زندگی معنوی: جلسه سی و دوم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمد تقی فعالی (صوت و متن)

سبک زندگی معنوی- استاد دکتر فعالی- جلسه سی و دوم –11/ 07 /1394

در جلسه گذشته به اینجا رسیدیم که جناب خواجه در کتاب منازل، گناه ­شناسی را شرط صحت توبه دانسته است.  و اما ادامه بحث:

توبه، فارق بین انسان و شیطان

 

نکته اول: توبه، فارق بین انسان و شیطان است؛ زیرا هر دو از سوی خدا رانده شده اند با این تفاوت که آدم علیه السلام به نحو هبوط رانده شد و شیطان به نحو رجیم. بنابراین، روح هبوط، چیزی جز رجیم نیست بجز آنکه رجیم، رانده شدنی است که امکان بازگشت در آن نیست برخلاف هبوط، که امکان بازگشت در آن وجود دارد، و امکان بازگشت، یعنی توبه.توبه، همان بازگشت اختیاری است؛ برخلاف مرگ، که بازگشتی اجباری است.

پس اگر انسان، تائب نباشد و به سوی شخدا نرود، فرقی با شیطان نخواهد داشت، و شیطانی است در تمثل انسان.

توبه دو معنا دارد: 1ـ معنای عامّ: این معنا از توبه، هر نوع بازگشت و رجوع به خدا را شامل می­شود؛ مانند، طواف، دعا، احساس حضور خدا و نماز.

2ـ معنای خاص: که به معنای ندامت با شرایط خاصّی است که در ادامه می­اید.

هدف گناه­ شناسی

 

نکته دوم: در جلسه گذشته گفته شد شرط توبه، گناه­ شناسی است. گناه، سرپیچی از اوامر خداست و انسان را در وادی ظلمت، وارد می­ کند. پس انسان باید گناه را بشناسد تا حریم خود را حفظ کرده و از مبتلا شدن به گناه در امان باشد.

انواع گناه

 

نکته سوم:گناه، سه نوع است:

 

1ـ گناهان فقهی: گناهانی هستند که در کتب فقهی آمده است؛ مانند دروغ.

2ـ گناهان اخلاقی: همان رذایل اخلاقی هستند؛ مانند حسادت که از نظر فقهی حرام نیست، ولی از نظر اخلاقی، حرام است.

3ـ گناهان عرفانی/ سلوکی/ معنوی: گناهانی که از نظر عرفا، و در مسیر سیر و سلوک، گناه بشمار می­روند هر چند از نظر فقهی و اخلاقی، حرام نیستند؛ مانند عدم احساس حضور خدا.

تقدم شریعت بر اخلاق و عرفان

 

باید توجه داشت که این سه نوع گناه، نوعی ترتب بر هم دارند؛ بدین معنا که، بدون ترک گناهان فقهی نمی توان از گناهان اخلاقی دور شد و بدون ترک گناهان فقهی و اخلاقی، نمی­ توان امید داشت که از گناهان عرفانی، دوری شود؛ به عبارت دیگر، شریعت و دوری از گناهان فقهی در اولویت قرار دارد و  دوری از معاصی اخلاقی و عرفانی، متکی بر آن است.

آیاتی در قرآن کریماولویت شریعت بر اخلاق و عرفان را نشان می­ دهند. مانند آیه 14 سوره طه:

إِنَّنی‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنی‏ وَ أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری؛[1] منم، من، خدایى که جز من خدایى نیست، پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار.

همچنین آیه 183 سوره بقره به این مطلب صراحت دارد.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون‏؛[2] اى کسانى که ایمان آورده‏اید، روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه که بر کسانى که پیش از شما [بودند] مقرر شده بود، باشد که پرهیزگارى کنید.
مراتب گناه ­شناسی

نکته سوم: گناه شناسی دو گونه است:

 

1ـ سطحی: شناخت انواع گناه و مصادیق آن در این دسته قرار دارند.

2ـ عمیق: مشاهده حقیقت گناه و علم حضوری پیدا کردن نسبت به گناه، در این گونه جای دارد.

اگر کسی با شناخت سطحی نسبت به گناهان، آنها را ترک کند، در سبیل یا صراط قرار می ­گیرد و به مقام رفیع کشف، نائل می­شود و حقیقت گناه را مشاهده خواهد کرد. محال است کسی، حقیقت گناه را ببیند و از انجام آن و حتی از فکر آن، نفرت پیدا نکند.

همیشگی نبودن توفیق توبه

 

نکته چهارم: باز بودن راه توبه، دلیلی برای انجام گناه نیست؛ همان­طور که وجود پادزهر، مجوزی برای خوردن سمّ نیست؛ زیرا ممکن است فرصتی برای توبه فراهم نشود.

قبول شدن توبه

 

نکته پنجم:

 

أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیم‏؛[3] آیا ندانسته‏اند که تنها خداست که از بندگانش توبه را مى ‏پذیرد و صدقات را مى‏ گیرد، و خداست که خود توبه ‏پذیر مهربان است.

تواب؛ یعنی، رجوع خدا به سوی انسان برای قبول توبه او؛ اما اینگونه نیست که اگر انسان توبه کند، الزاما خدا نیز بپذیرد بلکه توبه، زمینه پذیرش ان را فراهم می­ کند و خدا از روی رحمت خود آن را می­ پذیرد. به عبارت دیگر، توبه، فضل خدا را نسبت به عدلش پیش می ­اندازد؛ فضلی که از عدل او ناشی می­ شود؛ یعنی، خدا ابتدا دقیقا حسابرسی می­ کند ولی بر اساس فضلش با شرایطی که دارد، از گناه انسان می ­گذرد.

مراحل گناه ­شناسی

 

و التوبه لا تصحّ إلّا بعد معرفه الذنب. و هی أن تنظر فی الذنب إلى ثلاثه أشیاء:إلى انخلاعک من العصمه حین إتیانه، و فرحک عند الظفر به، و قعودک على الإصرار عن تدارکه، مع یقینک بنظر الحقّ إلیک.[4]

گناه ­شناسی به سه وجه و سه معرفت است:

1ـ معرفت نسبت به خروج از عصمت الله حین ارتکاب معصیت.

2ـ معرفت نسبت به شرمساری از احساس لذت گناه.

3ـ معرفت نسبت به این­که پافشاری بر گناه، همراه با یقین داشتن به نظارت خداوند، او را از جبران گناه بازمی­دارد.

و اما توضیح معرفت اول:
خروج عاصی از عصمت الله

در حین گناه، انسان از عصمت خدا خارج و جدا می ­شود و در اینصورت از صراط مستقیم و سبیا حق، گمراه می ­گردد.

اعتصام، دو نوع است:

1ـ اعتصام بالله: وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیم.[5]

2ـ اعتصام بحبل الله: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعا.[6]

نکته اول:اعتصام بالله، شرط هدایت به صراط مستقیم است؛ بنابراین، با انجام گناه، انسان از عصمت خدا خارج شده و در ضلالت قرار خواهد گرفت.

نکته دوم:گاه انسان به خود خدا چنگ می­زند، وگاه به وسیله ­ای چنگ می­زند که او را بسوی خدا بالا می­برد.

کاستن از معاصی، انسان را در وادی اعتصام وارد می­ کند، با این تفاوت که اعتصام بالله، او را به «صراط مستقیم» هدایت می­ کند و اعتصام بحبل الله، او را در «سبیل الی الله» قرار می­دهد، و سبل راه­هایی هستند که به شاهراه صراط مستقیم، متصل می­شوند.

نکته سوم: فَقَدْ هُدِیَ، مجهول است؛ یعنی، رشد و هدایت با خداوند است. انسان فقط کافیست، عصمت ورزی کند و دغدغه ­اش عصمت باشد خدا او را از طریق راه­هایی که تصور نکرده است هدایت خواهد کرد و رشد خواهد داد.

نکته چهارم: اعتصام، عاصم می­ خواهد زیرا فاعل «مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ » انسان است. پس از باب توحید افعالی، عصمت ورزی از سوی انسان، محفوف بین دو عاصم است؛ توفیق عصمت­ورزی و هدایتی که نتیجه عصمت ­ورزی انسان است؛ به عبارت دیگر:

توفیق عصمت ورزی از سوی خدا، اعتصام بالله و انجام عصمت ­ورزی از سوی انسان، هدایت به صراط مستقیم از سوی خدا

[1]. طه/14.

[2]. بقره/183.

[3]. التوبه /104.

[4].انصاری، منازل السائرین، ص 37.

[5]. آل‏عمران/ 101.

[6]. آل‏عمران/ 103.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.