کودک آزاری

ـ به‌عنوان اولین پرسش، لطفاً مقدمه‌ای درباره مفهوم کودک‌آزاری و انواع آن بیان کنید:

کودک‌آزاری هرگونه رفتار غیرمتعارف در کلام و رفتار نسبت به کودک است که موجب آسیب دیدن آن‌ها (چه آسیب جسمی و چه روحی) شود. این رفتار نامتعارف می‌تواند از ناحیه والدین، دیگران و حتی از ناحیه کارگزاران نهاد آموزش‌وپرورش صورت گیرد. کودک، طبق تعریف سازمان ملل و یونیسف به فرد کم‌تر از ۱۸ سال کودک می‌گویند؛ اما طبق تعریفی که در کشور ما وجود دارد، کودکی یک فرد را از بدو تولد تا حدود یازده-دوازده سالگی اوست. پس از این سن، نوجوانی آغاز می‌شود که تا هجده‌سالگی ادامه دارد و از هجده سال به بالا را دوره جوانی می‌گویند؛ بنابراین طبق تعریف جهانی، آزار یک نوجوان پانزده-شانزده‌ساله و طبق تعریف خودمان آزار یک فرد زیر ۱۲ سال کودک‌آزاری تلقی می‌شود.
ـ چه عواملی موجب بروز و تشدید کودک‌آزاری می‌شود؟

عوامل مختلفی در این زمینه دخیل است؛ اعم از عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی. عامل اقتصادی مثل اینکه پدری تحت‌فشار اقتصادی است و حوصله ندارد و انتظاراتی از سوی کودک مطرح می‌شود که پدر نمی‌تواند این انتظارات را برآورده کند و کودک هم رها نمی‌کند که در نهایت پدر را دچار خشم می‌کند و پدر او را کتک می‌زند. عامل اجتماعی مثل اینکه مادر به قول معروف، پشت سر هم زاییده و بچه‌های ریز و درشت اطرافش را گرفته و توان و حوصله برخورد اصولی یا تربیت درست بچه را ندارد و با کوچک‌ترین صدایی که از بچه بلند می‌شود او را به باد کتک می‌گیرد. عامل فرهنگی هم مثل اینکه پدر و مادر خود در دوره کودکی آزار و اذیت از ناحیه بزرگ‌ترها را تجربه کرده و در واقع این خشونت در آنان نهادینه شده و این رفتار، رفتاری عادی برایشان تلقی می‌شود و بنابراین برای تربیت کودک، از کتک زدن و آزار جسمی استفاده می‌کنند.
ـ دیدگاه اسلام درباره کودک‌آزاری چیست و آیا مسئله تنبیه در اسلام جایگاهی دارد؟

تنبیه یعنی توجه دادن و متنبه کردنِ دیگری درباره گفتار یا رفتار نامناسبش. با توجه به این تعریف، تنبیه باید اصلاح‌کننده باشد؛ یعنی فرد را متوجه خطایش کند تا از این خطا دست بردارد و این رفتار را تکرار نکند. وقتی‌که تنبیه را صرفاً به معنای مجازات کردن، کتک زدن و توهین کردن بدانیم، اثری را که انتظار داریم نخواهد داشت.

تا جایی که اطلاع دارم و منابع و آثار اسلامی را دیده‌ام، اسلام اجازه کودک‌آزاری حتی در حد زدن یک سیلی که اثرش بر روی بدن کودک باقی بماند را نمی‌دهد. از نظر اسلام محبت به کودک، حق کودک است. در واقع علمای تعلیم و تربیت و تعلیم تأکید می‌کنند که با اذیت کردن و کتک زدن کودک کم‌تر به نتیجه دلخواه خواهیم رسید. در رفتار با کودک باید با مدارا، رفتار منطقی و روشن کردن ذهن کودک درباره رفتار نادرستش، به‌جای تنبیه بدنی به‌دنبال رسیدن به هدف تربیتی مطلوب بود. اغلب تجربه‌ها و تحقیقات نشان می‌دهد که رفتارهای خشن و آزاردهنده نه‌تنها کودک را اصلاح نمی‌کند؛ بلکه او را جری‌تر، دریده‌تر و مصرتر می‌کند و حتی گاهی بدن او را آبدیده و ضدضربه می‌نماید.
ـ نقش رسانه‌ها در جلوگیری از خشونت علیه کودکان چیست؟

رسانه‌ها نقشی بسیار اساسی دارند. تأثیرپذیری کودکان و نوجوانان از رسانه بسیار بیشتر از بزرگ‌سالان و میان‌سالان است و به‌محض این‌که رفتاری را می‌بیند آن را تقلید می‌کنند. برخی از سریال‌های صداوسیما خود منشائی برای بدآموزی شده‌اند، درحالی‌که صداوسیما با تولید برنامه‌های خوب و اثرگذار از بعد مثبت، می‌تواند در رفتار صحیح کودکان بسیار تأثیرگذار باشد و آنان را به‌صورت غیرمستقیم آموزش دهد.یک سریال درست و قابل‌فهم می‌تواند در واقع رفتار درست را به کودک آموزش دهد و به‌تدریج در او نهادینه نماید.
ـ راه‌کارهای مواجهه و مقابله با کودک‌آزاری کدام است؟ و نقش حاکمیت، نهادهای فرهنگی و حتی خانواده در این‌باره چیست؟

خانواده‌ها باید آموزش ببینند؛ این آموزش از همان کودکی و از بدو تولد آغاز می‌شود. انسان با شدت و ضعفی که در دوره‌های مختلف زندگی داراست از محیط اطراف، معلمان و گروه‌های مرجع آموزش می‌بیند و می‌آموزد. پدر و مادر به‌عنوان یکی از گروه‌های مرجع باید درباره گفتار و رفتار خویش به شدت مراقب باشند؛ زیرا کودکان از همان بدو تولد، رفتار آنان را زیر ذره‌بین دارند و از آنان تقلید می‌کنند. معلم نیز الگوی کودک است. دانش‌آموز از معلم خود یاد می‌گیرد و معلم اگر متوجه وظیفه معلمی خویش باشد، خوبی‌ها را آموزش می‌دهد؛ بنابراین باید از طریق آموزش خانواده و برنامه‌هایی مفید و واقع‌گرایانه که محتوایش موردتوجه قرار می‌گیرد الگوی رفتاری والدین و معلمان را تصحیح کنیم. در واقع، مهارت زندگی کردن یک بحث بسیار مهم است که باید دانش‌آموزان از مقطع ابتدایی آن را یاد بگیرند. پدران و مادران در گذشته چنین مسئله‌ای را نیاموخته‌اند؛ ولی بچه‌های ما باید یاد بگیرند تا در آینده بتوانند در جامعه درست زندگی کنند و بیاموزند که چگونه باید خانواده را اداره کنند و با دیگران تعامل اجتماعی داشته باشند. امروزه بسیاری از مشکلات آپارتمان‌نشینی به همین مسئله بازمی‌گردد؛ یعنی ما یاد نگرفته‌ایم در چنین محیطی چگونه زندگی کنیم و با همسایگان چه برخوردی داشته باشیم. به همین دلیل زندگی آپارتمان‌نشینی ما بعضاً به منازعاتی عجیب و غریب منتهی می‌شود که بعداً ممکن است به ضرب‌وجرح نیز بیانجامد؛ بنابراین باید اذعان کرد که نهاد آموزش‌وپرورش، روحانیت و رسانه و در رأس آن‌ها رسانه ملی مسئولیت دارند.

ما اگر مواظب رفتار خود باشیم و خانواده و آموزش‌وپرورش به‌درستی به وظایفشان عمل کنند و گروه‌های مرجع به‌درستی مراقب اعمال و رفتار خود باشند که پیامدهای خوبی به جوان‌ها و نوجوان‌ها بدهند، در مجموع می‌توان فضایی را ایجاد کرد که هم کودک‌آزاری به‌نوعی جمع شود و هم کودکان امروز ما که آینده‌سازان فردای ما هستند انسان‌هایی خردمند و درست‌کردار شوند که با اخلاق زندگی می‌کنند و آزارشان به دیگران نمی‌رسد.
ـ آیا تجربه‌های موفقی در مواجهه با این پدیده در کشورهای دیگر بوده است یا خیر؟

بله بوده است. در کشورهای توسعه‌یافته کافی است یک کودک یا یک فرد با یکی از مؤسسات خدمات اجتماعی یا یک مددکار اجتماعی یا مشاور یا حقوقدان تماس بگیرد و گزارشی درباره کودک‌آزاری ارائه دهد بلافاصله از پدر و مادر واقعی سلب صلاحیت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند آن پدر یا مادر که دچار رفتار ناخوشایندی شده سرپرستی کودک را داشته باشد و صلاحیت این امر را از او سلب می‌کنند مگر آن‌که آن والدین ضامن بیاورند و تعهد بسپارند که بازهم پس از این کودک تحت شرایطی مجدداً به این والدین بازگردانده می‌شود.
ـ چگونه می‌توان کودک‌آزاری والدین را پیشگیری یا درمان کرد با توجه به این‌که بیشترین آزار جسمی و عاطفی از طرف والدین صورت می‌گیرد؟

باید والدین را تأمین کرد. آنان باید والدین بالاخره شغل و درآمدی داشته باشند تا بتوانند آبرومندانه زندگی کنند و لااقل حداقل‌های یک زندگی خانوادگی را تأمین نمایند. پدر و مادری که ناچارند هردو کار کنند و وقتی به خانه می‌رسند دیگِ حوصله برخورد و رسیدگی به بچه‌ها را ندارند به‌خودی‌خود باعث ایجاد خشونت در خانواده می‌شوند. پدری که ناچار است دو جا و حتی بعضاً سه جا کار کند تا بتواند زندگی‌اش را تأمین کند با خستگی مطلق به خانه می‌رسد و هنگامی‌که بچه از او انتظار محبت دارد، نمی‌تواند این انتظار را تأمین کند و وقتی کودک مقداری سر به سرش بگذارد با او رفتاری خشن خواهد کرد؛ بنابراین این‌ها همه به یکدیگر مرتبط‌اند. پدری که در کودکی مرتب مورد آزار و اذیت بوده، کتک‌خورده و این‌گونه تربیت‌شده و بار آمده است، در برابر کودکان خود نیز چنین رفتاری خواهد داشت و خیلی سخت است که چنین پدری بتواند رفتارش را کنترل کند و بتواند بچه‌اش را به‌درستی تربیت نماید. طبیعتاً همه شرایط، اعم از شرایط معیشتی، اقتصادی، فرهنگی و محیط پیرامون زندگی باید شرایطی آرام و به دور از خشونت باشد تا بتوان خانواده‌ای عاری از خشونت داشت و مسئله کودک‌آزاری را کم‌کم ریشه‌کن نمود.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.