توحید صدوق: جلسه چهل و نهم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

توحیدصدوق ـ جلسه چهل و نهم ـ 28/ 9/ 95

در جلسه گذشته در ادامه نکاتی درباره حدیث 24 مطرح شد که منظور از مُکثِر یا مال‌اندوز در این روایت فقط مُکثِر بالفعل نیست بلکه مُکثِر بالملاک را نیز شامل می‌شود؛  یعنی کسی که ملاکش در رفتارهایی که انجام می‌دهد شهوت، شهرت یا ثروت باشد. برای آن که ارتباط ما با دیگران، ارتباطی موثر باشد، لازم است در روابط خود با دیگران، اصل صداقت و بخشش را رعایت کنیم و به دیگران فقط به عنوان ابزار نگاه نکنیم بلکه به عنوان انسان نگاه کنیم.

و اما ادامه بحث:

حدیث 24: قَالَ فَمَشَیْتُ مَعَهُ سَاعَهً فَقَالَ اجْلِسْ هَاهُنَا وَ أَجْلَسَنِی فِی قَاعٍ حَوْلَهُ حِجَارَهٌ فَقَالَ لِی اجْلِسْ حَتَّى أَرْجِعَ إِلَیْکَ قَالَ وَ انْطَلَقَ فِی الْحَرَّهِ حَتَّى لَمْ أَرَهُ وَ تَوَارَى عَنِّی فَأَطَالَ اللَّبْثَ ثُمَّ إِنِّی سَمِعْتُهُ ص وَ هُوَ مُقْبِلٌ وَ هُوَ یَقُولُ وَ إِنْ زَنَى وَ إِنْ سَرَقَ قَالَ فَلَمَّا جَاءَ لَمْ أَصْبِرْ حَتَّى قُلْتُ یَا نَبِیَّ اللَّهِ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ مَنْ تُکَلِّمُهُ فِی جَانِبِ الْحَرَّهِ فَإِنِّی مَا سَمِعْتُ أَحَداً یَرُدُّ عَلَیْکَ مِنَ الْجَوَابِ شَیْئاً قَالَ ذَاکَ جَبْرَئِیلُ عَرَضَ لِی فِی جَانِبِ الْحَرَّهِ فَقَالَ بَشِّرْ أُمَّتَکَ أَنَّهُ مَنْ مَاتَ لَا یُشْرِکُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَیْئاً دَخَلَ الْجَنَّهَ قَالَ قُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ وَ إِنْ زَنَى وَ إِنْ سَرَقَ قَالَ نَعَمْ وَ إِنْ شَرِبَ الْخَمْرَ؛ ابو ذر گفت که ساعتى با آن حضرت رفتم پس فرمود که در اینجا بنشین تا من بسوى تو باز گردم ابو ذر گفت که حضرت در آن سنگستان روان شد و رفت تا آنکه او را ندیدم و از من پنهان شد و درنگ را طولى داد بعد از آن از آن حضرت شنیدم و حال آنکه رو آورده مى‌آمد و میفرمود «و اگر چه زنا کند و هر چند که دزدى کند» ابو ذر گفت که چون آمد صبر نکردم تا آنکه عرض نمودم که اى پیغمبر خدا خدا مرا فداى تو گرداند در کنار این سنگستان کى بود که با او سخن میگفتى پس بدرستى که من نشنیده‌ام که کسى چیزى را بر تو رد کند و تو را جواب گوید فرمود که اینک جبرئیل بود که در کنار این سنگستان بر سر راه من آمد و گفت «امت خود را بشارت ده باینکه هر کس بمیرد در حالى که چیزى را با خداى عز و جل شریک نسازد داخل بهشت شود پیغمبر فرمود که گفتم اى جبرئیل و اگر چه زنا کند و دزدى کند گفت آرى و هر چند که شراب بیاشامد»

از این روایت به دست می آید که هر کس بمیرد درحالی که شرکی به خدا نداشته باشد، أمرش به سامان است و ختم و انجامش، مطلوب است و خوش عاقبت خواهد شد.

چند نکته:

1.       رسول خدا(ص) فردی است که می‌تواند جبرئیل را ببیند و با او سخن بگوید و بشنود.

2.       اوج کمال انسان آن است که بتواند بی‌واسطه و یا با یک واسطه، کلام خدا را بشنود و به دست بشر برساند. این مقام، مقامی است فوق العاده بلند و مهمّ، چه مأمور باشد به انتقال و چه نباشد. این بهره عظیم، یعنی سخن گفتن خدا با بنده، در عالی ترین شکل آن، نصیب رسول خدا(ص) شد.

3.        این حالت که برای پیامبر(ص) رخ داد، اصطلاحاً کشف و شهود نامیده می‌شود. کشف و شهود، از مهمّ‌ترین مباحث قرآنی و عرفانی، و به معنای رفع حجاب باطنی جهت دیدن حقیقت است. اگر فردی آهسته آهسته، حجب را از خود دور کند، آهسته آهسته بصیر خواهد شد. از نظر قرآن، مرگ به معنای بصیر و بینا شدن است. پس مرگ از نظر قرآن، سلب نیست بلکه یک امر ایجابی و به معنای زیاد شدن و بینا شدن است.[1] البته مرگ دو نوع است: اختیاری و اجباری.

4.       کشف دو نتیجه مهم دارد:  یکی می‌بیند چیزهایی که نمی‌دید و دیگر آن که می‌بیند چیزهایی که دیگران نمی‌بینند. پس دیدنی‌هایی در عالَم است که انسان‌های محجوب نمی‌بینند. شنیده‌ها و دیده‌های عالَم، غیر از آن چیزهایی است که می‌بینیم و می‌شنویم. پس گوش و چشمی بینا و شنوا می‌خواهیم برای شنیدن. تا هر جا برویم، چیزی برای دیدن و شنیدن وجود دارد ولی ما براساس انتخاب و عمل و تصمیم خود، محدوده دیدنی ها و شنیدنی ها را محدود به دنیا کرده ایم.

 


[1]. ق/ 22: «لَقَدْ کُنْتَ فی‌ غَفْلَهٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ؛ تو از این غافل بودى. ما پرده از برابرت برداشتیم و امروز چشمانت تیزبین شده است.»

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.