وقتی او به من توهین کرد، من…؛ نگاهی به روشهای واکنش به توهین دیگران
نویسنده: محمدرضا آتشینصدف
مقدمه
کم و بیش برای بیشتر ما در زندگی پیش آمده است که دیگران به ما توهین کرده باشند. طبیعی است که حس بدی به انسان دست بدهد و در مقابل بخواهد واکنش نشان دهد. توهین به شکلهای گوناگونی صورت میگیرد و در مقابل، شیوههای واکنش افراد به توهین و توهینکنندگان هم متفاوت است. در این مقاله ما در صدد بررسی برخی از شیوههای گوناگون واکنش نشان دادن به توهین و میزان اثربخشی و پیامدهای کدام از آنها با نگاهی به آموزههای اسلامی هستیم و هدف ما یافتن مناسبترین شیوههای برخورد با این رفتار و موقعیت ناخوشایند است.
گونههای توهین
توهین گاهی زبانی است اعم از کتبی و شفاهی و گاهی غیرزبانی. از طرف دیگر گاهی مستقیم است و گاهی غیرمستقیم. زبانی ِغیرمستقیم مانند شوخی کردن و لطیفة کنایهآمیز گفتن یا تقلید کردن مضحک از نحوة حرف زدن فرد، غیرزبانیِ غیرمستقیم مانند نگاه سرد یا عاقل اندر سفیه انداختن یا خیره شدن طولانی یا خندیدن تمسخرآمیز یا ابرو بالا انداختن، زبانیِ مستقیم مانند انواع و اقسام فحشها و غیرزبانیِ مستقیم مانند حرکات گوناگون بدنی که پیامهای رکیکی را در بر دارند. ناگفته نماند گاهی نیز توهین برخلاف موارد پیشگفته که همه از جنس اقدام بودند، از جنس ترک اقدام است؛ مثلاً دعوت نکردن کسی به جایی که باید دعوت میشد یا از عمد به لطیفة لطیفهگو نخندیدن یا از همه جز او پذیرایی کردن.
شیوههای گوناگون واکنش به توهین
شیوههای واکنش به توهین گوناگون است که هر کس بسته به شخصیت و تجربة خود و نیز عوامل دیگر از یک یا چند تا از آنها استفاده میکند و گاهی یک یا دو تا از آنها سبک غالب او در مواجهه با این رفتار دیگران را تشکیل میدهند. حال آنها را نام میبریم و اثربخش بودن یا نبودن آنها را بررسی میکنیم.
• عصبانیت
ضعیفترین پاسخِ ممکن، عصبانیت است؛ به سه دلیل: اول آنکه نشان میدهد که ما توهین و در نتیجه توهینکننده را جدی گرفتهایم. دوم اینکه حاکی از این است که آن توهین به احتمال زیاد راست است و سوم اینکه ما را آشفته میکند و باعث میشود که زجر بکشیم؛ بنابراین عصبانیت شاید رایجترین شکل واکنش باشد ولی پرهزینهترین شکل آن نیز هست؛ بهخصوص که گاهی به ضرب و جرح و گاهی قتل نیز منجر میشود که در این صورت پیامدهای سنگین آن، زندگی افراد و خانوادههایی را تلخ و تباه میسازد.
• مقابله به مثل
پاسخ توهین با توهین، گاه ساده است و گاه هوشمندانه؛ در شکل سادة آن نیز گاه تکرار عین آن و به همان اندازه است و گاه کمتر از آن و گاه بیشتر. پاسخ هوشمندانه و زیرکانه دشوار و نیازمند تیزذهنی و مهارت حاضرجوابی است. حال به بیان نمونههایی شنیدنی از پاسخ هوشمندانه میپردازیم.
• در زمان جامی یکی از بزرگزادگان شهر که ادعای شاعری داشت، غزلی مانند غزل جامی گفته و نزد وی آورده بود. پس از قرائت شعر، از این بیت جامی:
بس که در جان فگار و چشم بیدارم تویی هر که پیدا میشود از دور پندارم تویی
ایراد گرفت و گفت: شما در مطلع شعر خود گفتهاید: هر که پیدا میشود از دور پندارم تویی، شاید گاوی پیدا شود! جامی گفت: باز پندارم تویی!
گفتنی است که اگر قرار باشد از چنین روشی استفاده کنیم این روش تنها در جمع دوستان مناسب است؛ آنهم با رعایت مرزهای اخلاق الهی و در نهایت نیز باید با یک شربت یا تعارف کردن یک میوه یا مالیدن دوستانة شانة طرف مقابل تمام شود و هدف از آن باید تنها شوخی و خوشمزگی باشد.
نکتة دیگر اینکه مقابله به مثل حتی اگر به شیوة هوشمندانه باشد باز یک مشکل بزرگ دارد و آن اینکه ما را با توهینکننده در یک سطح قرار میدهد. در واقع او با توهین کردن، در نگاه دیگران و حتی خودش در درجة پایینتری از ما قرار میگیرد؛ اما این تا زمانی است که ما مقابله به مثل نکردهایم؛ حال اگر ما هم مثل او رفتار کردیم، در واقع با دست خود او را دوباره بالا کشیدهایم که در سطح ما قرار گیرد یا اینکه خود پایینتر رفتهایم که در سطح او قرار گیریم و این کار به طور طبیعی به او و توهینش اعتبار بسیار بیشتری اعطا میکند.
در روایتی از امام علی(ع)آمده است که دو نفر به یکدیگر فحش نگفتند، مگر آنکه پستترین آنان غلبه کرد. نکته اینجاست که به هر حال هر دو در صفت پستی با هم مشترک هستند و تنها در کم و زیادش با هم تفاوت دارند.
همچنین در روایت دیگری عیاض بن حمّاد میگوید: عرض کردم: ای رسول خدا(ع)! درود خدا بر تو باد، مردی از قوم و قبیله من که از من دونپایهتر است، به من ناسزا میگوید، آیا اشکال دارد من هم به تلافی این کار، او را دشنام دهم؟ پیامبر فرمود: دو کس که یکدیگر را ناسزا گویند، دو شیطاناند که به یکدیگر پارس میکنند و به جان هم میافتند.
متأسفانه گاهی مقابله به مثل از تبدیل به مقابله به بدتر میشود تا جایی که شخص دشنام خورده به کتک زدن دشنام دهنده میپردازد و گاهی کار چنان بالا میگیرد که به قتل یکی از آن دو میانجامد. مردی یک نفر را به خدمت علی(ع) آورد و عرض کرد: دیدم که این عده از دوزخی بودن تو [حضرت علی(ع)] سخن میگویند، همگی فرار کردند، اما من این یکی را گرفتم. علی(ع)فرمود: آیا کسی را بکشم که مرا نکشته است؟ مرد عرض کرد: او تو را دشنام میداد. حضرت علی(ع)فرمود: تو هم او را دشنام ده یا رهایش کن و فرموده: جواب دشنام، دشنام است یا چشمپوشی از گناه.
• پذیرفتن
پذیرش، پاسخی نیرومند در میان پاسخها. وقتی کسی به ما توهین میکند ما باید سه چیز را بررسی کنیم. آیا آن توهین راست است؟ کسیکه آن را انجام داده کیست و چرا؟ اگر آن توهین راست باشد، کار توهینکننده توجیه مییابد و انگیزهاش ارزشمند؛ پس در واقع توهینی صورت نگرفته است؛ بلکه واقعیتی بیان شده است که خود میتواند برای ما مفید باشد؛ مثل اینکه کسی به ما بگوید زیپ شلوارت باز است و واقعاً باز باشد؛ و به همین سبب ما به والدین یا معلمان یا بهترین دوستمان به خاطر رفتار توهین آمیزشان حمله نمیکنیم و نباید هم بکنیم؛ زیرا غالباً توهین آنان توهین نیست بلکه بیان واقعیت است.
بهطور کلی اگر توهین کننده کسی است که ما برای او احترام قائلیم باید دربارة توهین او فکر کنیم و تا جایی که میتوانیم از آن درس یاد بگیریم ولی اگر شخصیت توهین کننده به گونهای است که ارزش توجه ما را ندارد، پس دلیلی ندارد که به او حمله کنیم؛ همانطور که ما به یک سگ در حال پارس کردن حمله نمیکنیم.
• حکیمی میهمان داشت. همسر حکیم عصبانی بود و سفره را به هم زد. میهمان ناراحت شد و میخواست برود. حکیم به میهمان گفت: آیا اگر پرندهای این سفره را به هم میزد، شما ناراحت میشدید؟ میهمان گفت: خیر. حکیم گفت: شما فکر کن که همسر من هم یک پرنده بود که سفره را به هم زد.
• شوخطبعی
شوخطبعی پاسخی تاثیرگذار است به سه دلیل: توهین را دست کم میگیرد، تماشاگران را پراکنده میکند و از سنگینی فشار موقعیت میکاهد. مثل آنجا که شاعری میگوید:
هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره به غم نمیخراشیم
ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم
گفتهاند که شخصی نامهای به خواجه نصیر الدین طوسی نوشت و او را به زشتی یاد کرد. از جمله در نامه خطاب به او نوشته بود: «ای سگ پسر سگ». خواجه در پاسخ، این جمله را نوشت: اما اینکه مرا سگ پسر سگ خواندهای درست نیست؛ زیرا سگ با چهار دست و پا راه میرود، عوعو میکند و ناخنهایش دراز است، اما من قامتم راست، پوست بدنم بدون مو، ناخنهایم پهن، حرف میزنم و میخندم.
• نادیده گرفتن
نادیده گرفتن روشی آسان و در عین حال قدرتمند. نادیده گرفتن و رد شدن به گونهای که گویی از کنار لاشة بدبوی حیوانی رد میشوید. داستان مشهور اهانت مرد بازاری به مالک اشتر و خم به ابرو نیاوردن مالک را که همه شنیدهایم، نمونهای از این برخورد است که با برخورد کریمانة دعا کردن برای او ادامه مییابد.
خدای تعالی در قرآن کریم در توصیف بندگان خاص خود میفرماید: «بندگان خاص خداوند رحمان آنانند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه میروند و هـنـگـامـی کـه جاهلان آنان را مخاطب سازند، به آنها سلام می گویند (و با بی اعتنایی و بزرگواری میگذرند).» (فرقان: ۶۳)
به بیان دیگر بندگان ویژة خدای رحمان در پـاسخ سفیهانی که به سخنان احمقانه و زشت میپردازند، سلام میگویند. سـلامـی که نشانة بی اعتنایی توأم با بزرگواری است، نه ناشی از ضعف، سلامی که دلیل عدم مقابله به مثل در برابر سبکمغزان است، سلام وداع گفتن نه سلام تحیت که نشانة محبت و پیوند دوستی است، سلامی که نشانه حلم و بردباری و بزرگواری است.
شاعر عربی سروده است:
و لقد أمرّ علی اللئیم یسبّنی فمررت فثم قلت لا یعنینی
ترجمه: من از کنار انسان پستی عبور میکنم که به من دشنام میدهد؛ پس من رد شدم و با خود گفتم با من نیست.
همچنین در حدیثی منصوب به امام رضا(ع)داریم که میفرماید: «کار زشت یا حرف زشت را برای اهلش واگذار که هر کار زشتی، اهلی دارد.» و نیز حضرت علی(ع)به قنبر که میخواست به کسی که به او [قنبر] ناسزا گفته بود، ناسزا گوید، فرمود: «آرام باش قنبر! دشنامگویِ خود را خوار و سرشکسته بگذار تا خدای رحمان را خشنود و شیطان را ناخشنود کنی و دشمنت را کیفر داده باشی. سوگند به خدایی که دانه را شکافت و خلایق را بیافرید، فرد مؤمن پروردگار خود را با چیزی همانند بردباری خشنود نکرد و شیطان را با حربهای چون خاموشی به خشم نیاورد و احمق را چیزی مانند سکوت در مقابلش کیفر نداد.»
• برخورد کریمانه
منظور از برخورد کریمانه رفتارهایی حاکی از روح بزرگ و شخصیت سالم و رشدیافتة فرد است و معمولاً توهینکننده را از کردة خود شرمسار و پشیمان میکند و چه بسا او را وادار به عذرخواهی کند. به چند نمونه از گفتار و رفتار بزرگان در این زمینه اشاره میکنیم.
«هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است!» (فصلت: ۳۴)
امام صادق(ع)فرمودند: «اگر کسی به شما گفت: یکی بگو و ده تا بشنو، بگو اگر ده تا گفتی یکی هم نمیشنوی، هر کس تو را فحش داد بگو اگر در آنچه میگویی صداقت داری از خداوند میخواهم مرا بیامرزد و اگر دروغ میگویی از خداوند میخواهم تو را رحمت کند.»
مردی شامی تحت تأثیر تبلیغات معاویه وقتی حسین بن علی(ع)را در مدینه شناخت، به آن حضرت دشنام داد، حضرت بدون آنکه ابراز ناراحتی کند، پس از آنکه چند آیه از قرآن دربارة حسن خلق و عفو و اغماض قرائت کرد به او فرمود: «ما برای هر نوع خدمت و کمک به تو آمادهایم. آنگاه از او پرسید: آیا از اهل شامی؟ مرد جواب داد: آری. حضرت فرمود: من با این خلق و خوی سابقه دارم و سرچشمة آن را می دانم.»
پس از آن فرمود: «تو در شهر ما غریبی، اگر احتیاجی داری حاضریم به تو کمک دهیم، حاضریم در خانة خود از تو پذیرایی کنیم، حاضریم تو را بپوشانیم، حاضریم به تو پول بدهیم.» مرد شامی که منتظر بود با واکنش شدیدی روبرو شود نه با چنین گذشت و رفتار نرمی، چنان منقلب شد که گفت: «آرزو داشتم در آن وقت زمین شکافته میشد و من به زمین فرو میرفتم و این چنین نشناخته و نسنجیده گستاخی نمیکردم. تا این لحظه برای من در همة زمین کسی از حسین و پدرش مبغوضتر نبود و از این لحظه برعکس، کسی نزد من از او و پدرش محبوبتر نیست.»
• کمک گرفتن از مراجع قانونی
البته از نظر حقوقی فحش دادن جزو جرایم است و پیگرد قانونی دارد و برای آن مجازات تعیین شده است که برای آشنایی با آنها میتوان به قانون مجازات ایران، مواد ۱۳۹ تا ۱۴۵ مراجعه کرد. همچنین در مواردی که دشنامدهنده، در سازمان یا کارخانه یا فروشگاهی یا مواردی از این دست باشد و در همان محیط توهین کرده باشد، میتواند به مقام بالاتر از او گزارش داد و درخواست رسیدگی کند.
نتیجهگیری
ما هرگز نیازی به واکنش شدید و تند از قبیل عصبانیت و توهینهای بدتر و کتککاری و… در برابر توهینها نداریم. با مقابله به مثل و شوخطبعی نیز شاید بتوان توهینکننده را به نحو مسالمتآمیزتری تنبیه کرد؛ اما تمام روشهای پیشگفته مشکلات خاصی دارند که بهتر است سراغ آنها نرویم؛ به جای آن از روشهایی مانند پذیرش، نادیده گرفتن و برخورد کریمانه و یاری گرفتن از مراجع قانونی استفاده کنیم که واکنشهایی مؤثرتر و زیبندهترند.
کتابنامه
۱. احمدی دارانی، علیاکبر، رشیدیاشجردی، مرتضی، گنجینه لطایف [بازنویسی کتآب لطایف اثر فخرالدین علی صفی]، زیرنظر اکبر ایرانی، علیرضا مختارپور، تهران، اهل قلم، ۱۳۸۱ش.
۲. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، باعتناء هلموت ریتر [… و دیگران]، بقیبادنفرانز شتاینر، شرکة المتحدة للتوزیع، ۱۳۸۱ق.
۳. علی بن موسی(ع)، امام هشتم، الفقه المنسوب للامام الرضا علیهالسلام و المشتهر ب (فقه آلرضا)، تحقیق موسسة آلالبیت علیهمالسلام لاحیاء التراث، مشهد، الموتمر العالمی للامام الرضا علیهمالسلام، ۱۴۰۶ق.
۴. لیثی واسطی، علی بن محمد، عیونالحکم و المواعظ، محقق، مصحح، حسنی بیرجندی، حسین، قم، چاپ اول، دار الحدیث، ۱۳۷۶ش.
۵. محمدی ریشهری با همکاری جمعی از پژوهشگران، دانشنامه میزان الحکمة، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، موسسه علمیفرهنگی دارالحدیث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۷۷ش.
۶. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، مصحح محمدباقر بهبودی، تهران، وزارة الارشاد الاسلامی، ۱۳۶۰ش.
۷. مطهری، مرتضی، داستان راستان، تهران، صدرا، ۱۳۸۰ش.
۸. مفید، محمدبنمحمد، امالی، مترجم حسین استاد ولی، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۶۴ش.
۹. مکارم شیرازی، ناصر با همکاری جمعی از فضلا، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۸۹ش.
۱۰. ورام، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهة النوادر: المعروف بمجموعة ورام، تهران، مرکز فرهنگی انتشاراتی رایحه، ۱۳۷۸ش.
پایش سبک زندگی، سال سوم، شماره ۱۴، مرداد ۱۳۹۵، صفحات ۶۲-۶۷.