مزایای آپارتماننشینی
نویسنده: داوود بشیرزاده
با وجود تفاوتهای زندگی آپارتمانی با سبک زندگی سنتی، امروزه آپارتماننشینی اجتنابناپذیر است. به علت آلوده شدن عده کثیری به زندگی آپارتمانی، محدودیتها، هزینههای بالای مسکن و مهاجرت چارهای جز گردن نهادن به آن نیست. از اینرو لازم است با مد نظر قرار دادن مزیتهای این نوع زندگی، تلخی نواقص و آسیبها را تا حدودی جبران کرده، مطلوبیتهای زندگی در آپارتمان را برجستهتر کرد. آپارتماننشینی در کنار معایب و مشکلاتی که دارد دارای محاسن و مزایایی نیز هست که میتوان از آنها برای بهبود وضعیت زندگی در آپارتمانها استفاده کرد. ممکن است مردم بیشتر بخواهند از معایب آپارتماننشینی صحبت کنند تا بتوانند آنها را برطرف سازند؛ اما برخی از مشکلات؛ اولاً قابل رفع کردن نیستند، ثانیاً توجه به مشکلات بیشتر بر آسیبهای روانی آن میافزاید، ثالثاً امروزه جمعیت کثیری از مردم آپارتماننشین هستند و با یک آسیبشناسی یا دستورالعمل خاص نمیتوان آنها را از آپارتماننشینی به خانههای ویلایی سوق داد؛ چراکه بسیاری از مردم همان آپارتمان را با قرض و دردسرهای فراوان تهیه کردهاند. بنابراین باید ضمن توجه به مشکلات و معایب و سعی در کاستن آنها، به مزایای آپارتمان نیز توجه کرد. تا ضمن افزودن بر مزایا از مشکلات نیز کاسته شود و زندگی آپارتمانی از وضعیت نابسامان و نامطلوب به وضعیتی بهتر تبدیل شود. برخی از مهمترین مزایای آپارتماننشینی را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
یکم) استفاده بهنیه از فضای زمین
زمین یکی از مهمترین سرمایههایی است که قیمت آن هیچ وقت کاهش پیدا نمیکند. به همین دلیل خیلی از افرادی که خواهان سرمایهگذاری مطمئن هستند، سرمایهگذاری در خانه و زمین را بهترین راه میدانند. از اینرو بالا بردن عمودی قوطیهای کبریتی قمیت تمامشده زمین را برای دارندگان آپارتمانها ارزانتر میکند. از سوی دیگر با آپارتمانسازی میتوان تراکم بیشتری از خانهها را در یک متراژ کمتر شاهد بود.
خالی شدن روستاها و شهرهای کوچک و گسیل جمعیت آنها به سمت شهرهای بزرگ، عملاً تراکم جمعیتی را در شهرهای بزرگ بیشتر کرده و قیمت زمین را افزایش میدهد. بنابراین تراکم جمعیت از یک سو و بالاتر رفتن قیمت زمین از سوی دیگر مردم را بین انتخاب آپارتمان به عنوان ملک یا انتخاب آن برای اجارهنشینی محصور میکند. آپارتماننشینی راهکاری است که میتوان درصد بیشتری از مردم را خانهدار و آنها را صاحب سقفی به نام آپارتمان کند.
دوم) امنیت جانی و مالی
معمولاً منازل آپارتمانی نسبت به دیگر منازل مسکونی از امنیت بیشتری برخوردارند. با توجه به آمارهای موجود، میزان آسیبهای اجتماعی، مثل سرقت در منازل آپارتمانی کمتر از سایر منازل است. از دیدگاه برخی در یک مجتمع مسکونی، افرادی که از نظر اخلاقی و رفتاری، خودساخته باشند و شئون اخلاقی را رعایت کنند، میتوانند محیط امن و شایستهای را برای زندگی یکدیگر ایجاد کنند. در این صورت، مرد خانواده با اطمینان خاطر به مسافرتهای کاری میرود و از تنهایی زن و فرزند خود نگران نیست. در صورت مسافرت یا ترک منزل برای مدت طولانی نیز واحد آپارتمانی از دزدان یا دیگر ناامنیها در امان است. این امنیت در سایه زندگی آپارتماننشینی به دست میآید.
باید متذکر شد که امنیت آپارتمانها صرفاً از لحاظ مالی است؛ به عبارت دیگر ریسک سرقت و دزدی در آپارتمانها بالاتر از منازل ویلایی است. این امنیت در آپارتمانهایی با جمعیت کمتر که شناخت نسبت به یکدیگر بیشتر است، بالاتر میرود. در این آپارتمانها در صورت ورود غریبه، افراد نسبت به او کنجکاو شده، سعی میکنند از مهمان بودن وی اطمینان خاطر پیدا کنند. در مجتمعهای گستردهتر این امنیت به دست دوربینهای مداربسته سپرده شده و از طریق آنها قابل کنترل است. در این مجتمعها به دلیل اینکه معمولاً همسایهها کمتر همدیگر را ملاقات میکنند ورود غریبه حس کنجکاوی افراد را تحریک نمیکند. این مسئله در آپارتمانهایی اکثریت ساکنان آن مستأجر هستند خطر بزرگتری محسوب میشود. از قتلها، سرقتها، خانههای تیمی دارای مفاسد جنسی و ساخت مشروبات الکلی در این آپارتمانها گزارشات فراوانی در صفحات روزنامهها به چشم میخورد. بنابراین ساکنان برای تأمین امنیت واحد خود از درهای ضد سرقت و پیشرفته استفاده میکنند و بعضاً با وجود چنین درهای پیشرفتهای نرده نیز بر روی در ورودی نصب میکنند.
اگر در مجتمعهای کوچک و بزرگ آپارتمانی مدیریت واحدی حکمفرما شود و همگان از مدیر و هیئت امنای ساختمان تبعیت کنند، نهتنها بسیاری از تهدیدهای آپارتمانی به فرصت تبدیل میشود، بلکه امنیت نیز در سطح بسیار بالایی تأمین شده، آرامش را به خانوادهها و ساکنان هدیه خواهد کرد. در آپارتمان فقط بحث امنیت مالی مطرح نیست، بلکه امنیت جانی، ناموسی، روانی، فرهنگی، دینی، رفتاری و گفتاری نیز مد نظر است که رهآورد همکاری، همدلی، صفا و صمیمیت تحت مدیریت واحد به جامعه آپارتماننشین خواهد بود.
سوم) صرفهجویی در مصرف انرژی
خانههای ویلایی به دلیل باز بودن اطراف، بزرگ بودن فضای درون و بیرون آن و اشغال زمین بیشتر علاوه بر هدرروی انرژی بالا، مصرف انرژی بیشتری نیز دارند. در آپارتمان با پایینترین شعله میتوان محیط خانه را گرم نگه داشت و در تابستانها به دلیل عدم تابش مستقیم آفتاب و استفاده طبقات دیگر از وسایل سرمایشی، هوای خوبی بر فضا حاکم میشود. از سوی دیگر اتصال اتاقها به همدیگر و کوچک بودن فضای آپارتمانی، نسبت به فضای ویلایی، منجر به این میشود که همواره مصرف برق کمتری را شاهد باشیم. مصرف آب نیز همینگونه است. اگرچه فضاهای عمومی مثل فضای سبز و درختان محوطه نیازمند آبیاری هستند و محوطه عمومی، سالنها، راهپلهها و لابیها نیز گاهی نیاز به شستن پیدا میکنند؛ اما نسبت به خانههای ویلایی به مراتب مصرف پایینتری از آب و برق را شاهد هستیم؛ چراکه مخارج بین همه اعضا و ساکنانسرشکن میشود؛ بنابراین به طور کلی واحدهای آپارتمانی هم هدرروی انرژی کمتری دارند و هم مصرف کمتری از انرژی را لازم دارند. در برخی آپارتمانها نیز سیستمهای سرمایشی و گرمایشی مرکزی، آنتن مرکزی، جاروبرقی مرکزی و…، صرفهجویی در مصرف انرژی را بیش از پیش افزایش میدهد.
چهارم) نظمپذیری و انضباط اجتماعی ساکنان
رفت و آمد به موقع ساکنان در ساعتهای معینی از شب و روز و رعایت حقوق همسایگان در مهمانیها و شبنشینیها، به تدریج ساکنان مجتمعهای مسکونی را افرادی منظم و منضبط بار میآورد. رعایت استفاده از قسمتهای اشتراکی و رعایت حقوق طبقههای پایین و بالا ساکنان را به رعایت قانون وادار میکند و آنها را افرادی قانونمند و با انضباط میسازد. بنابراین یکی از دلایلی که باید فرهنگ صحیح آپارتماننشینی به آپارتماننشنیان آموزش داده شود این است که در صورت اهتمام آپارتماننشینان به رعایت حقوق همسایگان و هممجتمعی آنان به مرور زمان منضبط و قانونمند میشنود که در محیطهای دیگر زندگی شهروندی نیز رفتارهایی درستکارانه و اصولی از خود بروز میدهند.
پنجم) توان مالی برای خانهدار شدن
امروزه سرعت افزایش قیمت زمین و مسکن بسیار زیاد است؛ اما افزایش درآمد مردم کند است. در نتیجه دیگر کسی هوس خانههای بزرگ ویلایی را نمیکند. در ایران اگر یک کارمند درآمد تمام زندگی خود را پسانداز کند و چیزی از آن را مصرف نکند، شاید بتواند در پایین شهر یک خانه ویلایی متوسط بخرد. آپارتمان اگرچه از دیدگاه اندیشمندان مکانی موقت برای گذر است؛ اما امروزه کسی به آن به دیده گذار نگاه نمیکند؛ بلکه همه این را پذیرفتهاند که مسکن همین قوطی کبریتی است که باید تا آخر عمر در آن ساکن باشیم که اگرهم فرسوده شد، به یک واحد آپارتمانی دیگر منتقل شویم.
آپارتمان قیمت تمامشده زمین را برای ساکنانکم میکند، انرژی کمتری برای مصرف نیاز دارد، امنیت ساکنانرا تا حدودی تأمین میکند و قیمت مصالح، ساخت و نگهداری ساختمان را نیز پایینتر میآورد. از دو جهت قیمت آپارتمان نازلتر از یک واحد ویلایی است؛ ۱. کوچک بودن واحد آپارتمانی است؛ ۲. استفاده از مصالح کمتر و با قیمت پایینتر است. خرید عمده مصالح و ساخت یکجای واحدها این اجازه را به پیمانکاران میدهد که در استفاده از ماشینآلات و استفاده از بهترین مصالح و نیروی انسانی قدرت مانور بیشتری داشته باشند و بسیاری از هزینهها و قیمت تمام شده واحد مسکونی را برای مصرفکننده به پایینترین حد خود کاهش دهند. بنابراین افراد بیشتری میتوانند صاحب منزل مسکونی و سرپناه برای خود شوند و از اجارهنشینی، اسبابکشی سالیانه و عواقب دیگر آن نجات پیدا کنند.
ششم) کار کمتر
این مزیت بیشتر مربوط به زنان است. زنان در واحدهای آپارتمانی به مراتب با کارهای روزمره کمتری مواجه هستند. وجود کمد دیواری، کابینت، نداشتن حیات وسیع، عدم نگهداری حیوانات خانگی مثل مرغ و خروس، کوچک بودن فضای درون خانه و… همه حکایت از کار کمتر زنان در نظافت، پخت و پز، مدیریت دکوراسیون و… در واحدهای آپارتمانی دارد. در مصاحبهای خانمهای آپارتماننشین که سابقه زندگی در خانههای ویلایی را نیز داشتهاند، به کار کم خانههای آپارتمانی در مقایسه با خانههای ویلایی به عنوان مهمترین مزیت آپارتماننشینی اشاره کردند. آنها گفتند فضای آپارتمانی کوچک است و به راحتی میتوان آن را مرتب و تمیز نگه داشت؛ و به واسطه وجود کمد دیواری و کابینت و سهولت دستیابی به آنها سرعت مرتب و تمیز کردن خانه بالا است.
البته کم بودن کار در منازل آپارتمانی فینفسه جنبه مثبتی محسوب نمیشود؛ چراکه طبق راویات متعددی که از پیامبر و اهل بیت طاهرین او(علهیم السلام) وارد شده کار در منزل ارزش است و یکی از توصیههای مهم معصومین(علهیم السلام) به مؤمنین است. علاوه بر اینها کار در خانه برای زنان و مردان موجب ثواب، خیر و برکت است.
هفتم) تمرین مکارم اخلاق و رشد اخلاقی
بسیاری از منتقدین آپارتماننشینی بیشترین آسیبهای آپارتماننشینی را در تضعیف اخلاق و معنویت دانسته میدانند و از این حیث نسبت به آپارتماننشینی حساسیت نشان میدهند. اگر منصفانه بنگریم واقعاً آسیبهای اخلاقی آپارتماننشینی فراتر از حد تصور است و ناسازگاری جنگافروزانهای با آموزههای اخلاقی اسلام دارد. در حال حاضر گریزی از این پدیده آسیبزا نیست و انسان مؤمن باید به جنگ آسیبهای پیش آمده برود؛ چراکه در هیچ موقعیتی جبر بر انسان حاکم نیست. انسان میتواند با وجود بیاخلاقیها خود را بسازد و برای رسیدن به اوج مکارم اخلاقی نفس سرکش خود را طوری تمرین دهد که به هدف مطلوب برسد. وقتی زمینههای بیاخلاقی فراوان است و انسان متقی خویشتندارانه خود را متصف به مکارم اخلاقی میکند، ثواب اعمال او در دنیا و آخرت زیادتر است.
انسان در موقعیتهایی که مکارم اخلاقی فروکش کرده و هرکس تنها به فکر خویش است، به جامعه خود کاری ندارد و سعی میکند در مقابل دیگران منفعتطلبانه برخورد کند، اگر در چنین شرایطی فرد کرامتهای اخلاقی خویش را به منصه ظهور برساند، نه تنها بر جو حاکم غلبه میکند و خود را میرهاند که دیگران را هم با خود همراه خواهد کرد؛ کاری که اولیای الهی در اعصار تاریخ انجام دادند و نمونه بارز آن گستردن کرامتهای اخلاقی توسط پیامبر اسلام است که با وجود هزاران رذیله اخلاقی در عرب آن زمان، سجایای اخلاقی او نورافشانی کرد و نه تنها شبه جزیره عربستان که قسمت عظیمی از دنیای آن زمان و زمانهای را دربر گرفت.
زمانیکه همه چیز عادی است و جامعه پایبند عمل به آموزههای اخلاقی است، اتصاف به صفت زیبای اخلاق، چندان هنرمندانه نیست؛ اشخاصی که برای عمل به آموزههای اخلاقی با محیط در ستیز قرار میگیرند و در چنین حالتی اخلاقمدارانه و با آرامش دیگران را متقاعد به رفتار اخلاقی میکنند و در صورت متقاعد نشدن دیگران بر عمل به مبانی اخلاقی پای میفشرند در پیشگاه الهی جایگاه بلندمرتبهای دارند.
هشتم) زمینه تقویت روحیه اتحاد و همدلی
در آپارتمانها به دلیل تراکم و فشردگی واحدها و نیز نزدیکی ساکنانبه همدیگر آسیبهای فراوانی به آپارتماننشینان وارد میشود؛ اما در عین حال اگر ساکنان همت کنند میتوان از نوعی خانواده بزرگ سخن گفت. آپارتمان این ظرفیت را دارد که ساکنان از آن استفاده کرده، با یکدیگر انس و الفت و همدلی پیدا کنند. مثلاً میتوانند برنامههای مشترک دورهای یا ماهانهای مثل جلسات دعای خانگی، ایجاد صندوق قرضالحسنه، برگزاری نماز جماعت و… داشته باشند. کارهای جمعی، همدلی برای تعمیر یا آبادانی قسمتی از آپارتمان، حضور خانوادگی در منازل همدیگر، همکاری بانوان با همدیگر جهت برگزاری کلاسهای آموزشی و … روحیه اتحاد، همدلی و همکاری را بین ساکنان افزایش میدهد. لازمه همه این مسائل تقویت روحیه ایثار، فداکاری، از خودگذشتگی و نوعدوستی است که در آیات و روایات به آنها تأکید شده است.
نهم) تجربه مدنیت
علیرغم همه بدبینیها نسبت به زندگی آپارتمانی، این زندگی یکی از راههای مدنی شدن است. تردیدی در این امر وجود ندارد که آپارتمان حاصل پیشرفت تمدن بشری است؛ اما قطعاً این مسئله چالش برانگیز است که آیا زندگی آپارتمانی عاملی در راه مدنیت است؟ اگر این گونه است، به چه طریقی میتواند چنین کاری را انجام دهد؟
آنچه در زندگی آپارتمانی رخ میدهد مجموعه محدودکنندهای از قواعد است که هم جنبههای روانی و هم جنبههای زیستی را تحتتأثیر قرار میدهد. اگرچه آزادی بیحدوحصر زندگی سنتی در آپارتمان از بین میرود، اما قیود حاکم بر آن در راه اجتماعی شدن بیشتر ساکنان و در نتیجه مدنیت کارا است. زندگی در آپارتمان همچون شاخصی برای سنجش مدنیت افراد میتواند باشد؛ چراکه در چنین شرایطی است که میزان پایبندی به حقوق دیگران و دفاع از حقوق خود آشکار میشود.پایش سبک زندگی، سال اول، شماره ۵، دی ۱۳۹۳، صفحات ۸۸-۹۱.