عوامل و زمینه‌های اعتیاد به الکل (الکلیسم)

عبدالرضا آتشین‌صدف/

عوامل و زمینه‌های اعتیاد به الکل (الکلیسم)

به‌طورکلی، عوامل متعددی موجب اعتیاد جوانان می‌شوند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  • زمینه‌های خانوادگی: الگوهای نامناسب در میان افراد خانواده منجر به تقلید کورکورانه نوجوانان از آنان می‌شود. سیگار کشیدن، نوشیدن الکل، اعتیاد به مواد مخدر و سایر کجروی‌های اخلاقی در خانواده موجب بدآموزی و زمینه‌سازی برای شروع انحرافات و آسیب‌های اجتماعی در کودکان و نوجوانان می‌شود. در چنین خانواده‌هایی نوجوانان به‌جای این‌که به فکر انجام فعالیت‌های مثبت و سازنده باشند، مدام درصدد یافتن راه‌هایی برای مقابله با آثار این بحران‌ها هستند و در بدترین شرایط نیز خود درگیر آن می‌شوند.
  • فقر مادی خانواده: به‌رغم این‌که بین فقر مادی و اعتیاد به مواد مخدر هیچ ارتباطی وجود ندارد، ولی عامل مهمی در معتاد شدن جوانان جامعه به‌حساب می‌آید؛ زیرا به علت فقر و نداری امکان دسترسی به بسیاری از امکانات آموزشی را از دست می‌دهند و هیچ تخصص و حرفه‌ای پیشه نمی‌کنند، در نتیجه در بازار کار سهم عمده‌ای ندارند. همین امر موجب کشیده شدن گروهی از جوانان به سمت مصرف مواد مخدر می‌شود.
  • عدم آگاهی و کم‌سوادی: افرادی که از سواد و تحصیلات کم‌تری برخوردارند، آسیب‌پذیرتر از افرادی هستند که نسبت به تأثیرات سوءمصرف مواد مخدر آگاهی ندارند. هرچند نمی‌توان میزان تحصیلات افراد را عاملی برای مصرف این‌گونه مواد دانست، اما تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد که هرچه سواد و میزان تحصیلات قشر جوان بالاتر باشد، کم‌تر به اعتیاد و استفاده از مواد روی می‌آورند. براساس آمار، 66 درصد افراد معتاد، سوادی در حد ابتدایی و درصد کمی نیز در سطح متوسطه داشته‌اند.[1]
  • اختلافات خانوادگی: آمارها نشان می‌دهند، نوجوانانی که والدینشان دچار مشکلات و مسایل اخلاقی-رفتاری هستند، بیشتر در معرض اعتیاد و خطر مصرف مواد مخدر قرار دارند. مشکلات رفتاری خانوادگی منجر به عدم امنیت و وارد شدن فشار روانی بر جوانان و نوجوانان شده و آنان را از محیط امن خانواده دور می‌سازد. همین امر موجب ارتباط بیشتر آن‌ها با دوستان و گاه افراد مسئله‌داری می‌شود که زمینه‌ساز بسیاری از مسایل اجتماعی بعدی خواهد بود.
  • خصوصیات و ویژگی‌های جوانان و نوجوانان: در بسیاری از موارد مشاهده می‌شود که نوجوانان و جوانان مضطرب، پریشان، افسرده و منزوی، به‌طور مرتب دچار شکست‌های گوناگون تحصیلی-اجتماعی می‌شوند، عزت‌نفس، خویشتن‌داری و اعتمادبه‌نفس خود را از دست می‌دهند و به سیگار، الکل، مواد مخدر و … به‌عنوان مفری برای رهایی از این مشکلات روی می‌آورند.
  • فشار دوستان و همسالان: گروهی از نوجوانان به‌دلیل سازگاری با دوستان و همسالانشان و هم‌رنگ شدن با آنان چنان موجودیت فردی-خانوادگی خود را فراموش می‌کنند که در برابر هر تقاضایی سر تسلیم فرود می‌آورند. هرچه روابط بین والدین و فرزندان نوجوانشان کاهش یابد، ارزش هم‌سالان و روابط گروهی برای آنان بیشتر می‌شود.[2]
  • کنجکاوی و اشتیاق برای کشف تجارب جدید؛
  • فشار گروه هم‌سالان و امنیتی که از بودن با دیگران به‌دست می‌آورند؛
  • ناامنی یا اشتیاق برای جلب محبت، خودیابی و احترام؛
  • ملالت و دلتنگی، کمبود هیجان، علایق یا میدانی برای رقابت؛
  • فرار از مشکلات، تنهایی و شکست
  • بی‌اعتنایی به بزرگ‌ترها امکان دارد در برابر والدین، مدرسه یا در جامعه باشد.
  • ارزش‌ها و معیارها که شامل کمبود معیارهای ارزشی مناسب برای نگهداری سلامت و آسودگی روان است.
  • ناآگاهی، کمبود و فقدان اطلاعات واقعی در مورد خطرات مواد مخدر و مشروبات الکلی.
  • داشتن مشکلات جسمی روحی و برای غالب آمدن بر درد، تنش و فشار زیاد.
  • تحریک، کسب انرژی جسمی و فکری سریع، سطحی (زودگذر) و بدون زحمت.
  • الگوپذیری: نوجوانان کارها و مهارت‌هایی را که بزرگ‌سالان انجام می‌دهند، به مثابه الگو تقلید می‌کنند.

[1]. اکبری، مشکلات نوجوانی و جوانی، ص 250.

[2]. فرجاد، آسیب‌شناسی کج‌روی‌های اجتماعی، 1383.

منبع پایش سبک زندگی/سال پنجم/شماره بیست و چهارم/بهار1397
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.