مفهومشناسی، پیشینه و مولفههای سبک زندگی دینی – بخش دوم
دین و سبک زندگی
بنیان الگوهای موجود در سبک زندگی را، همان شالودة فرهنگ و شاخصهای آن تشکیل میدهد؛ زیرا فرهنگ به عنوان مجموعه ای درهم تنیده و رو به تکامل از ویژگیهای خاص زندگی اجتماعی انسان، علاوه بر ارزشهای مورد توجه اعضای جامعه یا گروه معیّن و هنجارهایی که از آن پیروی میکنند، چیزهای دیگری مانند کالاهای مادی که اعضای جامعه تولید میکنند و نیز رفتار آدمی در چگونگی بهرهبرداری از آنها را نیز دربرمی گیرد. بر این اساس، میتوان گفت فرهنگ با سبک زندگی، همپوشانی دارد و در واقع، سبک زندگی، بخشی از فرهنگ یا دست کم لایة آشکار آن را تشکیل میدهد.
خود فرهنگ نیز از عوامل متعددی اثر میپذیرد که مهمترین آن، دین و آموزههای وحیانی است. دین به مثابه نوعی هدایت الهی که عهده دار راهبری بشر برای رسیدن به سعادت در تمام شئون فردی، اجتماعی و تاریخی به شمار میآید، دگرگونی های ژرف و گستردهای در اندیشه و روح انسانها پدید میآورد. در پرتو این دگرگونی، که نظام شناختها و باورها، ارزشها و گرایشها، و رفتارها و کنشهای انسان را دربرمیگیرد، استعدادهای فطری بشر شکوفا میشود و به تکامل میرسد.
در واقع، عواملی از قبیل محدود نکردن فهم دین به زمانی خاص، باور به تکامل فرهنگ بشری و سهیمبودن ارادة انسانها در آن، و تبیین درست ارتباط میان فرهنگی متغیر و دین ثابت، ما را به این دیدگاه رهنمون میشود که دین و آموزههای آن، میتواند منشأ شکلگیری فرهنگ باشد. پس میتوان گفت در رابطهای طولی دین، فرهنگ جامعه را شکل میدهد و فرهنگ نیز، نظام معنایی خاصی را برای زندگی فردی و اجتماعی به دست می دهد که سرچشمه و خاستگاه مجموعة در هم تنیدهای از الگوهایی ویژه برای زندگی است و واحدی منسجم و متمایز را در قالب سبک زندگی پدید میآورد.
بر اساس این مدل، سرمایة فرهنگیِ برآمده از جهانبینی توحیدی، در کنار نمادهای آیینی و شعایر دینی، میتواند مجموعة پیروان یک دین را به صورت منسجم در شکلدهی ارزشها و هنجارهای اجتماعی و نیز سلیقهها و ترجیح های برآمده از آن یاری دهد. البته این موضوع، خود میتواند به شکلگیری الگوهای ویژه برای زندگی بینجامد و انواعی از سبک زندگی دینی را پدید آورد.
ویژگی های سبک زندگی
از مطالعة مجموع منابع مربوط به سبک زندگی می توان ویژگی هایی را به دست آورد که عبارت اند از:
نخست: سبک زندگی، ترکیبی از صورت (سبک) و معنا (زندگی) است. رفتاری به مجموعه رفتاری برآمده از باورها و پسندهای فرد و مبتنی بر دیدگاهی آشکار و آگاهانه یا ناآشکار و نیمه خودآگاه در فلسفة زندگی است. اینکه شخص زندگی خاصی را آرزو میکند یا زندگی خاصی را به مسخره می گیرد و به شدت نقد میکند، می گوید «زندگی یعنی این!»، «خوش به حال فلانی!» نشان دهندة نظام ارزشی او است که در انتخاب سبک زندگی بسیار تأثیرگذار است. در واقع ظواهر زندگی حاصل آن باورها و پسندها است.
دوم: مجموعة عناصر زندگی وقتی به سبک زندگی تبدیل می شوند که به حد نصاب انسجام و همبستگی رسیده و همخوانی و تناسب داشته باشند. مجموعه ای آمیخته از چندین نوع منطق و مدل، سبک زندگی نیست. مثلاً نظام ارتباطی باید با هر کدام از نظام معیشتی، نظام اعتقادی، نظام فرهنگی و نظام مصرف تناسب داشته باشد و این تناسب باید نسبتاً پایدار باشد. انسجام زودگذر که زیر تأثیر جوّ اجتماعی خیلی زود از بین رود، سبک زندگی را پدید نمی آورد. مثلاً نوجوانی که هنوز شاکلة هویت فکری، اجتماعی اش به درستی شکل نگرفته و کامل نشده و رفتارهای متنوعی دارد، دارای سبک زندگی نیست.
سوم: در پدیدآمدن سبک زندگی بیشتر عناصر، اختیاری هستند. اگر فردی در یک اردوگاه کار اجباری یا در اسارت و زیر فشار بیرونی، مجبور به رفتار بر اساس نوع خاصی از زیستن شود، سبک زندگی ندارد. سبک زندگی باید انتخاب شود و شخص فعالانه در تعریف و چینش و معماری آن بر اساس نظام اعتقادی و ارزشهایش مشارکت داشته باشد. البته رسانه ها پیوسته تصویرهای جدید سبک زندگی را منتشر میکنند و ذهن ها و دل ها را برای انتخاب آن برمی انگیزند.
چهارم: سبک زندگی قابل ایجاد و قابل تغییر است؛ زیرا نوعی انتخاب شخصی و آیین فردی است. نوعی طراحی است که می توان آن را نقد کرد و می توان آن را برانداخت؛ گرچه شرایط اجتماعی ممکن است تغییر و تحول در سبک زندگی را بسیار دشوار گرداند.
پنجم: جز در دوران کودکی که هنوز شخصیت فرد شکل نگرفته است، نمی توان انسانی را بدون آداب یا سبک زندگی تصور کرد. در حقیقت، هیچ کس بی ادب نیست؛ همان گونه که بی تربیت، بی فرهنگ و بی-شخصیت نیست؛ حتی اگر انسان تحت تأدیب صحیح قرار نگیرد بی ادب نمی شود؛ بلکه بدادب، بدتربیت و بدشخصیت می شود. ما اگر شکل خاصی از زندگی را با اراده و اختیار خود انتخاب نکنیم ناخودآگاه در قالبهای دیکته شدة محیط و جامعه قرار می گیریم. بنابراین چه خوب است که آگاهانه و از سر اختیار چهرة زندگی خود را تعیین کنیم و اجازه ندهیم شرایط محیطی رنگ شخصیت ما را عوض کند.
ششم: سبک زندگی به نوعی هویت اجتماعی می انجامد. پدیدارشناسان فرهنگی تاکید میکنند که سبک زندگی برای افراد شخصیت می سازد؛ یعنی فرد کلاس هویتی خود را با نوع ارتباطات، شغل، سبد مصرفی و سایر ظواهر انتخابی خود، معرفی میکند. به بیان دیگر، شخصیت فرد بر اساس سبک زندگی (یعنی چیزی که می خورد و می پوشد، جایی که زندگی میکند، ماشینی که سوار می شود کسانی که با آنها معاشرت میکند و…) شکل میگیرد. همچنین این موضوع باعث می شود که نظام ارزشی ویژه ای نیز برایش درونی شود.
تجزیه و تحلیل ما هم از شخصیت و هویت دیگران تا اندازه ای به همین ظواهر وابسته است. برای قضاوت دربارة یک فرد معمولاً اگر پاسخ این سوالها را بدانیم برچسبی نسبتاً مطمئن بر او می زنیم: «چه کاره ای؟ چقدر درآمد داری؟ ماشین و وسایل زندگی ات چگونه است؟ کدام محله زندگی می کنی؟ محل آمد و شد تو بیشتر کجا است؟ باشگاه؟ هیئت؟ کدام رستوآنها؟ و…» به این ترتیب موضع گیری ها رفتارها و قضاوتهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی دیگران برای ما پیش بینیپذیر خواهد شد. «از کوزه برون همان تراود که در اوست.»
هفتم: در سطح کلان اجتماعی، سبک زندگی همگرایی و واگرای پدید می آورد. کسانی که سالها مانند هم زیسته اند آرام آرام مانند هم فکر میکنند و حساسیت ها و علاقه هایی مشترک خواهند داشت. این همگرایی از پیش تعریف نشده، به موضع گیری ها و قضاوتهای اجتماعی فرهنگی و اخلاقی یکسان خواهد رسید و یک قطب هم نوا یا قدرت اجتماعی پنهان تشکیل خواهد داد.
عوامل ایجاد سبک زندگی
سبک زندگی تحت چه عواملی قرار دارد؟ چگونه شکل می گیرد؟ و چه دست های هدایتگر پنهانی آن را مدیریت میکند؟
بی گمان اقشار پیشتاز جامعه مانند عالمان، استادان برجستة دانشگاه، حاکمان و بزرگان، نخبگان علمی و فرهنگی و ورزشی و هنری در شکل دهی به سبک زندگی بسیار مؤثرند. البته میزان دریافت و ضریب تأثیرگذاری هر یک از این گروه ها متفاوت است. همچنین در یک مقیاس وسیع تر سبک زندگی تودة جامعه ما به شدت زیر تأثیر رسانه های تصویری است. در دنیای مدرن، رسانه ها ارتباط فراوانی با زندگی پیدا کرده اند. آمارها نشان می دهد که کم و بیش در سراسر دنیا پس از «خواب» و «کار برای تأمین معاش» استفاده از رسانه ها سومین کاری است که افراد انجام می دهند و مصرف رسانهای از محوری ترین عناصر زندگی شده است. به همین دلیل، نقش رسانه ها در ترویج سبک زندگی غربی در دنیای کنونی و تباه و سست کردن باورها و ارزشهای اسلامی بسیار جدی است؛ تا جایی که بسیاری معتقدند که اکنون یک جنگ جهانی رسانهای بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی در حال اجرا است. شبکه های گوناگون تلویزیونی و ماهواره ای و اینترنتی، روزانه هزاران ساعت برنامه های رنگارنگ تصویری در جهت نیرومندکردن سبک زندگی غربی و ویران کردن فرهنگهای رقیب پخش میکنند. رسانه های غربی می کوشند که کعبة آمال و آرزوها را زندگی غربی معرفی کنند. به همین دلیل هیچ گاه ناتوانیها و سستی ها و کاستی های آن را منعکس نمیکنند. زیرا به خوبی می-دانند که اگر برای یک مسلمان متدین، پردة آخر زندگی غربی نمایش داده شود، از آن سخت منتفر می گردد و هرگز آن را نمی پذیرد، اما به صورت تدریجی و خزنده، عناصر سبک زندگی غربی یک به یک و قدم به قدم از راه ماهواره، اینترنت، تلویزیون، کتاب، مدل لباس، معماری، مصرف و… وارد می شود و حساسیت یا مقاومتی را برنمی انگیزد! تن دادن به الگوی زندگی غربی در واقع تن زدن از شریعت اسلامی است. این اتفاق به سهولت و تا حدی بدون حساسیت در جامعة ما در حال شکلگرفتن است و یکی از ریشه های آن ناآشنایی با الگوی زندگی اسلامی است.
پایش سبک زندگی، سال اول، شماره ۱، بهمن ۱۳۹۲، صفحات ۱۸-۲۰.