حاشیه نشینی و سبک زندگی
نویسنده: عبدالرضا آتشینصدف
مقدمه
توسعه فیزیکی شتابان و نامتعادل شهرها، پیامدهای نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و کالبدی داشته است. یکی از آثار و پیامدهای توسعه فیزیکی ناموزون و نامتعادل شهری، حاشیهنشینی و اسکان غیررسمی است. حاشیهنشینی و زاغه نشینی، پدیده ای است که بعد از انقلاب صنعتی، همراه توسعة شهرها در کشورهای پیشرفته و سپس در کشورهای در حال توسعه، گسترش بیشتری یافته است و در حال حاضر نیز ادامه دارد. با صدور برنامه های اقتصادی کشورهای توسعهیافته، تحت عنوان برنامه های رشد و توسعه، پدیدة حاشیهنشینی در این کشورها به وجود آمد. مفهوم حاشیهنشینی معادل های فراوانی دارد.
بدمسکنی، زیست حاشیه ای، اسکان غیررسمی، کوخ نشینی، زاغه نشینی، اسکان متعارف، اسکان ناهنجار، پراکنده رویی، شهر آستانه ای، سکونت نابسامان یا ناپایدار، مسکن ناهمگون و غیر استاندارد، شهرسازی غیررسمی، مناطق تراکم فقر، کمربند فقر، کمربند نکبت، زاغه های یأس، سرپناه خلق الساعه، مناطق نه شهر و نه روستا و گودنشینی و مراکز سکونتی برنامه ریزی نشده در خارج از محدوده های قانونی شهرها از مفاهیم رایج برای توضیح این پدیده است.
حاشیهنشینان به کسانی گویند که در محدودة اقتصادی شهر زندگی می کنند و جذب نظام اجتماعی و اقتصادی شهر نشده و خود، شیوة جدیدی از زندگی را پدید آورده اند. این نوع زندگی، با سه شیوة رایج زندگی، یعنی شهری، روستایی و ایلی متفاوت است و با ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی مخصوص به خود، بافت فیزیکی معینی را به وجود می آورد.
همچنین در تعریفی که بر مبنای دیدگاه اقتصادی بوده و به شکل بسیار کلی از سوی «مؤسسة مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» ارائه شده است. حاشیهنشینی چنین تعریف شده است: «حاشیهنشینی به معنای اعم، شامل ]شیوه زندگی [تمام کسانی است که در محدودة اقتصادی شهری ساکن هستند؛ ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند. جاذبة شهری و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه خویش کنده و به سوی قطبهای صنعتی و بازارهای کار می کشد. اکثر مهاجران، روستاییانی هستند که به منظور گذراندن بهتر زندگی، راهی شهرها می شوند.»
به طور کلی حاشیهنشینان کسانی هستند که در سکونتگاههای غیرمتعارف با ساکنان بافت اصلی شهر زندگی می کنند. این افراد بیشتر بر اثر نیروهای دافعة زیستگاه اولیه مانند فقر، بیکاری و… از زادگاه خود رانده شده، به شهرها روی می آورند.
اسکان غیررسمی
اسکان غیررسمی عبارت است از: سکونتگاههایی که درون یا مجاور شهرها دارای بافت کالبدی نابسامان و عمدتاً خودرو بوده و متشکل از واحدهای مسکونی است که بدون رعایت اصول فنی ساختمان، ساخته شده و فاقد مجوز رسمی است. بیشتر ساکنان آنها قشرهای کمدرآمدند و در اقتصاد غیررسمی فعالیت دارند. این نوع اسکان، منطقه مسکونی گروههای کمدرآمدی است که در بازار رسمی مسکن جایی ندارند. در نتیجه به بازار غیررسمی مسکن روی می آورند.
اسکان های غیررسمی در جهان، پیشینه طولانی دارد. از زمان شکل گیری تاکنون با عناوین متعددی چون: حاشیهنشینی، سکونتگاههای خودرو و نابسامان، اجتماعات آلونکی، اسکان نابهنجار و خودانگیخته نامیده می شود. بدین صورت که شخصی به غیر از مالک زمین، مساکنی را با اجازه و یا بدون اجازه صاحب ملک می ساخته است.
اسکان غیررسمی از جمله پدیده های ناشی از شهرنشینی شتابان معاصر و از جلوه های بارز فقر شهری است که به صورت خودرو در درون یا اطراف شهرها ظاهر شده است. اینگونه سکونتگاهها با تجمعی از قشرهای کم درآمد و غالباً با مشاغل غیررسمی و شیوه ای از شهرنشینی ناپایدار همراهند و زمینة مناسبی برای بروز آسیبهای اجتماعی به شمار می روند.
زاغهنشینی
واژه زاغه نشینی به معنای محله های مسکونی پرجمعیت و فرودست شهری است که گاه برای آن معادل های «آلونک»، و «زاغه» یا «حلبی آباد» در فارسی برگزیده شده است و نخستین بار در سال ۱۸۲۰ استفاده شد. دایرۀ المعارف بریتانیکا، این واژه را اینگونه تعریف می کند:
… بخش هایی از شهر که از نظر فیزیکی و اجتماعی، مخروبه باشد و زندگی خانوادگی در آنها مناسب نباشد. بدمسکنی شامل فقدان نور کافی، هوا، توالت، حمام و نیز مشکلات تعمیر اساسی و… شاخص اصلی اینگونه سکونتگاههاست؛ آنها بسیار شلوغ و آشفته اند.
در فرهنگ لغت آکسفورد واژه «Slum» چنین تعریف شده است:
فضاها، کوچه یا خیابان های کوچک و بد ساخته شده، کثیف و خانه های شلوغ و درهم و برهم.
نوعشناسی سکونتگاههای حاشیهای
سکونتگاههای حاشیه ای در ایران بر اساس نوعِ مسکن، شامل موارد ذیل است:
آلونک: به مکانی گفته می شود که معمولاً از یک یا دو اتاق با مصالح کمدوام (چوب، نایلون، برزنت، گل و خاک، حلب و پلاستیک و…) بنا شده اند و وضعی ناهنجار و غیراستاندارد (هم از نظر ساخت و هم از نظر اندازه و…) دارند. غالباً بدون مجوز و در نقاطی نامناسب و پرت ساخته می شود و یک خانواده کوچک یا بزرگ در آن سکونت دارد.
اتاق: از خشت و گل و آجر به صورت بلوک های ساختمانی و شکل و قالب یکسان ساخته می شود.
اتاق حلبی: مسکنی که عمدتاً از پیت های حلبی میسازند.
باشلی: نوعی مسکن کپری با دیواره سنگی و طاق حصیری است.
چادر: شامل چادر کامل یا چادرهایی که با پارچه، نایلون و مواد مشابه سرهم بندی شده باشد.
زاغه: به گودال یا حفره ای گویند که در کوره یا زمین برای نگهداری حیوانات یا اقامت انسان تعبیه شود؛ ولی به طور مسلم به خانه های مخروبة محله های حاشیهنشین نیز گفته می شود؛ به طوری که آنها را زاغه نشین نیز می گویند. اینگونه واحدهای مسکونی ، گاه در اصل واحدهای مسکونی با کیفیت بالا بوده اند که بر اثر مرور زمان و بی توجهی به تعمیر، تخریب شده یا با ایجاد دیوارها و جداکننده ها به واحدهای کوچک و غیراستاندارد بدل شده اند. این بناها معمولاً فاقد نور، سرویس های بهداشتی و امکانات لازمِ یک واحد مسکونی قابل قبول هستند.
زیرزمین: پایین تر از سطح زمین با مصالح ساختمانی ساخته می شود.
قمیر: محل پختن خشت در کورهپزخانه ها است.
کپر: معمولاً در نواحی گرمسیر با حصیر، چوب، خاک و خاشاک ساخته میشود و مانند آلونک یا خانوار کوچک یا بزرگ را در نقاطی نامناسب و پرت در خود جای می دهد.
گرگین: دارای دیوار معمولی با مصالح ساختمانی و سقف حصیری است.
مقبره: اتاق هایی که در صحن امامزاده ساخته می شود که هم محل دفن مردگان است و هم محل سکونت زندگان.
سکونتگاههای حاشیه ای براساس چگونگی استقرار نسبت به شهر اصلی به سه نوع تقسیم می شوند:
۱) مساکن قدیمی و متروک داخل شهرها: این مساکن قبلاً در شهرها جایگاه ثروتمندانِ شهری بوده اند؛ ولی امروز با گذشت زمان و نیاز به تعمیر و فرسوده شدن و مطابقت نداشتن با روند مدرنیزاسیون و مشکلات رفتوآمدی، دچار رکود قیمت شده و بر اثر مراحل هجوم و توالی به جایگاه زندگی فقیران و کارگران شهری تبدیل شده اند و امکانات زندگی مطلوب را ندارند.
۲) مساکن غیرمتعارف درون شهری: این مساکن، عمر کوتاه تری نسبت به نوع قبلی دارند؛ ولی در نحوة ساخت، مالکیت و… غیرقانونی اند یا اینکه در مکان های مخاطره آمیز درون شهری نظیر نزدیکی با مسیل ها، خطوط آهن و … ساخته شده اند.
مساکن غیر متعارف بیرون شهری: این مناطق که کلاً خارج از محدوده قانونی و رسمی شهر هستند به صورت خودرو و بدون برنامه-ریزی از پیش تعیین شده ایجاد شده اند؛ ازاینرو دستگاه های دولتی نیز به آنها هیچگونه خدماتی ارائه نمیدهند و این مناطق در نوعی از محرومیت به سر می برند.
ویژگیها
مناطق حاشیهنشین عموماً ویژگیهای زیر را دارند:
۱) سیمای نامطلوب: عمده ترین نماد جهانی حاشیهنشینی، سیمای نامطلوب آن است که احساس و وجدان و دیدگان آدمی را می آزارد، ساختمانها تخریب شده و فرسوده نشان می دهد، گذرگاه ها و معابر پر پیچ و خم و کم عرض بوده و معمولاً راه دسترسی خودروهای امداد اعم از آتش نشانی، اورژانس و پلیس هنگام بروز حوادث و خطرات وجود ندارد.
۲) پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامتی: انباشت زباله ها و جمع آوری نکردن آنها، جریان فاضلاب منازل در کوچه ها و نبود دفع بهداشتی آن، آلودگی های صوتی و آلودگی هوا و… در این محلات، مشهود است.
۳) فقدان شغل رسمی و درآمد کافی: اکثر خانواده های حاشیهنشین، شغل رسمی برای تأمین معاش خود ندارند و چون این افراد عموماً مهارت و تخصص و سرمایة لازم را ندارند، به مشاغل کاذب و بعضاً مجرمانه مثل دست فروشی، کوپنفروشی، تکدی-گری، زباله دزدی، خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی روی می آورند.
۴) آیین و رفتار: به لحاظ اجتماعی، اسکان های غیررسمی فاقد نظم و سازماندهی بوده، ممکن است ناحیه ای دارای فساد و جرم و جنایت باشد.
۵) شیوه زندگی: بسته به طریقی که اسکان های غیررسمی شکل گرفته، شیوه زندگی ساکنان آن ممکن است به نحوی باشد که نسبت به سایرین احساس بیگانگی کنند یا به صورت آشنایان صمیمی درآیند.
۶) خصوصیات کالبدی: اسکان های غیررسمی به سبب شرایط غیرقانونی ماهیت خود، خدمات و زیرساخت هایی پایین تر از سطوح حداقل و مناسب دارد. این خدمات شامل شبکه ارتباطی، تأمین آب، بهداشت معابر، فاضلاب، مدارس، مراکز درمانی، مراکزخرید و فروش و… هستند.
۷) خصوصیات اقتصادی و اجتماعی: اغلب ساکنان اسکان های غیررسمی به گروههای کمدرآمد تعلق دارند که یا به عنوان نیروی کارمزد یا در بخشهای مختلف غیررسمی فعالیت می کنند.
۸) خصوصیات قانونی: خصوصیت عمده ای که اسکان های غیررسمی را از سکونتگاههای رسمی جدا می سازد، آن است که این زمین ها ممکن است اراضی عمومی یا تصرف شده دولتی یا قطعه زمین های حاشیه ای، مانند زمین های محدوده ممنوعه خطوط آهن یا اراضی نامطلوب باتلاقی باشد.
۹) وجود خردهفرهنگ های خاص مناطق کوچک: در مناطق حاشیهنشین، خرده فرهنگ های مناطق کوچکی مشاهده میشود که هر یک از خانوارها قبلاً ساکن آن بوده اند. این فرهنگها بسیار دیر، جذب فرهنگ شهری می شوند و این امر و نیز فقر فرهنگی افراد، امکان نفوذ از نظر فرهنگی و اجتماعی را در آنها برای اجرای برنامههای مختلف اجتماعی مانند بهداشت، تنظیم خانواده و… با مشکل مواجه می کند.
۱۰) تراکم جمعیت: ترکیب سنی جمعیت در این مناطق نشان می دهد که با وجودِ جوان بودن بیشتر رؤسای خانواده ها، بُعد خانوار وسیع است. متوسط تعداد جمعیت هر خانوار ۵/۴ درصد است که با در نظر گرفتن مساحت کمِ منازلِ موجود در مناطق حاشیهنشین به تراکم بیش از حد جمعیت در این مناطق پی خواهیم برد.
۱۱) فقدان یا کم بودن امکانات آموزشی و رفاهی و پایین بودن سطح سواد و تحصیلات: در حاشیه شهرهای ایران، آموزش و پرورش به بدوی ترین شکل ممکن رواج دارد؛ به این معنا که تخصیصنیافتن بودجه متناسب برای امر آموزش و پرورشِ این نقاط، جدای از آنکه باعث کمسوادی حاشیهنشینان شده است، موجب شده که فرایند جامعه پذیری در میان کودکان و نوجوانان حاشیهنشین، ناقص و عقیم باشد؛ نقصانی که در رشد بالای انحرافات اجتماعی نمود می یابد.
پایش سبک زندگی، سال دوم، شماره ۱۱، بهمن ۱۳۹۴، صفحات ۶۸-۷۱.