زندگی معنوی: جلسه بیست و چهارم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

زندگی معنوی ـ جلسه بیست و چهارم 20/2/1394

در جلسه گذشته، درباره عوامل و آثار توکل بحث شد. گفتیم که مهم‌ترین عامل توکل، باور به خدا، و مهم‌ترین اثر توکل، حضور خدا در زندگی انسان است. و اما ادامه بحث:

وَ أَمَّا مَعْرِفَهُ الزِّیَادَهِ وَ النُّقْصَانَ مِنْ الْأَیَّامِ فَإِنَّهَا تَسْتَقِیمُ بِثَلَاثَهِ أَشْیَاءَ بِسَمَاعِ الْعِلْمِ وَ إِجَابَهِ دَوَاعِی الْحُرْمَهِ وَ صُحْبَهُ السالکین[1]

عوامل وقت شناسی و غنیمت شمردن زمان، عبارتند از:

1.   سماع علم

2.   لبیک به بانگ‌های حرمت‌دار

3.   همراهی با اهل سلوک

اولین عامل وقت‌شناسی: سماع علم

نکات در باب سماع علم

نکته اول:هر لحظه، هر مکان بر هر انسان کسب علم ضروری است. این نکته، از این سه گروه از احادیث بدست می‌آید:

1)  اطلبوا العلم من المهد الی اللحد.[2]

2)  اطلبوا العلم و لو بالصین.[3]

3)  طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه.[4]

نکته دوم:هفتاد واژه معرفتی در قرآن وجود دارد که هر کدام معنایی متفاوت از دیگری دارد.

تقریباً تمام واژه‌های معرفتی قرآن دو دسته معنا دارند:

1.   معنای عرفی و مشترک بین قرآن و غیر قرآن.

2.   معنای خاصّ ارزشی که مختص قرآن می‌باشد.

علم یکی از واژه‌های معرفتی قرآن می‌باشد که هم معنای عرفی دارد و هم معنای خاص ارزشی. مهم‌ترین معنای ارزشی آن، علم مفید می‌باشد. به نص قرآن، علم زمانی علم است که به آن عمل شود. در مقابل آن علم بلاعمل است که جهل می‌شود. با این بیان، جاهل از نظر قرآن، دو گروهند:

1.  گروهی که اساساً دانش ندارند.

2.    گروهی که علم دارند ولی به علم خود عمل نمی‌کنند.

نکته سوم:علم، گاهی علم الشریعه است، گاهی علم الحدیث و گاهی علم الطریقه (عرفان عملی، علم سیر و سلوک).

از نظر عرفا، شریعت بر علم الحدیث مقدم است و علم الحدیث بر علم سیر و سلوک. به تعبیری دقیق‌تر، علم الشریعه مقدم است بر علم سلوک، و سلوک مقدمه‌ای است برای معرفت؛ یعنی: شریعت، سلوک را و سلوک، معرفت را نتیجه می‌دهد.

به عنوان مثال در قرآن آمده است: أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری؛ به یاد من نماز برپا دار.[5]

نکات مربوط به آیه:

نکته اول:اقامه نماز، مراد است نه نماز.

نکته دوم:لام در « لِذِکْری»، لام غایت می‌باشد و هدف نماز را به انسان نشان می‌دهد. ذکر معنایش حضور قلب است و حضور قلب یعنی گفتگو، راز و نیاز و نجوا با خالق هستی. حضور قلب دارای دو رتبه می‌باشد:

●   دانستن معنای اذکار و ارکان:  قبل از هر ذکر یا رکن معنای آن را به یاد بیاورید و سپس براساس آن، کلمات و ارکان را بکار گیرید.

●   حضور قلب نسبت به معبود: محو شدن در معبود و مخاطب.

بنابراین، «شریعت مقدمه‌ای است برای شناخت».

تکنیک عملی برای حضور قلب داشتن در نماز:

لطفاً به لحاظ فکری هر جا هستید همان جا باشد، در هر موقعیتی هستید تمرکز خود را در همان جا قرار دهید و مرکزش، همان موقعیت باشد، کسی‌که در هیچ موقعیت زندگی‌اش حضور ندارد، طبعاً در نمازش هم حضور ندارد. اگر در تمام موقعیت‌های زندگی حضور وجود داشته باشد طبعاً در نماز هم حضور وجود دارد.

[1]. انصاری، منازل السائرین، ص 36.

[2]. پاینده، نهج الفصاحه، ص218.

[3]. مصباح الشریعه، ص13.

[4]. همان.

[5]. طه/ 14.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.