اعتیاد در سبک زندگی

نویسنده: حمید فلاحتی

اعتیاد چیست؟

اعتیاد (Addiction) را به عادت کردن، خوگرفتن، خوگرشدن و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن در سبک زندگی معنی کرده اند. به عبارت دیگر ابتلای اسارت آمیز به ماده مخدر که از نظر جسم یا اجتماعی زیان آور شمرده شود، اعتیاد نام دارد. اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست اما عواقب آن به صورت‌های مختلف نظیر کم شدن تحمل (tolerance) و وابستگی بدنی (physical dependence) تعریف می شود. در طب جدید به جای کلمه اعتیاد، وابستگی به دارو (drug dependence) به کار می رود که دارای همان مفهوم ولی دقیق‌تر و صحیح‌تر است. مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کاربرد نوعی ماده شیمایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند به‌طوری‌که بر اثر دستیابی و مصرف دارو احساس آرامش و لذت به او دست می دهد. در حالی‌که با نرسیدن دارو به خماری، دردهای جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تأمین دچار می شود.
سازمان بهداشت جهانی ماده مخدر را این‌گونه تعریف کرده است: «هر ماده‌ای که پس از وارد شدن به درون بدن بتواند بر یک یا چند عملکرد مغز تأثیر بگذارد، ماده مخدر است.»  این تعریف مخدرهایی نظیر توتون و مشروبات الکلی، هروئین و L.S.D را در بر می‌گیرد، ضمن این‌که در این تعریف مصرف‌کنندگان مواد مخدر نیز بیمار تلقی می شوند.
سال ۱۹۵۰، سازمان ملل متحد در مورد اعتیاد به مواد مخدر تعریف زیر را ارائه کرد: «اعتیاد به مواد مخدر عبارت است از مسمومیت تدریجی یا حادی که به علت مصرف مداوم یک دارو، اعم از طبیعی یا ترکیبی، ‌ایجاد می‌شود و به حال شخص و اجتماع زیان‌آور است.»
به عبارت ساده‌تر، اعتیاد عبارت‌ است از وابستگی به موادی که مصرف مکرر آن با کمیت مشخص و در زمانهای معین، از نظر مصرف کننده، ضروری و دارای ویژگی‌های زیر است:
۱. وابستگی جسمی ایجاد می‌کند. وابستگی جسمی حالتی است که پس از مصرف مکرر ماده‌ای خاص در شخص ایجاد می‌شود و در صورت عدم مصرف یا از بین رفتن اثر آن، شخص دچار اختلالات شدید جسمی نظیر پا درد، آبریزش بینی، دردهای شدید استخوانی، بی‌قراری و دل‌پیچه می‌شود.
۲. وابستگی روانی ایجاد می‌‌کند. وابستگی روانی، میل به تکرار تجربه احساس رضایت ناشی از سوء ‌مصرف مواد است. به بیان دیگر،‌ فرد با مصرف مادة مخدر، احساس رضایت را تجربه می‌نماید. این احساس رضایت و خشنودی در سبک زندگی،‌ میل به تجربه مجدد آن ماده را در ذهن برمی‌انگیزد که خود باعث تکرار مصرف می‌شود. در واقع این حالت میل، گونه‌ای از شرطی شدن است؛ به‌طوری‌که فرد عملاً با مصرف آن ماده در موقع ناراحتی، آن را تجربه می‌کند. در این نوع وابستگی، مصرف کننده علاوه بر مادة مصرفی، ‌به شرایطی محیطی و آدابی که ویژة افراد مزبور است نیز وابسته می‌شود.
۳. پدیدة تحمل در بدن نسبت به مواد مصرفی ایجاد می‌شود. پدیدة تحمل،‌ سازگاری انسان با مادة مصرفی است و نشانة آن تخفیف و کاهش واکنش‌های جسمی، نسبت به مصرف مداوم مقدار معینی از یک ماده است. در نتیجه اگر مصرف کننده بخواهد همان حالات را تجربه کند، باید مقدار بیشتری از آن ماده را مصرف کند. به عنوان مثال اگر فرد روزی یک نخود تریاک مصرف می کرده است، به تدریج مجبور می شود روزی دو نخود مصرف کند، اگر فرد روزی دو بار حشیش می کشیده است، به تدریج مجبور می شود روزی پنج بار حشیش بکشد.
۴. مادة مورد نیاز به هر شکل و از هر طریق باید به دست بیاید.
۵. ماده مصرفی بر مصرف کننده، خانواده و جامعه تأثیر مخرب دارد.
منظور از سوء مصرف مواد مخدر، مصرف هر نوع ماده مخدری است که زیانهای جسمی، روانی، عاطفی و اجتماعی به شخص مصرف کننده یا دیگران وارد می‌کند. به این ترتیب مصرف هرگونه ماده ممنوع یا تحت کنترل، بدون هدف درمانی، سوء مصرف شمرده می‌شود.
معتاد کسی است که بر اثر مصرف مکرر و مداوم مواد مخدر یا دارو به آن متکی شده باشد. به عبارت دیگر، قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر، معتاد شناخته می‌شود. از نظر جامعه‌شناسی، معتاد کسی است که به مواد ایجاد‌کننده تغییرات غیر قابل قبول اجتماعی و فردی وابستگی دارد و در صورتی که دارو به بدن وی نرسد، اختلالات روانی و فیزیکی موسوم به سندرم محرومیت در او ایجاد می‌شود. بنابراین، معتاد، فردی است که بدون مصرف ماده مخدر یا داروی خاصی دچار علایم محرومیت شود.

پایش سبک زندگی، سال دوم، شماره ۱۰، آذر ۱۳۹۴، صفحات ۷۲-۷۳.

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.