جلسه ۹۴ از کلاس های زندگی معنوی

در محل موسسه سبک زندگی آل یاسین برگزار شد :

به گزارش اداره روابط عمومی موسسه سبک زندگی آل یاسین ؛ دکتر محمد تقی فعالی در ابتدا خلاصه ای از جلسه گذشته ( جلسه ۹۳ ) بیان کرد و بعد از آن گفت :

بِالخَلاصِ مِن لَذَّهِ الذَّنْبِ وَ بِتَرْکِ اسْتِهانَهِ أَهْلِ الْغَفْلَهِ تَخَوُّفاً عَلَیْهِمْ مَعَ الرَّجاءِ لِنَفْسِکَ وَ بِالْإِسْتَقْصَاءِ فِی رُؤْیَهِ عِلَلِ الْخِدْمَه
«انابه» سه درجه دارد: «انابه اصلاحی»، «انابه وفائی» و «انابه حالی». درجه دوم «انابه وفائی»(بازگشت به سوی حق از سر وفا) است که خود بر سه اصل استوار است: ۱) رهایی از لذت گناه ۲) پرهیز از تحقیر دیگران ۳) کاوش زیاد برای یافتن کاستی های خدمتگزاری. در ادامه به عبارت « وَ بِالْإِسْتَقْصَاءِ فِی رُؤْیَهِ عِلَلِ الْخِدْمَه» یعنی اصل سوم انابه وفایی رسیدیم. خداوند از انسان خواست که حیوان نباشد. انتظار خالق از مخلوق در حد مخلوق است، فلذا از انسان توقع و انتظار انسانیت دارد. با این تعبیر نوع زندگی ما عوض می‌شود.
۳)  کاوش عمیق برای یافتن کاستی های خدمتگزاری
نکته اول: اصل در وجود انسان خدمت است.
اینکه انسان باید بیندیشد که علل کم خدمتیش چیست به معنای این است که انسان باید خدمتگزار باشد. انسان‌ها اساساً دو گونه اند: خودخواه یا دیگرخواه. خروج از خود و از تمام رذایل به این است که انسان نگاهش به دیگران نباید استخدام باشد بلکه باید نفع رسان باشد. انسان ها اساساً خادم بالطبع هستند.
نکته دوم: اگر انسانی به معنای واقعی خدمتگزار دیگران باشد، تدبیر نیازهای او را مدبّر عالم به عهده می گیرد.
نکته سوم: خدمت به دو چیز است (اصول خدمت):
• آزار نرساندن به دیگران
• احسان کردن به دیگران
نکته چهارم: تبیین اصل خدمت در گونه‌های چندگانه ارتباطات انسانی:
گونه اول: خدمت به خدا:
• به معنای رفع نیاز خدا: محال است؛ زیرا خداوند غنیّ بالذات است.
• باعث و انگیزه فرد، امتثال امر پروردگار است و خالی بودن از نفع خویش. چنین فردی امتثال امر خداوند در مواردی که باب طبع او هست و مواردی که نیست، برایش یکسان است.
گونه دوم: خدمت به خویشتن: انسان نسبت به خویشتن دو حالت می‌تواند داشته باشد:
• کاری کند که نفع واقعی به خودش برسد (له خویش)
• کاری کند که علیه خویشتن باشد.
نکته پنجم: در روانشناسی سه مدلِ ارتباط با خود وجود دارد:
خود تحوّلی: دوست دارند به گونه ای باشند که هر لحظه تکامل داشته باشند و فردایشان از امروزشان بهتر باشد.
تن پروری: فربه سازی خود اعم از جسم و روح که ویژگی های شخصیتی خاصی دارند از جمله: راحت‌طلبی و انتقادناپذیری.
خود تخریبی (خود سرزنشی): دائم چنگ هایشان بر گونه های روح و جسم شان لطمه می زند. خودشان را تحقیر می‌کنند، به عقب می اندازند.
تنها مدل نخست، خدمت به خویشتن است:
إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد:۱۱) انسان باید در ارتباط با خودشان تغییر کنند (خود تحوّلی) تا خداوند رفتارش را با او تغییر دهد.
فرمول: خدا می‌فرماید: تغییر کن تا تغییر کنم یعنی تا تغییر نکنید از من تغییری متوقّع نباشید.
زمانی می توانی منتظر تغییرات مثبت در پیرامون خودت باشی که تغییر را از خودت آغاز کنی؛  لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى. اساساً انسان می‌تواند در خود تغییری بنیادین (حرکت جوهری به سمت مثبت) ایجاد کند.
نکته ششم: نفس دو بعد دارد:
 مثبت (خیر)
 منفی (شرّ) درون انسان ترکیبی است از خوبی ها و بدی ها.
نمی شود انسانی پیدا شود که شر مطلق باشد چرا که در جهان هستی، خیر بر شر غالب است تا چه رسد به شر مطلق؛ پس هیچ موجودی شر مطلق نیست. نگاه توحیدی به ما می گوید این جهان جز خیر نیست.
عصمت خیر محض است و انسان معصوم علیه السلام، خیر محض است.
ما انسان های معمولی ترکیبی هستیم یعنی هم خوبی داریم و هم بدی. سؤال این است که نسبت خوبی ها و بدی ها چگونه است؟
برنامه ما برای زندگی باید دو رویکرد اصلی داشته باشد:
• خوبی ها و فضیلت ها را بشناسی و آن‌ها را کماً و کیفاً افزایش دهی.
• شناخت بدی ها و کاستن از آنها کماً و کیفاً
برای افزایش خوبی ها و کاهش بدی ها، اعتماد به نفس شرطی مهم است. (اعتماد به نفس = قدرت و استحکام درون) اعتماد به نفس یعنی اتّکای به داشته ها.
تکیه و اتکا به کسی یا چیزی با یقین به اینکه پشت شما را خالی نمی کند.  اعتماد به چیزی یا کسی
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.