سبک زندگی و ویژگی‌های کودکان آزار‌دیده

نویسنده: عبدالرضا آتشین‌صدف

به‌طورکلی، سه گروه کودکان بیش از سایرین در معرض کودک‌آزاری قرار می‌گیرند، کودکان غیرعادی، کودکان دشوار و کودکان طردشده.

۱) کودکان غیرعادی :

کودکانی که به دلیل مشکلات آشکار جسمی، تحولی و روانی از بدو تولد نیاز به مراقبت‌های ویژه از سوی دیگران دارند نسبت به کودکان معمولی بیشتر در معرض آزار قرار دارند. این ویژگی‌ها شامل نارس بودن، وزن پایین هنگام تولد، ناهنجاری‌های مادرزادی، نقایص هیجانی و عاطفی، اختلال و تأخیر در رشد و تکامل، نقایص بینایی و شنوایی، اختلال در تکلّم، عقب‌ماندگی ذهنی، فلج مغزی  و بیماری‌های مزمن و… می‌شوند. داشتن فرزندی با نیازهای ویژه، استرش زیادی بر خانواده وارد می‌کند. در بسیاری از موارد والدین انتظار ورود یک کودک غیرفرمال را نداشته و با تولد چنین کودکی علاوه بر این‌که آرزوهای خود را از دست ‌رفته می‌بینند، ناچار به‌صرف وقت و هزینه بیشتری برای نگه‌داری و تربیت کودک نیز هستند. این کودکان نیاز به مراقبت‌های پزشکی، آموزشی، عاطفی و جسمانی خاصی دارند؛ ولی ممکن است برخلاف کودکان معمولی، والدین بازتاب مناسبی از توجه تربیتی که در قبال کودک انجام می‌دهند دریافت نکنند و این موضوع آن‌ها را ناکام کرده و در بعضی موارد عزت‌نفس ایشان را پایین می‌آورد. این مسئله می‌تواند باعث نادیده گرفته شدن نیازهای کودک شود و حتی امکان آزار کودک را به هر نحو ممکن توسط والدین فراهم کند.

۲) کودکان دشوار :

گروهی از کودکان از نظر جسمانی سالم هستند؛ اما در بعضی شرایط دشواری‌های خاصی دارند و یا والدین آن‌ها را غیرطبیعی می‌دانند. بدخلقی، بیش‌فعالی، بی‌اختیاری ادرار یا مدفوع، عادات غذایی نامناسب، ابتلا به بیماری‌های مکرر، تحریک‌پذیری، سازش‌ناپذیری، وابستگی بیش از حد و حتی در بعضی موارد ظاهر فیزیکی بد (لاغری، زشت یا بدقیافه بودن و …) از ویژگی‌های این گروه کودکان است.
کودکی که سخت تربیت می‌شود و برقراری ارتباط با او مشکل است و یا کودکی که بسیار گریه می‌کند و ناآرام است، درحالی‌که از سلامت جسمانی کامل برخوردار است، ممکن است این احساس را در والدین ایجاد کند که فاقد مهارت‌های کافی هستند یا طفل علاقه‌ای به آن‌ها ندارد. در چنین مواردی احتمال کودک‌آزاری افزایش می‌یابد. حتی گاهی در مورد بیش‌فعالی کودک، تصور والدین این است که کنترل رفتارهای غیرعادی نیاز به تأدیب دارند و مجازات کردن طفل برای تعلیم و پرورش او و آموزش رعایت احترام به بزرگ‌ترها الزامی است.

۳) کودکان طردشده :

به گروهی از کودکان ایزوله (جدا/ مجزا) شده گفته می‌شود. این گروه از کودکان در خانواده، مدرسه یا جامعه به دلایل مختلفی چون ناخواسته بودن، فرزندخوانده بودن، نامشروع بودن و… طرد می‌شوند و حمایت و پشتیبانی گروه اعم از خانواده، مدرسه و جامعه از آن‌ها قطع‌شده و ترس و ناامنی را احساس می‌کنند، در نتیجه بیشتر به سمت بزه‌کاری تمایل پیدا می‌کنند و همین امر موجب طرد بیشتر آن‌ها می‌شود. گاهی اوقات کودکان با انتظارات و آرزوهای والدین هماهنگ نیستند. مثلاً والدینی که آرزوی تولد پسری را داشتند و با نوزاد دختر روبه‌رو می‌شوند رویاهای خود را بر باد رفته می‌بینند و ارتباط والد ـ فرزندی مناسب بین آن‌ها شکل نمی‌گیرد.
کودکانی که حاصل حاملگی‌های ناخواسته، نامشروع یا پیش‌بینی نشده والدین هستند و همچنین فرزند‌خوانده‌ها نیز در زمره کودکان طرد شده قرار می‌گیرند. خطر کودک‌آزاری در این کودکان نیز نسبت به کودکان عادی بالاتر است. کودکی که خود را طرد شده می‌پندارند، ممکن است برای به‌دست آوردن توجه از دست رفته به هر کاری، حتی رفتارهای نابهنجار و بزه‌کارانه دست بزند، ضمن آن‌که بزه‌کاری، خود عاملی برای افزایش آزارها می‌شود.
علل مخفی کردن آزار جنسی توسط کودکان
برخی از بزرگسالان آزاردهنده این‌قدر باتجربه هستند که این تجربه آن‌ها را قادر می‌سازد که کودک را آماده کرده که به همان شیوه‌ای که خودشان فکر می‌کند و باور دارند، فکر کرده و باور داشته باشند. تعدادی دیگر کودک را متقاعد می‌کنند که آنان باعث شده‌اند که بزرگ‌سالان او را موجب آزار قرار دهد. متقاعد کردن کودک در مورد این‌که او علت آزار است نه فقط رابطه جنسی را تأمین می‌کند؛ بلکه اصل سکوت را هم تقویت می‌نماید. علل دیگری می‌توانند در این سکوت مؤثر باشند که عبارت‌اند از:
یک) شرطی‌سازی: در این قسمت از فرآیند بزرگ‌سالان به آهستگی کودک را با اجتناب‌ناپذیر بودن آزار جنسی آشنا می‌کند؛ بنابراین به‌تدریج کودک آنچه را که رخ می‌دهد، پذیرفته و مقاومتش را خنثی می‌کند. در بعضی از موارد نیز بزرگ‌سال قادر است این کار را به‌قدری با موفقیت انجام دهد که خود کودک اولین تماس جنسی را شروع کند.
دو) تطمیع، مهمان‌ شدن‌ها، پاداش‌ها: بعضی از کودکان قطعاً به مهمان شدن‌ها، شیرینی‌ها و هدایا پاسخ می‌دهند. این موارد بزرگ‌سالان را قادر می‌سازد که با کودک وارد رابطه شوند. مواردی این‌چنینی اجازه می‌دهند که کودک احساس مثبتی از ملاقات و برقراری رابطه با بزرگ‌سالان داشته باشد.
این نکته نیز لازم است بدانید که چنین چیزی ممکن نیست که کودک به‌صورت آگاهانه به رفتار آزارگرانه بپیوند و یا این‌که بفهمد این‌که رابطه‌ای است که برقرار شده است. همچنین لازم به ذکر است که تقویت می‌تواند از طریق وابسته کردن کودک به برقراری کودک در آینده به‌دست ‌آید که کودک را به این باور معتقد سازد که آن‌هایی که برای آزار جنسی پول دریافت کرده‌اند به‌اندازه‌ی بزرگ‌سالان مقصرند.
سه) تهدیدها، تنبیه‌ها و ترس: کاربرد تقویت منفی به‌عنوان وسیله‌ای برای حتمی‌کردن سکوت کودک و همکاری او امری معمول است. از جمله تهدید‌ها می‌توان به تهدید به مرگ کودک، خواهرها و برادرها یا پدر و مادر وی اشاره کرد. ترس از حبس، جدایی از خانواده و ازهم‌پاشیدگی خانواده از دیگر ابزارهای طراحی‌شده برای ساکت نگه‌داشتن و در دسترس نگه‌داشتن کودک برای آزار است. بسیاری از بزرگ‌سالان که در گذشته تحت آزار جنسی بوده‌اند معتقدند هنوز در رنج‌اند. این افراد از نظر هیجانی آسیب‌دیده باقی مانده‌اند و از یک بیماری هیجانی مداوم رنج می‌برند و دلیل آن این است که آن‌ها با ترس تا بدین‌جا زندگی کرده‌اند.

پایش سبک زندگی، سال چهارم، شماره ۱۹، خرداد ۱۳۹۶، صفحات ۶۸-۶۹ و ۷۱.

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.