مصرف‌گرایی و سبک زندگی

نویسنده: دکتر مهدی فدائی

تعریف مصرف

مصرف واژه ای عربی است و در زبان فارسی به هزینه و در زبان انگلیسی به Consumption تعبیر می-شود. در اصطلاح اقتصادی در تبیین مقوله مصرف چنین گفته اند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاک) به دو منظور استفاده می‌شود: بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد که صرف به‌دست آوردن لذت در سبک زندگی می‌گردد، مصرف نام دارد.  بر این اساس پس انداز، مبلغی از درآمد است که به مصرف نمی رسد و مصرف به علاوه پس انداز، مساوی درآمد خواهد بود.

اقسام مصرف

در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه عمده خوراکی‌ها و غیرخوراکی‌ها را دربرمی‌گیرد. خوراکی‌ها، شامل آشامیدنی‌ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر خوراکی‌ها، شامل گروه‌های پوشاک و کفش، مسکن، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حمل ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی‌ها، خدمات فرهنگی و کالاها و خدمات متفرقه است.  از سوی دیگر مصرف در سبک زندگی را از جهتی می‌توان به دو قسم مصرف مادی و مصرف فرهنگی تقسیم نمود. افراد در مصرف فرهنگی، انواع کالاها و نمادهای ارزشمند را، نه به خاطر ارزش مادی‌شان بلکه به دلیل ارزش فرهنگی آن‌ها و به منظور ایجاد تصاویری مطلوب از خویش در ذهن دیگران مصرف می‌کنند؛ کتاب، موسیقی، شبکه‌های اجتماعی و… مواردی از مصارف فرهنگی افراد است.

تاریخچه مصرف گرایی در جهان و ایران

مصرف‌گرایی عبارت است از: اصالت دادن به مصرف و هدف قرار دادن رفاه و دارایی‌های مادی. برخی مصرف‌گرایی را به معنای برابر دانستن خوشبختی شخصی با خرید دارایی‌های مادی و مصرف گرفته‌اند. در پروسه مصرف‌گرایی، جامعه، از جامعه تولیدی به جامعه مصرفی تبدیل، و اصل در جامعه، حداکثرسازی مصرف و لذت‌گرایی می شود. برای تسریع در تبدیل جامعه به جامعه مصرفی، از سیاست‌های برگزاری نمایشگاه‌ها، تأسیس فروشگا‌ه‌های بزرگ و زنجیره‌ای، ورود و ظهور کالاهای مصرفی ارزان‌قیمت در حجم فراوان استفاده شده است. تفاوتی که جامعه مصرفی با پیش از خود داشت این بود که قبلاً مصرف کالاهای فراوان ویژه طبقه و سبک زندگی ثروتمندان و مرفه بود اما در جامعه مصرفی، مصرف این کالاها برای مردم عادی نیز رواج یافته است. البته در مصرف کالاها، کالاهای گران‌قیمت و با کیفیت بالا ویژه ثروتمندان و کالاهای ارزان‌قیمت و با کیفیت پایین‌تر ویژه مردمان عادی است.
مصرف‌گرایی با تغییر اندیشه مردم درباره مصرف پدید می‌آید. در زمان‌های گذشته مردم به تهیه کالاها و خدمات ضروری و درجه اول و بعد کالاهای غیر ضروری با اولویت و توان خرید خود می‌پرداختند و در تهیه و تولید مایحتاج خود نقش داشتند و این اندیشه رایج مردم بود؛ اما برای اشاعه مصرف‌گرایی لازم بود این نوع نگرش در سبک زندگی تغییر یابد؛ بنابراین به وسیله تبلیغات از طریق وسایل ارتباط جمعی در نوع نگرش مردم تغییر داده شد و مردم در پی هر چه بیشتر مصرف کردن بودند و هستند. در این تغییر، اصل اساسی این بود که مصرف تبدیل به یک ارزش و هنجار شد و مصرف‌گرایی دیگر نکوهیده نبود. نظام سرمایه‌داری از رسانه‌ها به عنوان ابزاری برای آماده‌سازی بسترهای فرهنگی و فکری مصرف‌گرایی بهره می‌گیرد و قشرهای اندیشه‌ور و متوسط را هدف خود قرار می‌دهد. مصرف‌گرایی نوین از اواخر قرن نوزدهم با شعار «بگذار مرزها آزاد باشند» شروع شد و در نیمه اول قرن بیستم به اوج خود رسید. مردم در این پارادایم به مصرف به صورت امری که بر مبنای خواست آنان است نگاه می‌کنند و فقط بر مبنای رفع نیاز نیست.
امروزه مصرف‌گرایی بی‌رویه گریبان‌گیر سبک زندگی اکثر کشورها شده است. شرکت‌های چند ملیتی و جهانی، مناطق آزاد، فضای مجازی اینترنت و تبلیغات ماهواره‌ای مرزها را در هم شکسته و مخاطبان خود را پیدا می‌کند. این وسایل، سلیقه‌ها و فرهنگ مصرف را تغییر می‌دهند. افراد جامعه هر روز دنبال مدهایی هستند که شب از ماهواره دیده‌اند. خرید اینترنتی نیز خیلی از محدودیت‌ها را برداشته است. گاهی در این فضاها کالاهایی خرید و فروش می‌شود که بدون آن امکانش نیست یا به سختی صورت می‌گیرد و در برخی موارد، ناهنجاری‌های اجتماعی شمرده می‌شود مانند خرید و فروش اعضای بدن.
مصرف‌گرایی نوین در پی زیاد کردن مصرف با هدف حداکثر کردن سود است و این مصرف انبوه است که تولید انبوه و سود بیشتر را به دنبال دارد. برای مصرف انبوه باید افراد بیشتری مصرف‌ کننده باشند و نمی‌توان به مصرف طبقه مرفه و ثروتمند بسنده کرد. برای همین با یاری جستن از وسایل تبلیغات جهانی، تمام مردم جهان، در اقصی نقاط آن به مصرف‌گرایی کشیده شدند. برای این‌که مصرف انبوه محدود نشود، تولید از کالاهای ضروری به کالاهای غیرضروری و لوکس کشیده شد و برای دوام مصرف انبوه، نیازهای کاذب تبلیغ شد. سیاست دیگر، تولید کالاهای یکبار مصرف، بی‌دوام و غیرقابل تعمیر بود تا مصرف‌کننده به جای تعمیر و استفاده دوباره، خود کالا را مجدداً خریداری کند. ابزارهای مهم مصرف‌گرایی نوین عبارتند از:
۱.    تأسیس فروشگاه‌های بزرگ؛
۲.    تأسیس شرکت‌های چند ملیتی و جهانی؛
۳.    تبدیل خرید و مصرف به هنجار و ارزش؛
۴.    ظهور مدگرایی و اشاعه نیازهای کاذب؛
۵.    تبلیغات گسترده به وسیله وسایل ارتباط جمعی؛
۶.    حراج‌های پی در پی؛
۷.    استفاده از کارت‌های اعتباری

دوره‌های مصرف در جهان امروز

نظریه‌ها و رویکردهای متفاوتی در دوره‌های گوناگون درباره مصرف وجود دارد که در هر دوره، رویکرد ویژه آن حاکم بوده است. در دوره مرکانتیلیست‌ها  مصرف مولد رایج بود یعنی مصرف کالاها و خدماتی که خود تولید‌کننده آن است. بعد از آن رویکرد اقتصاددانان به مصرف تغییر یافت و به مصرف فردی در دوره مارژنالیست‌ها  تبدیل شد. بعد از این دوره به مصرف هر چه بیشتر تأکید می‌شود و مصرف، اساس رونق اقتصادی است. در دوره کنونی نیز به مصرف کارکردی توجه می‌شود. در این رویکرد به عوامل غیراقتصادی و اثر آن‌ها به مصرف توجه می‌شود. در جدول ذیل این سه دوره با هم مقایسه شده است:

 

عنوان دوره مشخصه اصلی اصول و مبانی
مرکانتیلیست‌ها مصرف مولد (مصرف خدمات و کالاهایی که فرد تولید‌کننده آن هستند) ۱. ثروت جهان معین و مشخص است؛ ۲. رقابت برای به‌دست ‌آوردن ثروت، نوعی بازی سر جمع صفر است؛ ۳. سیاست‌های ملی و بین‌المللی در جهت رفاه بر پایه به‌دست آوردن شمش‌های طلا استوار است؛ ۴. بین مصرف مولد که باعث موازنه تجاری و مصرف غیرمولد که باعث بر هم زدن است، تفاوت قائل بودند.
مارژنالیست‌ها مصرف فردی (مصرف هر چه بیشتر، باعث رونق اقتصادی و به حرکت درآمدن چرخه‌های اقتصادی است) ۱. در برابر مرکانتیلیست‌ها قرار دارند؛
دوره اخیر مصرف کاربردی ۱. بازار یک کالا ویژگی‌های گوناگونی دارد که تقاضا، قیمت و مقدار مصرف را تعیین می‌کند مانند مؤلفه راحتی و امنیت در خرید خودرو؛ ۲. عامل‌های غیراقتصادی در مصرف دخیل‌اند؛ ۳. هدف، به‌دست‌آوردن فایده‌مندی بیشتر از مصرف یک کالا است.

رواج مصرف گرایی در ایران

در دوره پهلوی دوم با وابستگی درآمد دولت به نفت و نابود شدن صنعت کشاورزی، الگوی مصرف تابعی از تولیدات خارجی شد. در این دوران، رفتارهای مصرفی تغییر کرد و شکل جدیدی به خود گرفت. در این دوران، این اندیشه نادرست رواج یافت که باید سرمایه خدادادی نفت را برای مصرف روزانه به کار برد که این اندیشه، دولت را از برنامه‌ریزی مناسب برای حال و آینده غافل کرد. افزایش روزافزون مهاجرت از روستاها به شهرها و مشکلات اقتصادی و نیاز به نیروی کار در شهرها به دلیل صنعتی شدن سبب تشدید گرایش به مصرف از نظر کمی و کیفی شد. پس از انقلاب نیز با پایان جنگ و تحقق ثبات نسبی کشور، با روند توسعه اقتصادی کشور و به دلیل اتکا بر درآمدهای نفتی، روند مصرف کالاهای خارجی افزایش یافت و این افزایش مصرف بدون توجه به توان تولیدی جامعه بود. افزایش درآمدهای نفتی پس از جنگ، به جای سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی کشور، در راه تغییر الگوی مصرف و مصرف‌گرایی بیشتر به کار گرفته شد و الگوی مصرف وارداتی تثبیت شد. همچنین، واردات کالاهای متنوع با تعرفه‌های پایین، افزایش هزینه‌های دولت برای ایجاد کالاهای عمومی، افزایش حقوق و سطح درآمد خانواده‌ها، مردم را به سمتی سوق داد که با پرداخت کم‌ترین هزینه، بیشترین بهره‌مندی را انتظار داشته باشند. البته در اینجا نباید تلاش‌های غرب در جهت وابستگی اقتصادی و به بندکشیدن کشورهای اسلامی را فراموش کرد.

پایش سبک زندگی، سال سوم، شماره ۱۳، خرداد ۱۳۹۵، صفحات ۷۴-۷۷.

مطالب مرتبط
ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.