بر آدمیان واجب است قبل از اینکه توصیف خدا را یعنی تکبیر، تهلیل یا تحمید بگویند با تسیج شروع کنند؛ زیرا اساس آیه شریفه «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ»[4] باید همیشه خدا را قبل از توصیفات، تنزیه نمود.

معانی اذکار چهارگانه

تسبیح (سبحان الله): یعنی تنزیه، یعنی منزه بودن ذات حق از عیوب و نواقص. پس «سبحان‌الله و الحمدلله» یعنی حمد مخصوص تو است امّا نه آن‌گونه که من می­فهمم.

تحمید (الحمدلله): نوعی توصیف می‌باشد و معنای آن این است که تمام خوبی‌های این جهان برای خداست.

تکبیر (الله اکبر): نوعی توصیف است. یعنی شهادت دادن به کبریائی خدا؛ زیرا  بزرگتر از او در دنیا معنا ندارد.

تهلیل (لا اله الا الله): نوعی توصیف می‌باشد. یعنی الهی جز الله نیست.

این سه (الحمدلله، الله اکبر و لااله الاالله) توصیف بوده فقط تسبیح تنزیه خداوند می‌باشد. انسان به دلیل اینکه موحد نیست نمی­تواند خدا را توصیف کند. در امر کائنات فقط یک موجود هست که موحد نیست و آن انسان است (نه تسبیح می­کند و نه تسبیح می­فهمد). جهان کائنات خودش را با انسان همراه نمی­بیند و از انسان خوشش نمی­آید؛ زیرا همه موجودات غیر از انسان تسبیح خدا می­گویند.

نکته: «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِه»[5] یعنی هیچ شیء (یعنی جهان کاری جزء این ندارد) نیست مگر تسبیح و توحید خدا می‌گوید. جهان خدا یکپارچه موحد می‌باشد.

هر موجودی در این جهان مختار است. البته علم، اختیار و حیات دو موجود مثل هم نیست «کلٌ بحسبه». اختیار در مورد سنگ، آب و انسان معنایی متفاوت دارد. جهان یعنی مظهر تمام اسماء الهی و اسماء خدا در کل عالم پخش­اند و الاّ آنجایی که اسماء الهی نباشد، از خداوند نخواهد بود. البته علم، قدرت و اراده هر موجودی با دیگری متفاوت است.

باب اول: حدیث سوم

از امام باقر(ع) روایت شده که می‌فرمایند:

مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ أَعْظَمَ ثَوَاباً مِنْ شَهَادَهِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَعْدِلُهُ شَیْ‏ءٌ وَ لَا یَشْرَکُهُ فِی الْأَمْرِ أَحَدٌ[6]؛ ثواب هیچ چیزی مانند ثواب شهادت به این که خداوندی نیست مگر خدای یکتا.

 استدلال ائمه  (ع) شبیه قرآن می­باشد. در این روایت امام باقر (ع) دلیل می­آورد، می‌فرماید: «لِأَنَّ الله عزوجل لا یعدله شیء» (زیرا هیچ چیزی معادل خدا نیست) و لایشرکه فی امره احد (احدی در کارها شریک او نیست)

هیچ کسی در کارهای خدا شریک نیست پس او عِدل ندارد. پس «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»قولی است که عِدل ندارد.

ارزش لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ

در داستان حضرت موسی (ع) آمده است که پس از عبور موسی (ع) و پیروانش از دریا لشکر فرعون به دنبال آنها آمدند. در این لحظه امواج دریا بر سر آنها فرود آمد. در این هنگام فرعون  به وحدانیت خدای موسی (ع) شهادت داد. خداوند به خاطر یک بار لا اله الاّ الله گفتن جسد او را سالم نگه داشت تا نشانه‌ای برای عالمیان باشد.[7]

نکته: امور مقدس دو وجهی­اند. اسم مقدس همانطور که در جانب مثبت ثمر دارد، در جانب منفی هم ضرر و خسران دارد. در صورتیکه با معرفت گفته شود، یاریتان خواهد نمود و درصورتیکه بخواهید از آنها سوء استفاده کنید نابودتان خواهد کرد.

 


[1]صدوق، التوحید، ص 18.

[2]همان.

[3]ذاریات/56.

[4]صافات/159.

[5]اسراء/44.

[6]صدوق، التوحید، ص 19.

[7]و لنجعلها آیهً للعالمین

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.