زندگی معنوی: جلسه نوزدهم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

 

زندگی معنوی ـ جلسه نوزدهم مورخ 24/ 12/ 1393

در جلسه گذشته گفته شد عوامل تدارک خطا عبارتند از: 1ـ تعظیم حقّ 2ـ معرفت النفس 3ـ تصدیق الوعید. گفتیم که تعظیم عظیم با تحقیر حقیر، ارتباط دارد همان‌طور که تعظیم حقیر با تحقیر عظیم، مرتبط است. به عنوان مثال، اگر کسی خدا برایش بزرگ و مهم باشد، دنیا در نگاه او کوچک بی‌اهمیت خواهد بود. پس هر کس دوست دارد خدا در چشم و نظرش بزرگ آید، باید کاری کند که دنیا در نظرش  کوچک آید و تنها راه آن بخشش است. و اما ادامه بحث:

عامل دوم) معرفت النفس

در قرآن آیات متعددی در باب معرفت النفس می‌باشد یکی از آن آیات، آیه ذیل می‌باشد:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی‌ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‌ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ؛ و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریّه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: «چرا، گواهى دادیم» تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم.[1]

نکات مهم آیه:

نکته اول:خداوند می‌فرماید که ذریه بنی آدم را جمع کردیم. ذریّه از ذرّه است. و معنای آیه این چنین می‌باشد که خداوند در عالم ذرّ از ذرّیه آدم که ذراتی بودند اعتراف گرفت. و آنچه در این نکته بدست می‌آید آدمیان در آغاز به صورت ذرّاتی بودند.

نکته دوم:(نکته محوری): «أَشْهَدَهُمْ عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ» یعنی چه؟ دو معنی در تفاسیر آمده است:

1.  معنای اول این است که خداوند کاری کرد که آنها شاهد و گواه خود شدند. (گویا انسان‌ها در آن عالم بر اعمال همدیگر شاهد بودند).

2.  امّا معنای دوم که در تفسیر المیزان، فخر و کشف الاسرار آمده است. اشهدهم به معنای شهود کردن است. این معنا اشاره است به معنای عرفانی کشف و شهود، معنای آیه این چنین می‌شود که خداوند کاری کرد که انسان‌ها توانستند حقیقت خویش را بدون پرده و حجاب بیابند؛ یعنی فهمیدند که «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ؛[2] یعنی انسانها دیدند حقیقت خود را که چیزی جز نیاز نیستند. به تعبیری انسانها فقط مالک نیازهای خود هستند.

نکته سوم:در باب «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ» دو مطلب قابل ذکر است:

مطلب اول: روایتی از امام جعفر صادق(ع) است. خداوند در این آیه نفرمود ألیس لکم ربٌ بلکه فرمود: اَلَستُ بِرَّبکُم. یعنی همگان خدا را دیدند، و هو الحضور. یعنی ای انسانها! سرها بالا، مرا ببینید.

مطلب دوم: شهود نیاز، عین شهود تأمین کننده نیاز است و فقط کسی که کارش ربوبیت است می‌تواند نیاز را برطرف نماید؛ یعنی، خدا.

نکته چهارم: چرا هیچ کس روز الست را به یاد ندارد، با وجود این که این معرفت، حضوری بوده است؟

پاسخ اینکه: اتفاقاً خداوند بارها و بارها به آن اشاره کرده است. آنجا که انسانها را خطاب قرار می‌دهد. دلالت بر غفلت انسان، انسانها را «ناس» اطلاق می‌کند و در جانب مثبت «ذکر»، «مذکّر» و آن اشاره به یادآوری دارد.

راز پنهان آیه و تمام روایات این جمله است: راه نیل به حقیقت از درون می‌گذرد نه از بیرون و مسیر کمال، رشد و قرب الی الله از درون قلب است البته به مدد عقل و وسایل بیرونی.

نکته پنجم: چرا آیه، اتمام حجت می‌کند؟ خداوند در این عالم، امر و نهی‌هایی داشته است، از این رو، خود را به همگان شناساند تا بعداً کسی مدعی عدم شناخت نشود.

حاصل آن که یکی از مبنای قرآنی احادیث معرفت النفس آیه 172، سوره اعراف است.

[1].اعراف/172.

[2].فاطر/15.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.