مصرف و مصرف گرایی در گفتگو با حجت الاسلام ناصر جهانیان
۱. منظور از دو مفهوم مصرف و مصرفگرایی چیست؟
مصرف، همانگونه که از نامش پیداست تخصیص دادن بخشی از درآمدها برای امور شخصی و گذران زندگی روزمره است. یک خانواده معمولی و متوسط جامعه که درآمد معینی دارد و به اصطلاح فقیر نیست و به عبارتی دارای درآمد مازاد بر مصرف خویش است، بخش عمدهای از درآمدش را به مصرفشخصی و گذران زندگی روزمره؛ بخشی را به تولید و سرمایهگذاری و بخشی را نیز به انفاق، مشارکت اجتماعی و کمک به دیگران تخصیص میدهد.
بنابراین مصرف، آن بخش از درآمد انسانهاست که صرف وجود خود و خانواده میشود و نیازهای جسمی و معنوی هر انسانی را ارضاء و مطلوبیت انسان را تأمین میکند؛ بنابراین مصرف، بهخودی خود بد نیست بلکه سبب حفظ حیات است؛ مثلا خرید خوراک، مسکن، پوشاک و صرف مخارجی در رابطه با آموزش، سرگرمی و معنویات مثل سفر زیارتی به مشهد، کربلا و مکه و مدینه جزء مصارف زندگی محسوب میشوند و مطلوبیت انسان را افزایش میدهند، پس مصرف از این جهت یک بعد مثبت دارد؛ اما بعد منفی آن این است که مصرف تبدیل به زباله میشود و منابع حیاتی بشر از جمله جنگلها، آبها و همچنین معادن مصرف میشوند. البته در همین قسمت نیز اگر به حد بهینه و کفافِ انسان مصرف شود یعنی اسراف و تبذیر و اتراف در کار نباشد اشکالی ندارد و این نیز در زمره همان مصرف محسوب میشود.
مصرف یک حد خرد دارد و یک حد کلان؛ مصرف خرد برای فقرا و کسانی است که در جامعه کشاورزی زندگی میکردهاند. این حد از مصرف، یک حد مصرف معیشتی بود و افراد این جامعه، اقتصادی معیشتی داشتند که معمولا با سوء تغذیه همراه میشد به حدی که نود درصد مردم در این نوع از جوامع با سوء تغذیه همراه بودند، ۱۰ درصد از آنان یا شاید هم کمتر، زندگی متناسبی داشتند و یک درصد و شاید کمتر از یک درصد که شاهان و خاندان سلطنتی بودند زندگی مترفانه و اشرافی داشتند که هیچگونه حد و مرزی برای مصرف خود در آن زمان قائل نبودند. از دیگر مشکلات اساسی جوامع کشاورزی مسئله قحطی بود یعنی آنان با قحطی مواجه میشدند و البته قحطی بهخودی خود باعث میشد که تعادل در نسل و جمعیت ایجاد شود.
با صنعتی شدن جوامع تا پیش از مرحله تولید انبوه، هنوز مشکلی رخ نداده بود هرچند که اشراف و ثروتمندان مصرفگرایی خاص خود را داشتند اما با فرارسیدن مرحله تولید انبوه، یکی از مشکلات اساسی جوامع صنعتی که رخ نمایاند مسئله رکود بود. به این معنا که جوامع صنعتی با آنکه تولید انبوه داشتند ولی مصرف انبوه نداشتند؛ لذا بحران ۱۹۲۹ میلادی -که در رمان «خوشههای خشم» نوشته جان اشتنبرگ و فیلمی که براساس این رمان ساخته شد به وضوح نمایان شده بود- رخ داد؛ بحرانی که در آن مردم برای کالاهایی که در کارخانهها و انبارهایشان مانده بود تقاضایی نداشتند؛ لذا آقای کینز به داد نظام سرمایهداری رسید. تز او این بود که بایست حتی به کارگران دستمزد داده شود که مثلاً از صبح تا ظهر چاله بکنند و از ظهر تا غروب چاله را پر کنند برای اینکه با افزایش دستمزد، آنان کالاهای باقیمانده در انبارهای سرمایهداران را تقاضا کنند و به این شکل بحران رکود از بین برود.
بنابراین اقتصاد از سمت عرضه، به سمت تقاضا رفت؛ یعنی به این سمت که تقاضای مصرف کالا افزایش پیدا کند چه این تقاضا از جانب دولت باشد و چه مردم؛ لذا عصر مصرف انبوه آغاز گردید. اما نکتهای که در این بین وجود داشت این بود که عصر مصرف انبوه با پول دادن شروع نمیشد بلکه میبایست عادت مصرف نیز تغییر کند. دولتها و سرمایهداران در جوامع صنعتی این عادتها را چگونه تغییر دادند؟ از طریق تبلیغات و خرج کردن مبالغ هنگفتی در این زمینه. این تبلیغات عادات مصرفی مردم را تغییر داد و با تغییر عادات مصرف، مصرف انبوه افزایش پیدا کرد و به این ترتیب یک جامعه مصرفی در غرب ایجاد شد. در واقع بر اساس مطالعاتی که در اینباره صورت گرفته است در سال ۱۹۹۲، ۶۰۰ میلیون نفر به این جامعه مصرفی افزوده شد و تا سال ۲۰۰۴ میلادی این تعداد به ۱.۷ میلیارد نفر از مردم جهان رسید که از این تعداد۲۷۰ میلیون نفر از ایالات متحده آمریکا و کانادا بودند و ۳۵۰ میلیون نفر از اروپای غربی و ۱۲۰ میلیون نفر از کشور ژاپن. در حال حاضر نصف این جامعه مصرفی در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند که ۲۴۰ میلیون نفر در کشور چین و ۱۲۰ میلیون نفر در هند بهسر میبرند و همینطور این آمار در حال افزایش است و دنیا به سمت مصرفگرایی انبوه پیش میرود.
۲. پدیده مصرفیگرایی که در دنیای مدرن و با رشد صنعت و تکنولوژی و تغییر باورها و نگرشها و رفتارهای مصرفی مردم شروع شد از چه زمانی وارد جامعه ایران شد و چه عواملی مصرفگرایی را تشدید کرد؟
پیش از انقلاب و تا پیش از گران شدن نفت، ایران در زمره جوامع مصرفگرا نبود؛ به عنوان مثال خود ما در دوران بلوغ -چند سالی قبل از انقلاب- مرغ محلی استفاده میکردیم و آنهم هفتهای یک بار. البته اشراف و آنانی که در نهادهای خاص بودند مصرفگرا بودند اما به عنوان یک الگوی عام برای جامعه به حساب نمیآمدند. در سال ۱۳۵۲ و با گران شدن نفت و این مسئله که مقداری از پول نفت به جیب کارمندان عالی رتبه دولت و مانند آنان سرازیر شد، مصرفگرایی واقعی در جامعه ایران شکل گرفت. در خاطر دارم که ۵-۶ سال قبل از انقلاب بحث اینکه هر فرد ایرانی باید یک پیکان داشته باشد مطرح شد.
بنابراین مصرفگرایی بعد از افزایش قیمت نفت در جامعه ایران رخ نمود؛ یعنی زمانی که جامعه احساس کرد با تزریق شدن مقدار معتنابهی از پول نفت به سطح اجتماع باید سطح رفاهی مردم از طریق مصرف بیشتر کالاها بالاتر رود. در اصطلاح در جامعه ایران یک بیماری هلندی در زمینه تولید ایجاد شد؛ بیماری هلندی در تولید به این معناست که میتوان تکنولوژی متناسب با خود را ایجاد کرد اما به جای آن تکنولوژیای ایجاد میشود که نه مهندس و طرح و نقشهاش در داخل وجود دارد و نه حتی پیچ و مهره آن؛ یعنی هیچ چیزی مال خود آن جامعه نیست و همه ابزار آن از خارج وارد میشود و اصلاً تناسبی با شرایط آن جامعه ندارد؛ به عنوان مثال در کشور کارخانهای تمام اتوماتیک ایجاد میشود در حالیکه این ظرفیت وجود دارد که این کارخانه با صنعت متوسط و آموزش مهندسان و پرسنل داخلی تکمیل و اجرا گردد.
این بیماری خود را در مصرف نیز به شدت نشان داد؛ مثلا جامعه بهجای مصرف برنج یا مرغ ایرانی به سمت مصرف برنج یا مرغ ارزانقیمت آمریکایی سوق داده شد. همچنین این فرهنگ که اگر به همه مردم ایران کالای مصرفی نمیرسد حداقل در شهر به کارمندان حقوقبگیر دولت از فروشگاه کوروش و داریوش و مانند آنها میرسد، بهوجود آمد. در ابتدا مرغ آمریکایی وارد شد و بعد از آن تلاش کردند تا مرغداریهای زنجیرهای را ایجاد کنند. صنعت کفش ملی را نابود کردند و کفشهای ارزانقیمت خارجی را وارد نمودند و با افزایش واردات و البته ارزانتر شدن قیمتها، مصرفگرایی افزایش یافت و در همان حال تولید داخلی و کشاورزی نابود شد و کشور در صنعت و تولید کاملا به خارج وابسته گردید.
پس از انقلاب و بعد از رویداد جنگ تحمیلی، رهبران سازندگی این تفکر که مردم این کشورِ جنگزده نیاز دارند تا اندکی در آسایش و رفاه زندگی کنند را مطرح نمودند و الگوهایی را به نام الگوی تحلیل ساختاری معرفی کردند؛ در صورتیکه میبایست الگوی صحیح مصرف را معرفی و پیاده میکردند؛ اما به دلیل تکیه بیش از اندازه دولت به درآمد نفت و علیرغم توصیه و تأکیدهای بسیار مقام معظم رهبری درباره اصلاح الگوی مصرف و اقتصاد بدون نفت، دوباره مسئله واردات مطرح شد و باز هم الگوی مصرفگرایی در جامعه پیاده شد.
به این ترتیب فرهنگ صحیح مصرفِ در حد کفایت و اینکه تولیدی داشته باشیم متناسب با نیازهایمان به سرانجام نرسید و در حال حاضر فرهنگ مصرفی جامعه ایران در حدی است که کشور ما در زمینه تولید مانند کشور بنگلادش و در زمینه مصرف مانند مصرف کشور آمریکا است. دلیل این امر نیز تکیه شدید تمامی دولتهای پس از انقلاب بر تولید نفت و درآمد حاصله از آن است یعنی همان بیماری هلندی که در مصرفگرایی خودش را نشان داد.
البته شایان ذکر است یکی از دلایل مصرفگرایی در جامعه ایرانِ بعد از انقلاب، تفکر انقلابی در زمینه رساندن کالاهای مصرفی به دست زاغهنشینان و روستاییان بود به این معنا که دولت و مسئولین انقلابی به دلیل خیرخواهی و برای رشد عدالت اجتماعی و با اندیشیدن تمهیداتی مانند کوپنی کردن کالاهای ضروریِ مصرف خانوار، در صدد ایجاد زمینهای برای مصرف کالاهای معمولی و ضروری برای خانوادههای فقیر و کم درآمد جامعه جنگزده ایران بودند که همین امر کمکم باعث شد تا تقاضای کالاهای ضروری و معمولی در جامعه ما افزایش پیدا کند.
۳. اساساً چه عواملی و خصوصاً چه عوامل فرهنگی موجب شده است که جامعه ایران تا این حد نسبت به استفاده از کالاهای لوکس که در واقع همان نقطه منفی مصرفگرایی است عطش پیدا کند؛ از ماشین گرفته تا خانه و لوازم لوکسِ خانه و پوشاک و خصوصاً بحثهایی مانند مد و آرایش و یا در حوزه مصرف انرژی که مصرف انرژی ایران نسبت به سرانه کشورهای جهان، بالاتر است و یا در حوزه مصارف فرهنگی مانند ماهواره و اینترنت و مانند آن. به هر صورت هرجا دست میگذاریم میبینیم سرانه مصرف ایرانی طراز اعتدال را دارا نیست.
باید ملاحظه نمود که مصرف کالاهای لوکس اولاً توسط چه کسانی در جامعه باب میشود؟ جواب این سوال این است که مصرف کالاهای لوکس ابتدا بهدست سرمایهداران، اشراف و نوکیسهگان دولتی و خصوصی انجام میگیرد. اینان خطشکنان عرصه تولید و مصرف کالاهای سوپر لوکساند؛ البته مصرف کالای لوکس پس از مدتی با فرهنگسازی این افراد در جامعه فراگیر شده و جزء عرف محسوب میشود و نمیتوان با آن به شکل جدی رو در رو شد اما در زمینه مصرف کالاهای سوپر لوکس، همین خطشکنان و مترفین این الگو را گسترش میدهند.
جامعهشناسان معتقدند که گستاخان و خطشکنان در ابتدا عدهای قلیل و در حدود سه درصد از جامعه هستند که در صورت عدم مقابله با آنان به دوازده درصد و یا ۲۵ درصد میرسند و همیشه همین عده قلیل در جامعه جزء دلواپسان اوضاع اقتصادی و تاثیرگذاران بر آینده اقتصادی کشور در زمینه تولید و مصرفاند. در جامعهشناسی ثابت شده است که اگر با ضد ارزش یعنی همین اشرافیگری و اسراف و با طبقه مترفین و مصرفگرایان مبارزه نشود آنان با توجه به اینکه از پشتیبانی بینالمللی، ماهوارهای، اینترنتی، سینمایی و تلویزیونی برخوردارند بر روی کل جامعه اثرگذار خواهند بود. حرص انسان به مصرفگرایی و تظاهر به دارا بودن، امری است که در اثر عدم تربیت در ساحت الگوی مصرف و اثرگذاری همان قشر اندکِ تاثیرگذار ایجاد میشود تا اندازهای که شخصیت انسان در یک جامعه مصرفگرا به نوعِ مصرف کردن او محک زده میشود؛ به عنوان مثال کسی که پیش از این خودروی ال۹۰ در اختیار داشته و اکنون به دلایلی آن را ندارد و سوار بر خودروی پراید است در جامعه احساس حقارت و کمبود میکند به این دلیل که خودروی ال۹۰ به عنوان یک حداقل در نظر گرفته میشود و کسی که دارای آن نیست به نوعی دچار فقر و نداری است. بنابراین در جامعه مصرفگرا اقشار مختلف اعم از اشرافزادگان و متمولین و عامه مردم بر روی دیگران فشار و جبری اجتماعی را ایجاد میکنند که انسان را به همراهی و تحمیل مطلوبات آنان که همان مصرفگرایی و تظاهر به دارا بودن به هر قیمتی است، سوق میدهد. این مسئله یک بیماری است که راه برون رفت از آن تربیت دینی و اصلاح الگوی مصرف بر اساس تعالیم دین است.
بحثی را قبلا اشاره نمودید که اهمیت فراوانی دارد و آن تبلیغات و رسانه است و واقعا اکنون در دنیای مدرن و خصوصا در کشور ما بسیار تاثیرگذار است یکی از این موضوعات تبلیغاتیِ رسانهها، برند خریدن است. اینگونه تبلیغات رسانهای در ترویج و گسترش مصرفگرایی را توضیح بدهید.
بحث تولید ایرانی و مصرف کالای تولید شده در داخل یک ارزش است که مقام معظم رهبری سالهاست روی آن تأکید دارند. برندسازی درباره محصولات ایرانی و تبلیغ رویآنها مسئله بسیار مهمی استريال ولی باید تولید داخلی ایران نیز به حدی از کیفیت مطلوب برسد که مصرفکننده ایرانی تفاوت چندانی بین محصول ایرانی و خارجی قایل نشده و اندکی ملیگراییاش او را به سمت مصرف کالاهای داخلی سوق دهد و الا اگر کیفیت تولیدات داخلی در مقابل کالاهای خارجی ده به صد است مسلماً نباید از عقلاء انتظار داشت که از کالای با کیفیتِ صد گذشته و کالای ده را مصرف کنند. مقصود مقام معظم رهبری نیز این نیست که بدون بالابردن کیفیت کالاهای داخلی به مصرف داخلی روی آورد؛ مثلا ال۹۰ را که ایران تولید میکند نسبتاً خوب است و میتوان بهجای استفاده از تویوتای ۱۰۰ میلیونی از این خودرو بهره برد. بنابراین در عوض پرداخت صد میلیون برای خودروی خارجی، چهل میلیون برای خودروی داخلی صرف میشود و آن ۶۰ ملیون اضافه را میتوان در مصارف بهتری استفاده نمود. لذا در یک مفهوم کلی، در الگوی مصرف باید عقلانیت مصرف وجود داشته باشد؛ عقلانیتی که مصرفش هم دنیا و هم آخرت را فرا بگیرد. این عقلانیت در مصرف همان عقلانیت اسلامی است که در صورت تبعیت از آن میتوان موفق بود.
۴. نقش رسانهها و تبلیغات رسانهای در ترویج مصرفگرایی را چگونه ارزیابی میفرمایید؟
این مسئله که در فیلمها، رسانهها و حتی تبلیغات بانکها به نوعی مصرفگرایی رواج داده شود مسلما بد است و رسانهها بایست حد مصرفِ به قدر کفاف را رواج دهند؛ مثلا اینکه یک شخص خانهای آبرومند داشته باشد و به اندازه متعارف. به عنوان مثال اگر شما در خانه ۵ اتاق دارید و ۲ اتاق آن زاید بر مصرف است و برای مهمان هم نساختهاید، آن دو اتاق وبال گردن شما در روز قیامت و از مصادیق اسراف است؛ بنابراین باید دقت کرد که خانه به اندازه کفاف باشد. البته اینکه برای مهمان اتاقی در نظر گرفته شود خود نمونهای از مصرف به قدر کفاف محسوب میشود.
۵. آسیبهای اقتصادی و فرهنگی مصرفگرایی بر سبک و شیوه زندگی ایرانی- اسلامی کدام است؟
به برخی از این آسیبها در لابلای مباحث قبلی اشاره شد اما در یک نگاه کلی میتوان آسیبهای اقتصادی و فرهنگی ذیل را برای شیوه مصرفگرایی امروزه جامعه ایران برشمرد: صنعتیشدن معیوب، ورود کالاهای خارجی، اقتصاد کاملاً تک محصولی و متکی به نفت، گسترش شهرنشینی و مهاجرت به شهرها، پرداخت مریض یارانه و نظارت بر توزیع و قیمت کالاها، شتاب تورم، رشد بیرویه و ربوی تسهیلات بانکی، گسترش شرکتهای لیزینگ و واسطهگریهای مخرب، رشد تبلیغات بیرویه مصرف، افزایش هزینههای جاری و عمرانی دولت و رشد تورم. یکی از مهمترین آسیبهای فرهنگی مصرفگرایی پدیده چشم و همچشمی است؛ این پدیده در میان خانمها بیشتر از مردان شایع است. طبق برخی از تحقیقات، ۱۵ درصد زنان در ایران دچار چشم و همچشمیاند که پنج درصد این افراد به سبب مشکلات روانی و کمبودهای دوران کودکی و ۱۰ درصد به سبب حسادت و رقابت منفی چشم و همچشمی میکنند.
۶. راهکارهای مواجهه و مقابله با مصرفگرایی کدام است؟ (نقش نهاد حاکمیت، نهادهای فرهنگی و خانواده در این باره چیست؟)
در جامعه اسلامي باید الگوي مصرف فراگیر و پایدار نهادينه شود. اهميت اين نكته از دو جهت است: جهت نخست؛ آموزههاي اسلامي مربوط به حرمت اسراف، تبذير و اتراف است. اما جهت دوم؛ مسئله ضرورت زمان براي كشورهاي در حال توسعه است؛ زيرا اينكشورها هنوز به رشد اقتصادي خودپويا نرسيدهاند؛ بنابراین اگر بخواهند از توسعهيافتهها در مصرف تقليد كنند لازمهاش گذشتن از مرحله تولید انبوه و رسيدن به مرحله مصرف انبوه است، در حالي كه كشورهاي كمتر توسعهيافتهاي مانند ايران هنوز در مرحله خيزِ اقتصادياند و باید به پسانداز و سرمايهگذاري و توليد بيشتر اهميت دهند. اين نكته نيز نبايد فراموش شود كه يكي از راهكارهاي «غربيكردن جهانسوم» از راه گسترش مصرفگرایی، نخست در ميان نخبگان شهرى و سپس در ميان بخشهاى وسيعترى از مردم است. البته، نبايد مصارف عرفي و متناسب هر عصر را منع كرد، بلكه محرومكردن مردم و سركوب نيازهاي واقعي خود نوعي ظلم است، بنابراین فقط از نيازهاي كاذب باید به روشهاي مسالمتجويانه صرفنظر كرد.
برای اصلاح الگوی مصرف، ارزشهای نهفته در توسعه اسلامی، الگوهای رفتاری خاصی را برای دولت و مردم پیشنهاد میکند. این الگوهای رفتاری خاص ابتدا برای دولت و سپس برای مردم ارائه میشوند. مجموعة این الگوهای رفتاری، توسعهای با ویژگیهای معنوی، خیرخواهانه، حقطلبانه، اترافستیز و اسرافستیز به ارمغان میآورد که میتواند به اصلاح الگوی مصرف کمک شایان کند.
وظایف دولت اسلامی و اصلاح الگوی مصرف
۱. لزوم زهد مسئولان طراز اول
از آنجا که مردم در هر عصر و زمانی بهطور معمول از رفتار رهبران جامعه الگو میگیرند، و یکی از مهمترین گروههایی که تعیینکننده هدفهای ملت هستند مسئولان طراز اول یک کشورند؛ بنابراین اگر این رهبران در رفتارهای مصرفی خود زاهدانه عمل کنند و الگوی مصرفیای از خود ارائه کنند که اسراف، تبذیر و اتراف در آن نباشد، این الگو به دیگر اقشار نیز سرایت میکند و در نتیجه، الگوی مصرف اسلامی تا حدی شکل میگیرد.
یکی از وظایف رهبر جامعه اسلامی در جایگاه رئیس دولت از یکسو و الگو و پیشوای مردم از سوی دیگر، آن است که بهصورتی مصرف خود را تنظیم کند تا فقیران جامعه احساس افسردگی و بدبختی نکنند و دچار بیایمانی نشوند. حضرت علی۷دربارة مصرف رهبران حق میفرماید:
«خداوند متعال بر پيشوايان حق واجب كرده كه بر خود سخت گيرند و مانند طبقه ضعيف مردم باشند تا فقر، آنان را به ستوه نياورد و سر از فرمان خداوند نكشند.»
۲. روانسازی کالاها و خدمات عمومی و بهینهسازی اندازه دولت
یکی از علتهای مهمِ روآوردن مردم به کالاها و خدمات خصوصی لوکس و گران، فقدان کارآمدی در عرضه کالاها و خدمات عمومی مانند حمل و نقل عمومی شهری و بینشهری است. اگر این کالاها و خدمات به اندازه کافی و با سهولت در اختیار مردم باشند معقول نیست به سمت مصرف کالای خصوصی بروند؛ اما چون عرضه آن کالاها و خدمات از لحاظ کمی یا کیفی دچار مشکل کارایی است؛ بهتدریج مردم مأیوس شده و کالاهای خصوصی لوکس را تقاضا میکنند.
۳. به حداقل رساندن فساد مالی
مسئله مهمي كه باقي ميماند اين است كه دولت با فساد مالي در دستگاه حكومتي خود چه ميكند؟ به عبارت ديگر، هزينههاي مصرفي و همينطور هزينههاي عمراني و انتقالي آيا در جاي خود مصرف ميشوند يا خیر؛ یا اینکه حيف شده و صرف جاهطلبی زمامداران شده و بیتالمال را صرف مواردی میکنند که منافع اندکی برای عموم مردم دارد، یا اینکه بدتر، این هزینهها صرف حداکثرسازی منافع کارمندان دولت میشود و در نتیجه، کالاها و خدمات عمومیِ اندکی به شهروندان میرسد؟
۴. صرفهجویی در وقت و اموال عمومی
دولت اسلامي میباید بهرهبرداري از سرمايه انساني، فيزيكي و ماليِ در اختيارش را به حداكثر برساند. وسواسي كه رهبران جامعه اسلامي در اين باره بايد به خرج بدهند از اين كلام امام علي۷آشكار ميشود. وی خطاب به كارگزاران حكومتي كه با وی درباره امور جاري مكاتبه ميكردند، ميفرمايد:
«قلمهايتان را باريك و سطور نوشتهها را به هم نزديك كنيد، مطالب زايد ننويسيد و فقط اصل مطلب نوشته شود، از زيادهنويسي بپرهيزيد، زيرا بيتالمال مسلمانان تحمل بار زيان را ندارد.»
۵. اجرای قانون از کجا آوردهای
يكي از عوامل اختلاف طبقاتي و بيبهره شدن مردم از رشد اقتصادي سوء استفاده صاحبان قدرت و ثروت از منابع عمومي كشور و انجام كارهاي حرام و خلاف است. اگر دولت مطابق قانون اسلام و حق و عدالت رفتار كند و اموال ناحق را به جايگاه اصلي خود برگرداند، بخشي از رفاه اقتصادي به جامعه برميگردد. اگر ثروتهاي ناشي از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوء استفاده از موقوفات، سوء استفاده از مقاطعهكاريها و معاملههای دولتي، فروش زمينهاي موات و مباحات اصلي، دایر كردن اماكن فساد و دیگر موارد غيرمشروع گرفته شده و به صاحب حق رد شود و در صورت معلوم نبودن، به بيتالمال داده شود، در آن صورت، ثروت عمدهاي براي افزايش رفاه فقیران و مصرف بيشتر آنها آزاد ميشود. اصل چهل و نهم قانون اساسي كه به قانون معروف: از كجا آوردهاي؟ شباهت دارد ضمن بيان اين مطلب اضافه ميكند كهاين حكم بايد با رسيدگي و تحقيق و ثبوت شرعي به وسيله دولت اجرا شود.
۶. وضع مالیات بر کالاهای لوکس مترفانه
اگر در جامعه اسلامي مصرف كالاهاي لوكس مترفانه خلاف هدفهای نظام اقتصادي اسلام است و با رشد فضیلتهای انساني افراد منافات دارد؛ بنابراين، دولت اسلامي در جایگاه مسئول تأمين مصالح جامعه وظيفه دارد كه با وضع ماليات بر مصرف كالاهاي لوكس مترفانه منابع افراد را به سمت كالاهاي مفيد هدايت كرده و از مصرف مترفانه بكاهد. وضع چنین مالیاتها و عوارضی باعث میشود که تقاضای داخلی برای چنین کالاهایی کاهش یابد، در نتیجه از یک سو، تولیدکنندگان داخلیِ چنین کالاهایی به صادرات ترغیب شده و از سوی دیگر، واردات چنین کالاهایی کاهش مییابد. درآمد ملی افزایش و سهم درآمدی برای عموم مردم بزرگتر شده و چون فرض این است که عوارض و مالیاتها نیز عادلانه و کارآمد تخصیص مییابد؛ بنابراین مصرف عموم مردم بهتر خواهد شد.
۷. وضع یارانههای موافق فقیران
مطابق با اصل حق عموم مردم بر منابع طبیعی، طسق اجرتی است که دولت اسلامی بر زمین به علت انفالبودن وضع میکند و افزون بر آن میدانیم که دولت اسلامی از انفال در منافع عمومی استفاده میکند. بنابراین، طسق و مانند آن درآمدهایی است که در اختیار دولت اسلامی قرار میگیرد تا آن را در منافع عمومی مصرف کند تا دیگران از این راه اجازة استفاده از زمین را داشته باشند. یکی از مهمترین مصداقهای هزینههای دولت از این درآمد، اعطای یارانه به فقیران است تا از این راه رفاه خودشان را افزایش دهند و مصرفشان به مصرف طبقههای متوسط نزدیک شود.
۸. تأمین مصرف پایدار
حفظ محیط زیست از اهم وظیفههای دولت اسلامی است. دولت اسلامي با برخورداري از مالكيت منابع طبيعي مانند: هوا، آب، خاك و مانند اينها قدرت جلوگيري از تصرفات بيحد را دارد. از آنجا كه تصميم دولت براساس تحقق مصالح عمومي بوده و حفظ محيط زيست از اهم مصالح عمومي است، دولت از انواع راهها ميتواند در جلوگيري از توليد كالايي كه آلودگي دارد، استفاده كند.
۹. اصلاح ساختار بازار و شفافسازی قیمتها
توسعه اسلامی هنگامی کارکردی صحیح دارد که در چارچوب اقتصادی سالم و با حداقل انحراف قیمتی عمل کند. شفافسازی قیمتها باعث بهینهسازی مصرف شده و از اسراف و تبذیر ناشی از واقعینبودن قیمتها جلوگیری میکند. البته، این وظیفه دولت اسلامی نباید مصرف فقیران را کاهش دهد، اما با توجه به وظیفه هفتم دولت اسلامی در زمینه تأمین مصرف فقیران، این وظیفه بیشتر قابل درک است.
وظایف مردم و اصلاح الگوی مصرف
مردم اعم از بنگاههای بخش خصوصی، خانوارهای فقیر و ثروتمند، و بخش سوم در برابر مصرف خود و دیگران مسئولاند. در این قسمت، قصد نداریم از حرمت اسراف و تبذیر و از مطلوبیت اعتدال بحث کنیم، چرا که در این موارد ادبیات اقتصاد اسلامی بسیار غنی است اما به چند وظیفه مردم در مورد مصرف باید توجه داد:
۱. نگریستن به زندگی افراد فروتر
۲. ضرورت حفظ جان
۳. عدم عرضه كالاهاي لوكس مترفانه
۴. تبليغ مجاز
۵. عدم عرضه كالاها و خدمات حرام
۶. امر به اعتدال در مصرف و نهی از مصرفگرایی و اسراف