زندگی معنوی: جلسه بیست و هفتم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

زندگی معنوی استاد دکتر فعالی جلسه بیست و هفتم 10/ 3/ 1394

در جلسه گذشته، نکاتی درباره «لبیک گفتن به بانگ‌های دارای حرمت» و «همنشینی با اهل سلوک» به عنوان عوامل دوم و سوم «وقت‌شناسی» بیان شد. گفتیم که وظیفه انسان، در قبال دعوت به خیر، اجابت است؛ آن هم، اجابت عملی نه زبانی. و نیز گفته شد که همراهی با اهل سلوک آثار متعددی دارد؛ از جمله این که: آنها به شما آموزش می‌دهند که راه کجاست و پیمودن آن، چگونه است. با بیان این مطالب، باب «یقظه» به پایان رسید. و اما ادامه بحث:

در این جلسه وارد باب دوم، یعنی «توبه» خواهیم شد. در ابتدا به برخی از آیات مربوط به توبه اشاره خواهیم کرد:

آیه اول: خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ؛ سپس آدم از پروردگارش کلماتى را دریافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آرى، او [ست که‌] توبه‌پذیرِ مهربان است.[1]

نکات مربوط به آیه:

نکته اول:محور آیه «توبه» است. توبه یعنی بازگشت، و بازگشت یعنی حرکت به سمت نقطه‌ای که در آن بوده‌اید. مهم‌ترین رسالت انسان، بازگشت و رجوع است.

نکته دوم:اگر مبدا و مقصد در این حرکت، یکی است پس قوس تشکیل می‌شود؛ قوس نزول و قوس صعود. ماهیت تشریع و تکوین، نزولی،[2] و مسیر انسان به سمت خدا، صعودی[3] است.

نکته سوم:مبدا انسان‌ها خداست. پس مقصد آنها نیز خداوند است:

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ؛ما از آنِ خدا هستیم، و به سوى او باز مى‌گردیم.[4]

نکته چهارم:رسیدن به اسم خداوند می‌شود وصال. ولی اسماء الهی متفاوتند؛ برخی جزئی و محاط هستند، و برخی جامع و محیط. تنها تعداد معدودی از انسان‌ها (انبیاء و اولیاء) هستند که به اسم جامع خدا رجوع می‌کنند. همه انسان‌ها ‌در مسیرصعودی هستند و به خدا برمی‌گردند ولی برخی به اسم جمال و برخی به اسم جلال الهی برمی‌گردند؛ برخی به نور و برخی به نار.

نکته پنجم:رجوع، دو نوع است: اختیاری و اجباری. رجوع اختیاری، یعنی انسان اراده می‌کند و بازگشت را انتخاب می‌کند، و رجوع اجباری یعنی اگر انسان، خودش انتخاب نکند او را به سختی برمی‌گردانند. به بیان دیگر، انسان آمده است تا برگردد، حال یا خودش برمی‌گردد یا او را برمی‌گردانند. بنابراین، دنیا محل ماندن نیست بلکه محل گذر است.

نکته ششم:رجوع، یعنی میّت شدن. موت هم دو نوع است: موت اختیاری و موت اجباری. معنای موت در قرآن، سلبی نیست بلکه ایجابی و به معنای «بصیر شدن»[5] است.

نکته هفتم:رجوع اختیاری همان سلوک است که ابتدایش «یقظه» و انتهای آن «توحید» می‌باشد.

نکته هشتم:هیچ چیز در این جهان، بدون ابزار و وسیله، محقق نمی‌شود، حتی توبه. در این آیه «کلمات» به عنوان ابزار توبه دانسته شده است. منظور از کلمات، انوار پاک معصومین علیهم السلام هستند. کلمات، حبل الله است، ریسمان است. آیه «وابتغوا الیه الوسیله» ناظر به کلمات است. باید توجه داشت کلمات، وسیله صعود است نه مقصد. هر کسی در کلمات بماند، یعنی مقصد خود را کلمات قرار داده است، بنابراین، مقصد برای او حتی وسیله هم نخواهد بود.

نکته نهم:مقصد آدم علیه السلام، جنت نبود بلکه «الله» بود. آدم را هبوط دادند تا او را در قوس صعود، رفعت بیشتری ببخشند.

خلاصه این که، خدا آدم (ع) و بنی آدم را آورد تا صعود کنند و بالا روند نه این‌که در زمین بمانند.

[1]. بقره/37.

[2]. فرقان/48

[3]. بقره/159.

[4]. همان.

[5]. ق/22.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.