خانههای اسباببازی؛ چرایی و بایستهها
نویسنده: حمید فلاحتی
خانههای اسباببازی با هدف رفع نیاز کودکان به وسایل بازی مناسب، کمک به پرورش ابعاد مختلف رشد کودک و ارتقای فرهنگ بازی در خانوادهها تأسیس شدهاند. کودکانِ عضو میتوانند حداکثر دو ساعت در روز از امکانات این مراکز استفاده کنند. با اینحال به نظر میآید خانههای اسباببازی در محلههای مختلف کارکردهای متفاوتی یافتهاند و حتی بعضاً از کارکرد اصلیشان دور شدهاند.
چند سالی است که نام «خانه اسباببازی» از گوشه و کنار محلههای تهران به گوش میرسد. این مراکز توسط شهرداری راهاندازی و اداره میشوند، در برخی محلهها، خانه اسباببازی به نگهداری و آموزش کودکان میپردازد. در این موارد، خانه اسباببازی کارکردی مشابه مهدکودکها، منتها با هزینه نسبتاً کمتر دارند. برخی دیگر از خانههای اسباببازی فقط کودکان را بهصورت ساعتی و حداکثر دو ساعت در روز نگهداری میکنند و بچهها فرصت مییابند تا با اسباببازیها مشغول باشند. تفاوت کارکردهای بین خانههای اسباببازی در محلات مختلف این سؤال را به ذهن متبادر میکند که کارکرد اصلی خانه اسباببازی چیست؟ اگر کارکرد آنها مشابه مهدکودکهاست، راه اندازی آنها توسط شهرداری چه توجیهی دارد؟
کودکی یکی از مهمترین مراحل زندگی هر فرد و بستر شکوفایی استعدادها و تواناییهای وی است. از نظر متخصصین، «بازی» راهی برای کسب تجربه، آشنایی با محیط اطراف، بیان احساسات و یادگیری کودکان است. بازی از ابعاد مختلف جسمانی، روانی، عاطفی، شناختی و اجتماعی در زندگی کودک اهمیت دارد.
رواج زندگی شهرنشینی باعث تغییر در شکل و محتوای بازیهای کودکانه شده است. آپارتمانهای کوچک امکان جست و خیز و تحرک را از کودک میگیرد و لاجرم بازیهایی که نیاز به فضای آزاد دارند و عمدتاً بُعدِ رشد جسمانی در آنها بسیار پر رنگ است، فراموش میشوند.
از سوی دیگر رشد فنآوری، تأثیرات بسیاری بر محتوا و ویژگیهای بازی داشته است. بازیهای رایانهای و ویدئویی از آنجا که در فضایی محدود و با حداقل تحرک انجام میپذیرند، با زندگی آپارتماننشینی سازگارترند و بیشتر مورد توجه قرار میگیرند. با اینحال، رواج این دسته از وسایل و فعالیتها، اثرات سوء بر سلامت جسمانی و روانی کودکان در پی دارد. آسیبهای جسمانی همچون تغییر سوخت و ساز بدن و چاقی و آسیبهای روانی و اجتماعی همچون افزایش اضطراب، القای خشونت، اعتیاد به بازیهای رایانهای، کاهش ارتباطات و مهارتهای اجتماعی از این جملهاند. یکی از نگرانیهای عمده این است که کودک به جای پیدا کردن دوست و همبازی شدن با والدین، با رایانه خود را مشغول کند و این امر ضعف روابط اجتماعی او را در پی خواهد داشت.
اینها مواردی بودند که اداره کل سلامت شهرداری تهران را بر آن داشت تا راهاندازی خانههای اسباببازی را در دستور کار قرار دهد. بدین ترتیب اولین خانه اسباببازی تهران، در سال ۱۳۸۴ در منطقه ۲۰ شهرداری تأسیس شد. همچنین مقرر گردید که این خانهها در همه ۳۷۱ محله تهران نیز دایر شوند و در مناطق جنوبیِ شهر تراکم بیشتری داشته باشند. این مراکز قرار است در میادین میوه و ترهبار، فروشگاههای زنجیرهای، پایانهها، فرودگاهها، بیمارستانها و… نیز دایر شوند.
خانههای اسباببازی با هدف رفع نیاز کودکان به وسایل بازی مناسب، کمک به پرورش ابعاد مختلف رشد کودک از لحاظ عاطفی، حسی و حرکتی و شناختی و ارتقای فرهنگ بازی در خانوادهها تأسیس شدهاند. کودکانِ عضو میتوانند حداکثر دو ساعت در روز و جمعاً بیست و چهار ساعت در ماه از امکانات این مراکز استفاده کنند. جهت رفاه والدین در طول ماه، کودک میتواند سه بار بیش از دو ساعت از امکانات خانه اسباببازی استفاده نماید. افراد غیرِ عضو نیز با پرداخت هزینهای برای نگهداری ساعتی از فرزندشان، میتوانند بهطور موقت کودک خود را به مرکز بسپارند.
توزیع نامناسب امکانات، عدم وجود مربیان آموزشدیده و واگذاری خانههای اسباببازی به پیمانکار خصوصی از جمله دلایلی است که میتوان برای این انحراف برشمرد.
بهعنوان نمونه، مشاهدات بازدید از چند خانه اسباببازی منطقه سیزده تهران نشان میدهد که خانههای اسباببازی در محلات مختلف امکانات مشابهی ندارند؛ برخی محقرند و امکانات اندکی دارند و برخی دیگر از امکانات قابلتوجهی همچون استخر توپ، سرسره، اسبهای پلاستیکی و عروسک برخوردارند. خانههایی که ساختار خود را حفظ کردهاند، از کمبود مربیان کارآزموده رنج میبرند و خانههایی که نیروی انسانی متخصص دارند، بهدلیل تقاضای والدین یا ناکارآمدی خودشان، کارکرد مراقبتی و آموزشی یافتهاند؛ یعنی برخلاف آییننامه کودکان پنج روز در هفته در خانه اسباببازی حضور مییابند، نقاشی، شعر، قرآن و انگلیسی میآموزند و در کنار آنها بازی و ورزش میکنند! این در حالی است که اداره سلامت شهرداری بهعنوان متولی اصلی خانههای اسباببازی تأکید میکند که هدف آنها انجام وظایف مهدکودکها نیست.
علاوه بر این در آییننامه، شرایطی برای مسئولین و مربیان خانههای اسباببازی در نظر گرفته شده است تا کودکان را بهصورت هدفمند به بازی مشغول کند و از این طریق آموزش نیز داشته باشد؛ اما به نظر میآید گاهی مربی بدون طی هیچگونه آموزش ویژهای، تنها نقش حداقلی مراقب را ایفا میکند تا کودکان هنگام استفاده از وسایل نوبت را رعایت کرده، با هم درگیر نشوند و به خود و دیگران آسیب نزنند.
با این اوصاف، حقیقت این است که خانههای اسباببازی تغییر ماهیت دادهاند و این تغییر بسته به شرایط به شکلی نمود پیدا کرده است. برخی از «باخت خانههای اسباببازی در رقابت با مهدکودکها» سخن میگویند، در حالیکه اساساً هدف تأسیس خانههای اسباببازی رقابت با مهدکودکها نبوده است و در صورت پایبندی آنها به این هدف، این نقد موضوعیتی نخواهد داشت؛ اما در صورتی گرایش فعالیت خانههای اسباببازی به سمت مهدها این ادعا درست مینماید؛ زیرا از برخی جهات نمیتوانند با مهدها رقابت کنند. خانههای اسباببازی هم امکانات و هم فضای محدودتری دارند؛ اما بههر حال هزینهی پایین آنها مزیتی است که باعث جذب طبقات متوسط میشود.
بر اساس پژوهشی که به سفارش مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران در سه منطقه شهری (جنوبی و محروم، میانی و متوسط و شمالی و مرفه) انجام گرفته است، خانههای اسباببازی در مناطق جنوبی و محروم بهدلایلی همچون عدم اشتغال زنان و وجود پیوندهای اجتماعی محکم میان ساکنین محله از یکسو و کم امکانات بودن و دریافت هزینه توسط این مراکز از سوی دیگر، مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند.
در محلات متوسط، والدین به دلیل اشتغال کودکان خود را به مهدها میسپارند. مهدها نیز بهدلیل رقابت از امکانات خوبی بهرهمندند و فضایی برای جولان خانههای اسباببازی نمیماند. در محلات مرفه نیز بهدلیل وضعیت مطلوب اقتصادی خانوادهها، کودکان از امکانات و اسباببازیهای متنوعی برخوردارند که جذابیت خانههای اسباببازی را برای آنان به حداقل میرساند.
خانه اسباببازی در صورتی که بر اساس معیارهای تأسیس آن سنجیده شود، طرحی قابل توجه و شایان تقدیر است؛ اما به نظر میرسد به دلیل اجرای نامناسب یا عدم نظارت بر اجرای درست و در نتیجه واگذاری مراکز به پیمانکاران غیرمتخصص، کمبود امکانات و تأسیس در محل نامناسب کارکرد اصلی خود را از دست دادهاند.
پایش سبک زندگی، سال سوم، شماره ۱۵، مهر ۱۳۹۵، صفحات ۱۱۹-۱۲۱.