زندگی معنوی: جلسه سی و پنجم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

 

زندگی معنوی ـ جلسه سی و پنجم ـ مورخ 24/ 8/ 1394

 

در جلسه گذشته، سه معرفتی را که جناب خواجه برای گناه شناسی ذکر کردند توضیح داده شد. این سه معرفت عبارت بودند از:

1ـ معرفت نسبت به خروج از عصمت الله حین ارتکاب معصیت

 

2ـ معرفت نسبت به شرمساری از احساس لذت گناه، و این که برای شادمانی در حین گناه، باید تقاص پس داد.

 

3ـ معرفت نسبت به شرمساری حاصل از پافشاری بر گناه، همراه با یقین داشتن به نظارت خداوند

پس از گناه­شناسی، جناب خواجه، درباره شرایط توبه می ­نویسد:

«شرایط التوبه ثلاثه أشیاء: الندم و الاعتذار و الإقلاع»؛ توبه سه شرط دارد: ندامت، عذرخواهی خواستن و ریشه‌کنی که کامل کننده دو شرط پیشین است.

شرط، یعنی چیزی که اگر نباشد مشروط هم نخواهد بود؛ بنابراین، اگر این سه شرط نباشند توبه نیز محقق نخواهد شد.

توضیح شرط اول: حالت ندامت

 

نکته اول:ندامت یعنی احساس پشیمانی داشتن

قرآن کریم به احساسات و حالاتی که بر نفس انسان، عارض می ­شوند بسیار اهمیت می­ دهد. حالاتی مانند منوعا[1]، وجلت[2]، جزوعا[3]، سرورا[4]، فرح[5] و حسّ ایمان[6] که بالاترین آنهاست. ایمان یعنی امنیت، صلح باطنی و آرامش. ایمان  یعنی معرفتی که به قلب وارد شود و به همان میزان، در مقام عمل، ظاهر می­گردد. تسلیم، نتیجه ایمان است. بنابراین، ایمان یک حسّ است.

پیشنهاد پژوهشی:«نسبت احساسات با عقل، و با قلب در قرآن» قابل پژوهش و بررسی است.

نکته دوم: توصیف احساسات، معمولا مشکل است. وقتی از بیان یک حس ناتوان هستیم چگونه می توانیم علت و معطی آن باشیم. بنابراین، دهنده احساس به آدمی، خداوند است، البته خدا نیز مطابق با عمل انسان، احساسات را در او می ­آفریند، یعنی انسان کار بدی انجام می­ دهد، و حس بدی در او ایجاد می­ شود وساعات و روزهای تلخی پیش روی او قرار می­ گیرد. این، همان معنای نار است: «الَّتی‏ تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَه».[7] این حس بد نیز، عمل بدی را به همراه خواهد داشت، یعنی:

عمل  ….. حس  ……. عمل

بنابراین، حس پشیمانی، زوری نیست بلکه به انسان داده می ­شود.

سوال: اگر ندامت یک حس پاک است چگونه است که پس از یک عمل گناه حاصل می­ شود؟

پاسخ: حس پاک ندامت، نتیجه گناه نیست بلکه نتیجه فعل خوب انسان گناهکار است؛ چه فعل بی­واسطه مانند توبه، و چه فعل با واسطه، مانند دعای خیر پدر و مادر.

نکته سوم:ندامت، نشانه صداقت است، چون در این حالت، انسان تصدیق می کند که از هماهنگی نظام عالَم خارج شده و از حدود الهی تجاوز نموده است. درنتیجه در صدد بازگشت برمی­آید. پس ندامت اولین گام برای بازگشت است. بازگشت انسان به فطرت و خود واقعی و دور شدن از خود غیرواقعی. پس بیاییم خودمان باشیم و مسئولیت کردار زشت خویش را بپذیریم، نه این که دیگران را مقصر بدانیم.

از خودبیگانگی و مقصریابی، دو مشکل اصلی بشر است.

نکته چهارم:ندامت، یک وضعیت قلبی و یک امر درونی است، در مقابل بیرون، ظاهر و جوارح.

حال، سوال این است که رابطه درون وبیرون چگونه است؟

در پاسخ به این سوال، سه مطلب را مطرح می­کنیم.

مطلب اول:سه رویکرد در این باره وجود دارد:

 

1ـ برون­گرایی افراطی و نفی درون: مانند پوزیتویست­ها که برای درون، هیچ نقشی قائل نیستند.

2ـ درون­گرایی افراطی و نفی بیرون: نگرش مرتاضانه و صوفیانه این گونه ­اند.

3ـ توازن و تعادل میان درون و بیرون: رویکرد اسلام، در این دسته می­گنجد. در این رویکرد ضمن اهمیت دادن به درون (علیکم انفسکم)، به احکام اجتماعی مانند تشکیل خانواده و حکومت نیز توجه می ­دهد.

دیدگاه اول و دوم، در تقابل با یکدیگر هستند به همین دلیل، وقتی غرب به افراط کشیده شد به سمت عرفان­های شرقی کشیده شد و ما شاهد ظهور عرفان­های نوظهور با خاستگاه شرقی در غرب هستیم.

مطلب دوم:انسان­ها نیز سه دسته ­اند:

 

1ـ  برون­گرای افراطی: برخی از انسان­ها فقط به محیط و بیرون، معطوف هستند و حاضر نیستند برای خودشان وقت بگذارند. درون این آدم­ها با بیرونشان پر شده است و حتی وقتی که به درون خود توجه می­ کنند به همان تصاویر بیرونی مشغولند. یعنی درون و بیرون آن­ها یکی است و البته این ، خود نوعی از صداقت است.

2ـ درون­گرای محض: این دسته از انسان­ها برای کنترل درون خویش، در ظاهر هم از محیط، می­گریزند و جدا می­شوند، مانند مرتاضین و صوفیان.

3ـ تعادل و توازن میان درون و بیرون: این انسان­ها در ظاهر با محیط و بیرون ارتباط دارد ولی در درون از آن­ها جداست. یعنی در عین حالی که در میان جمع است ولی درونش سرشار از بیرون نیست بر خلاف جلوت بیرون، دارای خلوت درون است.

از نظر اسلام، انسان باید انعزال درونی داشته باشد و قلبا منزوی باشد هرچند در بیرون با مردم، همراه است. بنابراین، انسان مومن کسی است که میان درون و بیرونش دیواری بکشد و بیرون را به درون راه ندهد. از این رو، وقایع بیرونی، او را منفعل نخواهد ساخت.  وقایع ناخوشایند بیرونی نیز نسبت به چنین انسانی، به مبدا خود بازخواهند گشت مانند بسته­ای پستی که به دلیل عدم قبول گیرنده به سوی فرستنده برگشت داده خواهد شد.­

مطلب سوم: جمع میان درون و بیرون، به معنای مساوی بودن این دو نیست بلکه اصالت با درون است، همان­طور که ایمان نسبت به عمل، اصالت دارد.

مطلب چهارم: مهم­ترین نکته آن است که به یکی از چهار دلیل زیر، درون نسبت به بیرون، اصالت داده شده است:

1ـ دست­یابی به شادی

 

2ـ نائل شدن به یک قدرت ماورائی.

 

3ـ دفع سموم درونی مانند عداوت و خصومت.

 

4ـ برای رسیدن به قرب خدا، لقاء او و احساس حضور او: در این صورت، سه هدف سابق هم تامین خواهد شد.

 

«ندامت» یک احساس پاک درونی است که به دلیل یک عمل یا فکر خوب، از سوی خدا به انسان عطا می­شود و به جهت اصیل بودن، او را به خدا نزدیک می ­کند.

[1]. وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً.(معرج/21)

[2]. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ.(انفال/2)

[3]. إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً.(معارج/20)

[4]. فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَهً وَ سُرُوراً.(انسان/11)

[5]. فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ حَفیظاً إِنْ عَلَیْکَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَهً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ کَفُورٌ.(شوری/48)

[6]. هُوَ الَّذی أَنْزَلَ السَّکینَهَ فی‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ لِیَزْدادُوا إیماناً مَعَ إیمانِهِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ کانَ اللَّهُ عَلیماً حَکیماً (فتح/ 4)

[7]. همزه / 7.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.