زمینه بروز مشکلات آپارتماننشینی
نویسنده: داوود بشیرزاده
در مطالب قبلی آسیبهایی که آپارتماننشینی برای ساکنان خود به همراه دارد بیان شد. برخی از آسیبهای آپارتماننشینی، نه از ذات آپارتماننشینی، که از برخی مسائل حاشیهای ایجاد میشود. این مسائل را در برخی موارد خود آپارتماننشینان پیش میآورند. به طور عمده، دلایل زیر از زمینههای بروز و یا تشدید آسیبها و مشکلات در زندگی آپارتمانی است:
یکم) آشنا نبودن به قوانین و مقررات
قانون بازگوکننده محدوده رفتار و اعمال افراد است که برای تضمین آرامش و تنظیم روابط تدوین شده. باید سعی کرد همه اقدامات منطبق با قوانین و مقررات باشد. درصد قابل توجهی از اختلافات آپارتمانی را عدم پرداخت هزینههای اشتراک تشکیل میدهد؛ برای نمونه برخی مدعیاند ما به دلیل ساکن بودن در طبقه همکف، هزینه تعمیر آسانسور را نباید بدهیم؛ حال آنکه ماده چهار آئیننامه قانون تملک آپارتمانها پرداخت هزینه قسمتهای مشترک را الزامی دانسته است.
دوم) عدم پاینبدی به رعایت حقوق دیگران
اگر در رفتارمان فقط به مصلحت خود فکر کنیم، احتمالاً به ضرر دیگران تمام خواهد شد؛ مثلاً وقتی شما یکی از اتاقهای واحد خود را به کارگاه خیاطی یا آرایشگری اختصاص دهید، با این کار رفت و آمد در آپارتمان بیشتر و احتمالاً باعث ناراحتی و رنجش دیگر همسایهها خواهد شد. عدم رعایت حقوق دیگران، علاوه بر اینکه آسیبهای پیشگفته را تشدید میکند، موجب آسیبهای فراوان دیگری است که مجتمعهای آپارتمانی را برای ساکنان تلختر و ناگوارتر میسازد.
سوم) نداشتن تجربه زندگی جمعی
بسیاری از مسائل و مشکلات آپارتماننشینی به دلیل نبودن سابقه و تجربه قبلی زیست جمعی پیش میآید. بعضیها به دلیل نداشتن تجربه قبلی، ناخواسته، نارضایتی و ناخشنودی همسایهها را رقم میزنند؛ مثلاً زمانی پیش میآید که همسایهها توافق میکنند راهرو آپارتمان را رنگ بزنند و ما مخالفت میکنیم، اما قاعده زندگی جمعی حکم میکند که در بسیاری از موارد تابع نظر اکثریت باشیم. اصرار بر خودرأیی در کار جمعی انسان را دچار مشکل میکند.
چهارم) فاصله گرفتن از آموزههای دینی و الهی
آموزههای الهی با دستورات اخلاقی و دینی تأثیر زیادی در کاهش مشکلات آپارتمانی میتوانند ایفا کنند. با کمرنگ شدن این آموزهها آپارتمان هر لحظه مستعد ظهور مشکلات جدیدتر، متنوعتر و بزرگتر است. عدم پایبندی ساکنان به آموزههای الهی و اخلاقی انگیزه مدارا، عفو، گذشت، ایثار، تسامح، تساهل، اغماض، احسان و کرم را از آنان میگیرد و باعث میشود ساکنان بیقیدتر از گذشته دیگران را آزار و اذیت کنند و حتی از این کار خود لذت ببرند. انتقامجویی تنها در سایه عدم پایبندی به آموزههای الهی روی میدهد. خودخواهیها، تکبرها، تحقیر دیگران، تمسخر خرده فرهنگها و… نیز در صورت مقید نبودن انسانها به اخلاق اسلامی ظهور پیدا میکند. البته ممکن است برخی با ظاهری مذهبی و یا حتی با نام مذهب مبادرت به اشتباهات آزاردهندهای بکنند و آن را به دین و معنویت نسبت دهند. این مسئله نیز در ذیل مقوله عدم پایبندی به مسائل مذهبی عنوان میشود؛ چراکه روح مذهب با مسائل اخلاقی سازگار است و با تنشها، ستیزها، عوامل برهم زننده آرامش دیگران، آزار دیگران و… سر ستیز و مبارزه دارد. از اینرو کسانی که با نام دین به دیگران آسیب میرسانند، در زمره افراد غیرمقید به آموزههای الهی جای میگیرند.
پنجم) منفعتطلبیها و خودخواهیها
نکتهای که امروزه در آپارتماننشینی نقش بسیار مهمی دارد، غلبه ارزشهای سرمایهدارانه در زمینه مسکن است. از این حیث امروزه خانه و مسکن به دید «کالا» نگریسته میشود. غلبه ارزشهای کمّی و سلطه پول در جامعه مدرن، به تعبیر گئورگ زیمل، تمام ارکان فرهنگ مدرن را دگرگون کرده است. خانهها بیش از آنکه ساکنان آن ساخته و طراحی شوند، توسط بنگاههای اقتصادی یا سازمانهای دولتی ساخته و عرضه میشوند. بنگاههای تولیدی واسطهای نیز بر اساس معیار سود و ارزش مادی فعالیت میکنند. در این شرایط ذائقه زیباییشناختی و ارزشهای فرهنگی ساکنان خانهها تا جایی ملاحظه میشود که موجب جذب مشتری بیشتر برای بنگاهها شوند.
زندگی جمعی و آپارتمانی محل بروز تنشها، تعارضات و ناسازگاری برخی منافع است. در این بین برخی از انسانها منافع خود را در اولویت قرار داده، منافع دیگران را فدای منافع خود میکنند. خودخواهیها و منفعتطلبیها نه تنها از تنشها نمیکاهد، بلکه آسیبهای فراوان دیگری نیز با خود به همراه میآورد که هیچکس را بینصیب نمیگذارد. برخی انتظار دارند دیگران در مورد آنها عفو و گذشت و اغماض داشته باشند، اما خودشان کوچکترین قدمی در این زمینه برنمیدارند. در حالیکه هرچه اجتماعات متراکمتر و فرهنگها ناهمگونتر میشود باید ایثار، فداکاری، گذشت و صبر افراد بیشتر شود. هرچه این گذشتها بیشتر شود، محیط آپارتمانی آرامتر و لذتبخشتر خواهد بود، اما هرچه برخلاف این مسئله اتفاق بیفتد، زندگی آپارتمانی به جهنمی غیرقابلتحمل تبدیل خواهد شد.
ششم) رشد در محیطها و خانوادههای کمجمعیت
خانوادههای کمجمعیت استعداد بیشتری برای بروز مشکلات و آسیبهای آپارتمانی دارند. جامعهپذیری این افراد کم است و بسیاری از مسائل اجتماعی و عرفی را بلد نیستند. افراد رشدیافته در خانوادههای پرجمعیت، حتی اگر سابقه آپارتماننشینی نداشته باشند، به دلیل روحیه اجتماعی و جمعی خود، به سرعت خود را با محیط جدید وفق مییابند و الزامات آن را یاد میگیرند. اینگونه افراد به دلیل تجربه فراوانی که در زندگی با دیگران کسب کردهاند حساسیتها و روحیات را پیشبینی کرده، بهترین اقدام را در مقابل آن انجام میدهند. تربیت در یک خانواده خلوت، عدم تجربه زندگی با افراد و روحیات مختلف، عدم توانایی پیشبینی برخی مشکلات و آماده نبودن در مقابل آنها افراد را کمتحمل و بیتجربه بار میآورد. این افراد در صورت بروز کوچکترین ناگواری تحمل خود را از دست داده، تدبیر برخورد مناسب را از دست میدهند.
پایش سبک زندگی، سال اول، شماره ۵، دی ۱۳۹۳، صفحات ۸۶-۸۷.