خیانت و سبک زندگی
نویسنده: سیدعلی آقایی
مقدمه
خانواده مهمترین نهاد اجتماعی در جوامع انسانی است که تکوین و پرورش شخصیت افراد در آن شکل میگیرد. برای اینکه خانواده بتواند کارکردهای اصلی خود را به خوبی ایفا کند، لازم است امنیت و آرامش در آن وجود داشته باشد. واقعیت این است که در چرخه زندگی خانواده، مسائل و مشکلاتی به وجود میآید که آرامش آن را سلب میکند. این مسائل در سطح خرد، مربوط به ساختارها و کارکردهای خانواده و در سطح کلان، مربوط به ساختارهای اجتماعی است. تغییر و تحولاتی که به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جوامع به وجود میآید، نهاد خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد.
اگر چه خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است، اما هسته اصلی جامعه، پایه و مبنای هر اجتماع بزرگ است و از مهمترین و تاثیرگذارترین نهادهای اجتماعی محسوب میشود. بهطوری که، اساس بهداشت روانی و سبک زندگی جامعه در گرو سلامت این نهاد بهویژه روابط سالم زناشویی و تداوم بقای ازدواج است و عدم موفقیت خانواده در اجرای کامل وظایفش، نشانه آن است که جامعه وسیعتر نیز، به طور کامل به اهداف خود نخواهد رسید.
ازدواج یک رسم کهن در همه فرهنگهای جهان است. ازدواج خوب برای افراد حس هویت و معنی را به ارمغان میآورد. با وجود اینکه تشکیل خانواده و رابطه با همسر، از سالمترین رابطهها است اما زندگی مشترک نیز مانند هـر امـر و پدیدۀ دیگر، آسیبها و آفتهای خاص خود را دارد و یکی از این آسیبهای بزرگ و عمدۀ زندگی مشترک، وجود رابطۀ خارج از تعهدات زناشویی است. اینگونه روابط از دیرباز یعنی از زمانی که پیوند ازدواج در جامعه مجاز شمرده شـد، تاکنون وجود داشته و ادامه دارد. از لحـاظ تاریخی، از وقتی روابط نامشروع جنسی در ده فرمان موسی۷از جملۀ گناهان شمرده شد، این مسئله اهمیت یافت. شکل این روابط وابسته به ارزشهای فرهنگی و دینی هر جامعه است و ماهیت پنهان آن در جامعه به مثابه یک عامل بازدارنده، مانع شناسایی به موقع آن و انجام دادن مداخلاتِ به هنگام حمایتی میشود. این واقعیت که رابطۀ نامشروع جنسی کار خطایی است و حتی گناه شمرده میشود، از طریق جامعه در وجود مـا کـاشته شـده است و در فرهنگ و دین ما وجـود دارد و مـا بـا آن بزرگ میشویم. بهرغم تکفیر اجتماعی و دینی رابطۀ نامشروع، این پدیده همیشه مطرح بوده است. اسامی بسیاری برای بیوفایی زناشویی شناسایی شده است از جمله چندهمسری، روابط خارج زناشویی، خیانت، مقاربت خارج از ازدواج، آمیزش جنسی خارج از زناشویی، زنا، معاشقه نامشروع و… که بسیاری از آنها دارای بار ارزشی دینی است و در تحقیقات علمی از آنها استفاده نمیشود؛ اما دو اصطلاح بیوفایی و روابط جنسی خارج از چارچوب زناشویی بیشترین کاربرد را در ادبیات تحقیقی داشته است.
بیوفایی و خیانت، چنانچه در خانوادهای روی دهد، بیش از همه همسری را که مـورد بـیوفایی واقـع شده، مورد آسیب قرار خواهد داد و موجب مختل شدن بـهداشت روان و از دسـت دادن تعادل عاطفی و رفتاری وی خواهدشد. در این میان، فرزندان نیز از آسیبهای وارد شده به ساختار خانواده بینصیب نخواهند ماند.
این پدیده شوم به تنهایی پیامدهای بسیار منفی را در سبک زندگی زوجین ایجاد می کند که کمترین آن، از بین رفتن حس اعتماد میان زوجین خواهد بود. توجه ویژه به مسئله خیانت و تحقیقات زیاد در این مسئله، حکایت از آثار مخرب این پدیده بر خانواده ها و جامعه دارد. از دست دادن تعادل عاطفی و روانی در فرد خیانت دیده و فرزندان، طلاق و تبعات سوء آن بر خانواده و جامعه و… از آثار ویرانگر خیانت خواهد بود.
خیانت مشکل تعداد زیادى از ازدواج ها است. تحقیقات ملى سال هاى اخیر در آمریکا نشان مىدهد که نزدیک به ۲۵ درصد از مردان و بیش از نیمى از زنان در طى زندگى زناشویى خود رابطه جنسى فرازناشویى دارند. طـبق آخرین اخبار آمارگیری ۱۷ درصد طلاقها در آمریکا در اثر بروز روابط نامشروع بوده است و ۷۰ درصد زنان دارای همسر و ۴۵ درصد مـردان دارای هـمسر از رابـطۀ نامشروع همسرانشان بیاطلاع بودهاند.
آنچه از تحقیقات بر میآید این است که زنان اغلب به سبب عشق، دوستی و صمیمیت وارد روابط نامشروع می شوند و کمتر پیش می آید که زنی بخاطر مسائل جنسی مرتکب خیانت شود. در مقابل، مردان بیشتر به خاطر کنجکاوی جنسی دست به خیانت می زنند. در خیانت، مردان درجاتی از احساس گناه را تجربه میکنند، که متاسفانه این احساس گناه بازدارنده نیست. هرچند فقدان شرایط مناسب در خانواده حقی را برای ارتکاب خیانت ایجاد نمی کند اما اغلب، علتی برای انجام این مسئله می شود.
البته بیوفایی و خیانت از اموری است که نیاز اسـت تحقیقات و پژوهشهای بیشتری در مورد آن انجام گرفته و به بررسی علل آن پرداخـته شود و نتایج آن به صورت گسترده در اختیار عموم، بهویژه همسران قرار گیرد، تا از مواهب آن بهرهمند شوند.
در کشورهای مختلف دربارۀ عوامل و دلایل وجود پدیدۀ رابطۀ نامشروع و روشهای درمـان و پیـشگیری آن تحقیقات و نظریات مختلفی بیان شده است؛ اما در کشورمان هنوز پژوهشهای علمی چشمگیری در این زمینه نشده است و مـا هـنوز بـه درستی نمیدانیم که آثار مخرب این پدیده چگونه سبک زندگی خانواده را که محیط عاطفی و مـدرسۀ حـقیقی مهر و محبت است، تهدید میکند.
در این میان مسئلهای که نظر پژوهشگر را به خود جلب کـرده اسـت، این اسـت که چه عواملی موجب گرایش زنان و مردان متأهل به رابطۀ نامشروع جنسی میشود؟
یکى از دلایلى که موجب شده خیانت در تحقیقات توجه ویژهاى را به خود اختصاص دهد اثرات بسیار مخربى است که بر روابط زناشویى دارد. در یک پژوهش ملى درمانگران خانواده، خیانت را دومین مشکل مخرب بـراى رابطه زناشویى دانستند.
از دیدگـاه اسلام در مورد عنوان کلی خیانت در سوره مبارکه انفال آیه ۲۷ آمده است: «اى اهل ایمان (در کار دین) با خدا و رسـول خـیانت نـکنید و (در کار دنیا) با یکدیگر، در صورتى که زشتى خیانت را مىدانید.» (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِکُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ) و در سوره اسراء آیه ۳۲ مسئله جنسی خارج از چارچوب اینگونه توصیف شده است: «وَلا تَقْرَبُوا الزِّنا إِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً؛ و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.»
بـا وجود اینکه درمانگران زیادى در سراسر جهان، به مسئله خیانت و ارائه راهکارهایى براى درمان آن پرداختهاند، اما هیچیک بر تحقیقات تجربى استوار نیست. بیشتر این راهکارها بر تجارب بالینى درمانگران مـبتنى اسـت. هـیچ داده آمارى هم وجود ندارد که نشاندهنده واکنشهاى فرد نسبت به کشف خـیانت، واکنـش متقابل هرکدام از زوج ها پس از خیانت و فرآیند بهبود فرد پس از خیانت همسر (بخشش) باشد.
معدودى از درمانگران خانواده بخشش را بـهعنوان یک مـداخله درمانى براى زوجهایى که پس از خیانت همسر تصمیم به ادامه ارتباط دارنـد، مـورد توجه قرار دادهاند. بخشش بهعنوان یک مداخله مـؤثر بـراى مـشکلاتى از قبیل خشم و افسردگى، مسایل و مشکلات در ارتباط بـا خـانواده اصلى، آسیبهاى جنسى، اختلالات شخصیت، احساس گناه، طلاق و خیانت بهکار مىرود.
پایش سبک زندگی، سال سوم، شماره ۱۴، مرداد ۱۳۹۵، صفحات ۷۰-۷۲.