زندگی معنوی: جلسه هشتاد و ششم (صوت و متن)

استاد: دکتر محمدتقی فعالی (صوت و متن)

زندگی معنوی –جلسه هشتاد و ششم –2/ 2/ 97

در جلسه گذشته به سه گام دیگر از گام‌های چهارگانه انابه؛ یعنی، «سرعت گرفتن در کار خیر»، « سبقت گرفتن در کار خیر» و « فرار کردن به سوی خدا» اشاره شد. سرعت گرفتن در کار خیر از نظر حسن فعلی به معنای تکرار و تکثر آن فعل خیر، و از نظر حسن فاعلی، به معنای پالایش ذهنی و خالص نمودن نیّت است. سبقت گرفتن در کار خیر بدین معناست که انسان سعی کند در کار خیر از کسانی که اهل سرعت در خیرات هستند پیش افتد و سبقت گیرد. روح مسابقه در کارهای خیر، روح غبطه است نه حسادت و نقطه پایانی مسابقه در کارهای خیر، پیروزی نیست بلکه فرار کردن به سوی خداوند است. فرار به معنای تلاش با تمام توان برای پناه آوردن و رسیدن به آرامش است.

ادامه بحث:

انابه اصلاحی

و إنّما یستقیم الرجوع إلیه إصلاحا بثلاثه أشیاء: بالخروج من التبعات، و التوجّع للعثرات، و استدراک الفائتات.[1]

انابه اصلاحی، با سه شرط حاصل می‌شود:

1.خارج شدن از تبعات و آثار خطاها و گناهان

2.دردمندی و ناراحتی از ارتکاب لغزش‌ها

3.تدارک و جبران آنچه فوت شده

تبیین اولین شرط حصول انابه اصلاحی

خارج شدن از تبعات و آثار خطاها و گناهان به عنوان اولین شرط حصول انابه اصلاحی، با چند اصل زیر تبیین می‌شود.

اصل اول:از نگاه قرآن، معصیت با ظلم و جور مساوی و مساوق است. خطا و گناه، فعلی است که از جریان نظام احسن، خارج است و هر چیزی که در جایگاه خویش نباشد، مصداق ظلم است.

اصل دوم:از نظر قرآن، هر ظلمی به دیگری، ابتداءاً ظلم به خویشتن است؛ زیرا به همان اندازه، آدمی را از رشد و کمال بازمی‌دارد. بنابراین، روح ظلم به دیگران، ظلم به خویشتن است:

«إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛[2] خدا به هیچ وجه به مردم ستم نمى ‌کند لیکن مردم خود بر خویشتن ستم مى کنند.»

اصل سوم:هر ظلمی، مظلومی هم خواهد داشت. مظلوم‌ها ممکن هستند انسان‌ها، حیوانات، گیاهان و اشیاء باشند. اگر در اعمال خود در یک روز دقت کنیم خواهیم یافت که با چه چیزهایی در تعامل و ارتباط هستیم. بیشترین ارتباط ما با اشیاء است؛ مانند هوا، آب، خورشید، لباس، ظرف و غذا. بنابراین، اشیاء در استمرار نوع بشر، سهم و نقش بیشتری دارند. درنتیجه، اشیاء هستند که بیشتر مورد ظلم بشر واقع می‌شوند.

اصل چهارم:مظلوم، یا خودش برای احقاق حق خویش، اقدام می‌کند و یا این که اقدام نمی‌کند. در صورت اول، ابتلائات و مشکلاتی را برای آن که نسبت به او ظلم کرده ایجاد می‌کند. جنس ابتلائات بشر با جنس گناهانش ارتباط دارد. به عنوان مثال، اگر کسی نسبت به آب ظلم کند، بیماری ها و سختی هایی که برایش بوجود می‌آید بیشتر از جنس آب و مایعات است مانند این که به بیماری سرطان خون یا خشکی پوست مواجه می‌شود.از اصل سوم و چهارم می‌توان چنین نتیجه گرفت که بیشترین ابتلائات بشر از جانب اشیاء و جمادات است.

اصل پنجم:عدالت خدا اقتضا دارد که اگر مظلومی نسبت به احقاق حق خود قیام نکند، خدا حق مظلوم را از ظالم بگیرد. بنابراین، به محض این که ظلمی حاصل شود و آن مظلوم خودش احقاق حق نکند، حکم خدا در دفاع از مظلوم، صادر می‌شود، هرچند ممکن است اجرای حکم بنابر مصالحی به تاخیر بیفتد.

اصل ششم:اعمال آدمی ابعاد ظاهری و باطنی دارد. باطن اعمال آدمی در دنیا، برزخ و قیامت به گونه‌ای مجسم می‌شود که با همان عالم، تناسب داشته باشد. در دنیا به شکل مکافات و ابتلائات دنیوی ظاهر می‌شود.

آنچه در این شش اصل مطرح شد، مکافات، تبعات و آثار وضعی اعمال آدمی است. خارج شدن از این تبعات و آثار، اولین شرط برای حصول انابه اصلاحی است.

[1]. خواجه عبد الله انصارى، منازل السائرین، ص41.

[2]. یونس/44.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.